کد خبر: ۳۴۵
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۲:۴۵

برگزاری نشستهای دوم، سوم و چهارم  از برنامه کرسی مطالعاتی فرهنگ و امنیت

 

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه نشست های بعدی از برنامه کرسی مطالعاتی فرهنگ و امنیت با عناوین  نشست دوم (امنیت هویت با نگاه ایرانی) نشست سوم( امنیت و هویت قومی) و نشست چهارم(با تاکید بر جریان شناسی تحولات قومي در آذربايجان) در پژوهشگاه برگزار گردید

 

گزارش نشست دوم «برنامه کرسی مطالعاتی فرهنگ و امنیت» با عنوان:

امنیت هویت با نگاه ایرانی

·        زمان جلسه: دوشنبه 6/11/93 ساعت 8 10

·        سخنران: دکتر ابراهیم حاجیانی (مدیر گروه پژوهش های فرهنگی مرکز مطالعات استراتژیک)

خلاصه سخنرانی:

هنگامیکه از امنیت صحبت می کنیم باید ابتدا به چند سئوال پایه ای پاسخ دهیم:

نخست آنکه، واحد سنجش و مشاهده ما چیست؟ دوم آنکه، در این واحد تحلیل، دغدغه اصلی اما را چه چیزی تشکیل می دهد؟ و سوم آنکه، برای رفع این دغدغه چه باید کرد؟

سطوح تحلیل درباره امنیت دچار تفاوتهای فراوانی شده است. امروز در سطح میان دولت و فرد از امنیت گروههای اجتماعی هم سخن به میان می آید. امنیت دولت نیز هم شامل امنیت ملی است، هم امنیت منطقه ای و هم امنیت اتحادیه ها.

مباحث نظری مرتبط با امنیت چندان مفصل نیست. مهمترین این نظریه­ها توسط باری بوزان در مکتب کپنهاگ مطرح می شود که در تحلیل های امنیتی بر موضوع حفظ و اهمیت سبک زندگی تاکید می کند. اهمیت زبان و فرهنگ و هویتهای قومی از این طریق وارد مباحث مرتبط با امنیت می شود. تعریف و جایگاه هویت از دیگر مباحث مرتبط با امنیت فرهنگی است که در این زمینه حفظ امنیت با حفظ ویژگی های منحصربفردی که یک جامعه دراست در ارتباط قرار می گیرد. ایده بعدی توسط گیدنز مطرح می شود که همان امنیت هستی شناختی است. بحث گیدنز نیز همان دغدغه حفظ ویژگی های زندگی یک جامعه است. وقتی از امنیت اجتماعی صحبت می شود، حفظ میراث و سنتهای زندگی مدنظر قرار می گیرد.

مهمترین تفاوت امنیت اجتماعی با امنیت هویتی این است که در امنیت اجتماعی بحث جرم در میان است و امنیت در تعامل با دیگران مطرح می شود در حالیکه در امنیت فرهنگی بحث جرم مطرح نیست بلکه هر عاملی که در فضای معنایی جامعه ایجاد اختلال کند می تواند امنیت اجتماعی را تحت تاثیر قرار دهد.

هنگامیکه از امنیت هویت سخن می گوییم باید آن را هم برای فرد در نظر گرفت، هم برای جامعه و هم برای دولت. در بسیاری از سطوح معمولا امنیت فقط برای دولت در نظر گرفته می شود در حالیکه به اعتقاد آمارتیاسن، اساس خشونت در جهان مدرن از آنجا آغاز می شود که افراد احساس کنند هویتشان دچار خدشه شده است.

یکی از مبانی و علل تداوم مشروعیت دولتها، حفظ و حمایت از هویت جامعه است. در برخی اوقات نیز هویت دولت و جامعه یکی می شود که در این حالت دولت از بیشترین میزان مشروعیت برخوردار است.

یکی دیگر از نظریات مهمی که در این زمینه مطرح می شود، دیدگاه جان استیل است. مطابق دیدگاه او، بسیاری از رفتارهای دولتها در عرصه بین المللی را نیز می توان بر مبنای تلاش آنها برای حفظ هویت معنا کرد. در حالیکه در نگرش های سنتی مهمترین علل کنش های دولتها در عرصه بین المللی حفظ و تامین منافع بوده است در دیدگاه استیل حفظ هویت و تلاش دولتها برای نشان دادن خود به عنوان یک کنشگر اخلاقی نقش مهمتری ایفا می کند.

در بحث روابط بین الملل موضوع امنیت و هویت با جایگاه دیگری و از زاویه دیگری به طور جدی مورد توجه قرار می گیرد. در اینجا دولت ها رفتارهای هویت مدارانه انجام می دهند و دولت ها ایثارگر و فداکار می شوند درست مانند آدم ها که برای هویتشان مبارزه می کنند دولت ها هم برای حفظ هویت و احساس تداوم و احساس ما و من بودن و حفظ شرافت و حفظ افتخاراتشان وارد صحنه بین الملل می شوند.

مفهوم اخلاق و سیاست و اخلاق و سیاست و هویت بحث هایی مطرح می شود که می تواند بحثی جدید باشد.

با توجه به این ابعادی که طرح کردم اگر بخواهم تعریفی مشخص از بحث امنیت و هویت بدهیم که هم شمول داشته باشد که هم امنیت و هویت برای افراد، گروه های اجتماعی و قومی و هم امنیت دولت ها برای جامعه خودشان در سطح بین الملل می توانیم بگوییم مجموعه نگرانی ها نسبت به هویت جامعه، هویت فرهنگی جامعه و جامعه و دولت (ممکن است جامعه و دولت تفاوت هایی داشته باشند) هویت موجود در جامعه الزاماً در دولت انعکاس ندارد.

اگر بخواهیم در مورد ایران بحث کنیم که چه عواملی تهدید کننده امنیت و هویت در جامعه ایران است. مسأله اصلی به نظر من در جامعه ایران و جوامع دیگر مشکل اصلی برای حفظ هویت و امنیت بحث تکثر است که بلای جان جوامع شده و فرایندی است اجتناب ناپذیر. تکثر پدیده جدیدی نیست اما در جامعه جدید خیلی زیاد است در گذشته قبیله ها، فقط قبیله های ژنتیکی و عشیره ای بوده اند اما الان قبیله ها به شدت زیاد شده اند. الان قبیله ها مبتنی بر سبک های زندگی هستند، عده ای که موسیقی خاصی گوش می دهند، عده ای که مصرف رسانه خاصی دارند، عده ای که سبک ها و شیوه های زندگی متفاوتی دارند. این ایجاد جهان زیست های متعدد به قول شایگان «افق ها». شکل گیری انواع افق ها برای زندگی. چون افق چشم اندازی است که انسانها دارند. تنوع این افق ها که هرکسی افق خاص خودش را دارد و دنبال می کند و شکل گیری انواع سبک های زندگی موجب شکل گیری پدیده ای می شود به نام قبیله های فرهنگی. مهمترین مسئله هم برای شهروندان و هم دولت مسئله تکثر است. حال چه کنیم که این تکثر مسئله ساز نشود این موضوعی است که باید مورد توجه قرار گیرد.

نکته اینجاست که آیا در زمانه ای که با تکثر فرهنگی روبروییم آیا می توان از هویت ثابت سخن گفت. در پاسخ به این سئوال ما تعریف خود از امنیت هویت را مطرح می کنیم که مطابق با آن: امنیت هویت حفظ تناسب و هماهنگی و همزیستی و انطباق میان عناصر و هویتهای یک جامعه است.

در ادبیات حوزوی مفهومی به نام تعایش وجود دارد به معنی آنکه علیرغم تمام منازعات باید در کنار هم زندگی کنیم که می تواند به معنای حفظ ارتباطات در جهان چند فرهنگی است. آنچه می تواند این تعایش را بر هم بزند برجسته شدن یکی از هویتهای چهارگانه ملی، قومی، مذهبی و مدرن است. هر اندازه که تناسب میان این هویتهای چهارگانه افزایش یابد، امنیت فرهنگی نیز ارتقاء خواهد یافت.

عدم به گزینی و برجسته سازی یکی از مهمترین استراتژی های ما برای حفظ امنیت و هویت ماست و موضوع بعدی هم تقویت روابط میان فرهنگی است.

در مرداد 93 دوستان ما در ایسپا مطالعه ای انجام دادند و ما پنج شش دغدغه  مهم هویتی نظام را از مردم سئوال کردیم. پنج شش شاخص و نگرانی مهم نظام که همین روزهای اخیر هم مطرح است در مورد بی حجابی، ماهواره، تهاجم فرهنگی، دینداری و حفظ زبان و ادبیات فارسی حدود شش آیتم و محور را از مردم پرسیدیم تا بدانیم مردم هم این نگرانی را دارند یا نه؟ میانگین عمده انها از متوسط به بالا مردم هم این نگرانی ها را دارند. در همه آیتم ها نگرانی های جامعه با نگرانی های هویتی نظام یکی است و باید تلاش کنیم این حفظ شود و این نزدیکی و قرابت بیشتر شود.

 

گزارش نشست سوم «برنامه کرسی مطالعاتی فرهنگ و امنیت» با عنوان:

امنیت و هویت قومی

·        زمان جلسه: یکشنبه  3/12/93، ساعت 8 -11

·        سخنرانان:

ü     آقای احسان هوشمند (جامعه شناس و پژوهشگر مسایل قومی)

ü     آقای کاوه بیات (تاریخ نگار و پژوهشگر)

 

Ø     سخنرانی نخست: آقای احسان هوشمند

یکی از مهمترین مسایل قومی در ایران، مسله اهل سنت ایران است. در مورد مسایل قومی در کشور هیچ نهادی به عنوان متولی مشخص به رصد وقایع و انجام پژوهش در این زمینه نمی پردازد. این مساله مخصوصا با توجه به اهمیت تحولات جهان سنی مذهب در دنیای امروز اهمیت بیشتری پیدا می کند. در اینجا به نکاتی راجع به مسایل اهل سنت ایران اشاره خواهم کرد که البته از مجموعه تحولات منطقه جدا نیست.

یکی از نکات مهم در مورد جامعه اهل سنت ایران فقدان هر نوع آمار رسمی در مورد جمعیت و یا سایر شاخص های این جامعه است. در سرشماری های کشور اطلاعات مربوط به مذهب احصا نشده است. برآوردهایی توسط نهادهای خارجی انجام شده است که البته دقیق نیست. با نگاهی به نقشه ایران مشاهده می شود که در اکثر نقاط مرزی کشور جمعیت اهل سنت یا قابل توجه است و یا حتی غلبه دارد. امروز در جنوب کشور با پدیده تازه ای مبنی بر تغییر مذهب از شیعه به سنی مواجهیم که می تواند اثرات فراوانی داشته باشد. در همین زمینه مسایلی مثل الگوی مهاجرت اهل سنت، رشد جمعیت اهل سنت و.. از جمله مسایلی است که باید مورد توجه قرار گیرد. در اطراف کشور ما هم تحولاتی در جریان است که بر وضعیت داخلی ما اثرگذار خواهد بود.

در مرزهای شرقی با کشور پاکستان همسایه ایم که اصولا بر مبنای یک ماهیت دینی شکل گرفته است. جریان های امنیتی در این کشورها مدت مدیدی است که رهبری و هدایت جریانهای سلفی را بر عهده دارند. در این کشور شاهد یک جامعه فرقه ای همراه با شکافهای اجتماعی گسترده و فقر مادی اکثر مردم هستیم. مکتب دیوبندیه در پاکستان، اسلام حنفی را با حنبلی پیوند داده و این پیوند را به پیوند با وهابیت نیز تعمیم داده است. در این کشور فقیر، حدود سیزده هزار مدرسه دینی وجود دارند که برخی از آنها بین 5 تا 10 هزار طلبه را مورد آموزش قرار می دهند. در رژیم گذشته پاکستان مامنی برای علمی اهل سنت داخل ایران بود. این در حالی است که رژیم سابق نیز نسبت به گسترش وهابیت در کشور نگران بود. از دهه 1320 و با تاسیس دانشکده الهیات شافعی، وابستگی به خارج در میان وابستگان به این گروه کاسته شد.

دیگر همسایه شرقی یعنی کشور افغانستان نیز با شاخصه هایی نظیر فقر، طایفه گری، نفوذ طالبان و القاعده، اقتدار جنگ سالاران و... شناخته می شود و امروزه یکی از مهمترین مراکز تامین نیرو برای تکفیری ها در عراق و سوریه به شمار می آید.

در مرزهای غربی ما هم تحولات بیسابقه ای در حال وقوع است. امروز حداقل یک سوم عراق و سوریه تحت نفوذ داعش و تکفیری ها قرار دارد. شکافهای سیاسی و قومی و طبقاتی در عراق روزبروز در حال افزایش است. در لیبی، نیجریه، سودان و در بسیاری دیگر از نقاط آفریقا شاهد افزایش نفوذ و تسلط جریانهای تکفیری و سلفی هستیم.

در حوزه مسایل داخلی در ابتدا باید به چند پیش فرض توجه کنیم. اولا، بخش وسیعی از میراث فرهنگی و تمدنی ما از آن اهل سنت است. افرادی نظیر مولوی، عطار، سعدی، حافظ و... همگی جزو اهل سنتند. ثانیا، جامعه ایرانی در سک سده گذشته شاهد شکافها و تنش های عمیق مذهبی نبوده است هر چند همواره برخی توهین های محدود وجود داشته است.

یکی دیگر از نقاط آسیب ما جدافتادگی و بی خبری میان مناطق اهل سنت مرزی با مناطق مرکزی کشور است. نخبگان مرکزی ما در این سالها کمتر به میان مردم مناطق مرزی رفته اند و از سوی دیگر برخی سیاستهای غلط نظیر بومی گزینی دانشگاهها موجب شده است تا هیچ نوع امکانی برای آشنایی و امتزاج فرهنگ ها ایجاد نشود.

نکته مهم دیگر در حوزه مسایل داخلی، الگوی مهاجرت در میان اهل سنت است که به برخی شایبه ها دامن زده است. الگوی مهاجرت در داخل کشور ایران با سایر نقاط جهان دارای تفاوتهایی است. در حالیکه در سایر نقاط جهان مهاجرتها مقطعی و به تدریج به سمت مراکز پیرامونی صورت می گیرد و نهایتا در حد کمی به پایتخت منتهی می شود، در ایران اکثر مهاجرتها در بدو امر به تهران و اطراف آن صورت می گیرد. در این میان استانهای مرزی کشور از جمله مهمترین استانهای مهاجر فرست به تهران به حساب می آیند. اما الگوی مهاجرت در میان اهل سنت کاملا با الگوی کشور مخالف است. به عنوان مثال اگر رشد جمعیت شهر بیجار به عنوان تنها شهر شیعه نشین کردستان از دهه 40 تا الان صفر یا منفی بوده است بواسطه چنین الگویی است. زیرا شیعیان این شهر نیز همانند سایر شهرهای مرزی به سمت تهران مهاجرت می کنند. اما در همین زمان جمعیت بوکان و سقز چند برابر شده است. برخی گمان می کنند که این رشد جمعیت به خاطر زاد و ولد بوده است در حالیکه اینگونه نیست چون الگوی مهاجرت در این مناطق الگوی منطقه ای است یعنی از سایر روستاها و ماطق سنی نشین به این شهرها مهاجرت صورت گرفته است. با چنین روندی در چند سال آینده باید چشم انتظار آن باشیم که کمربند مرزی کشور کاملا به منطقه سنی نشین تبدیل شود.

Ø     سخنرانی دوم: آقای کاوه بیات

در تاریخ معاصر ایران بیشتر با تحقیقات ایلی، عشایری و... سر و کار داریم تا تحقیقات پیرامون مسایل قومی و شکاف های مذهبی. تعارضی که جامعه ما از قدیم با آن روبرو بوده است تعارض میان یکجانشینی و تمرکز است. در بیشتر مناطق ایران ما با ساختارهای ایلی و عشایری روبرو بوده ایم که البته پیوندهایی نیز در برخی مناطق با کشورهای هم مرز با ایران داشته اند. در تاریخ ما بیشتر شاهد تنش های عشایری و تعارض های ناشی از تغییر نظام ایلی به نظام متمرکز مدرن بوده ایم که در مباحث امروزی به غلط رنگ و بوی قومی به خود گرفته است. بسیاری از مباحث امروزی پیرامون مسایل قومی در ایران ناشی از غلبه گرایش های چپ و مارکسیستی در اوایل انقلاب است که به این مسایل رنگ و بوی ایدئولوژیک بخشیدند. به عنوان نمونه مساله ترکمن صحرا یکی از این مسایل است. این چنین بحث هایی برای ما آشنا بود مسایلی که در یک طرف آن قدرتهای بزرگی مثل شوروی قرار داشتند که آن را تقویت می کردند. اما در سالهای اخیر این قبیل مسایل مقداری ابعاد مذهبی به خود گرفته است که همین امر نیز باعث ایجاد بلاتکلیفی شده است. برای ما در گذشته مواجهه با فرقه کمونیست در بلوچستان و... مساله آشنایی بود اما با تحولات جدید ما با مسایل جدیدتری هم روبرو شده ایم که راه حل های سنتی درباره آنها پاسخگو نیست. مساله اینجاست که در شرایط کنونی شاید با رویکردهای تساهلی نتوان آب رفته را به جوی بازگرداند. وقتی که از پدیده ای شناخت کامل نداشته باشیم، راه حل ها را هم نخواهیم دانست.

برای شناخت ابعاد فرامرزی تهدیدات کنونی باید شناخت بیشتری از منشاء های بیرونی داشته باشیم. تمرکز ما بر روی برخی از مناطق موجب شده است تا از سایر مناطق غفلت کنیم. امروز بخش شمال قفقاز از زاویه بنیادگرایی اسلامی، اهمیت زیادی دارد. ما امروز چچنی های فراوانی را می بینیم که در میان افراطی ها وجود دارند

گزارش نشست چهارم «برنامه کرسی مطالعاتی فرهنگ و امنیت» با عنوان:

تحولات قومی در ایران

(با تاکید بر جریان شناسی تحولات قومي در آذربايجان)

·        زمان جلسه: یکشنبه  17/12/93، ساعت 11- 13

·        سخنرانان:

ü     آقای دکتر عطاالله عبدی (هیأت علمی گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی)

ü     آقای دکتر جعفر حق پناه (عضو هیات علمی دانشگاه تهران)

 

Ø     مقدمه:

منطقه آذربایجان با توجه به جایگاه و وزن ژئوپلیتیک خود از پتانسیل تسری رویدادها و تحولات درسراسر ایران برخوردار است. این منطقه با توجه به تاریخ پر فراز و نشیب، ویژگیهای فرهنگی و موقعیت ژئوپلیتیک خود طی سده اخیر شاهد کنش ها و واکنشهای فراوانی در رابطه با کش و قوسهای نیروهای همگرا و واگرا (و انضمامگرا) بوده است. صرف نظر از مقطع جنگ جهانی دوم که عامل بیرونی و دخالتهای خارجی منجر به بروز و موفقیت جریانهای واگرا در سال 1324-1325 شد؛ در کلیت امر برآیند مجموعه تحولات این منطقه در عرصه های مختلف تاکنون نشانگر برتری نیروهای همگرا بر عناصر واگرا بوده است. ولی نگاهی به بروز برخی کنشهای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی طی سالهای اخیر نشان از این دارد که بر خلاف گذشته نیروهای واگرا توانسته اند در میان برخی اقشار جامعه آذری نفوذ کرده و گاهی روند تحولات منطقه را به سود خود پیش ببرند.

با توجه به چنین شرایطی و نظر به جایگاه مهم آذربایجان در شکل گیری تحولات کشور بررسی و مطالعه دقیق تحولات این منطقه و نسبت میان نیروهای واگرا و همگرا در آن از اهمیت بالایی برخوردار است. با نظر به چنین امری بررسی این مسئله وچشم انداز آینده تحولات قومی در آذربایجان ضروری است.

Ø     مراحل سه گانه شكل گيري جنبش قومي

1- وجود روشنفكران و رهبران فكري؛

2- وجود رهبران سياسي؛

 3- وجود فعالان قومي كه رابط ميان رهبران و نخبگان فكري با بدنه اجتماعي هستند

Ø     محیط شناسی:

·        مساحت کل 105080 کيلو‌متر مربع مي‌باشد که معادل 6/4 درصد وسعت کشور است.

·        جمعیت این منطقه در سال 1390حدود 10.72 درصد جمعیت کشور را دارا بودند، این میزان در سرشماری سال 1385 حدود 10.92 درصد بود.

Ø     زبان:

پانترکیسم: با توجه به آن که زبان تنها عنصری است که در آذربایجان می تواند ابزاری برای شکل دادن به واگرایی قومی قرار گیرد در اینجا به صورت مشخص روی موضوع پانترکیسم متمرکز می شویم. پان تركيسم در اواخر قرن 19 به عنوان يك ناسيوناليسم پراكنده و بدون وطن و تحت تأثير تحول ناسيوناليسم اروپاي جنوب شرقي به دو دليل در روسيه آغاز شد،‌ تعداد زياد مردمان ترك تبار در اين كشور و تأثير پان اسلاويسم.

اساس انديشه پان‌ترکيسم تأسيس دولتي بر پايه زبان ترکي با محوريت سياسي کشور ترکيه است. فردي که براي نخستين بار مسئوليت مشهور ساختن مفهوم پان‌ترکيسم را به عهده داشت آرمينيوس(هرمن) وامبري سياح و شرق شناس يهودي- مجاري بود. او در کتابي به سال 1865م با نام «سفرهايي در آسياي ميانه» طرح کلان يک امپراطوري پان ترکيسم را به شرح زیر ترسيم کرد.

«خاندان عثمان به خاطر دودمان ترکي اش مي توانسته است بر اساس عناصر خويشاوندي گوناگوني که از طريق زبان مشترک، مذهب، تاريخ به هم مرتبط هستند، امپراطوري وسيعي را از ساحل آدرياتيک تا چين بنيان گذاري کند.... آناتولي‌ها، آذربايجاني‌ها، ترکمنها، ازبکها، قرقيزها، تاتارها جزء اينها هستند که از ترکيب آنها يک قدرت عظيم ترکي مي‌تواند به پا خيزد و قدر مسلم از ترکيه‌اي که امروزه مي‌‌بينيم بهتر قادر خواهد بود با رقيب بزرگ شمالي تزارها هماوردي کند»

از افكار شارحان پان تركي به روشني پيداست كه ايران براي آنها اهميت خاصي دارد:

اول زدودن نشانه هاي فرهنگ ايراني و به ويژه آثار برجاي مانده از زبان فارسي و فرهنگ اين مناطق يعني بخشهاي مسلمان نشين روسيه و نيز عثماني از مهمترين پيش شرطهاي ابداع هويت جديد مورد نظر انها بود،
 دوم اينكه بخشهايي از ايران بويژه شمال غرب كشور داراي طوايف ترك و گروه چشم گيري از ايرانيان ترك زبان بود كه مي بايست جذب مي شدند

استراتژی ختنه: از استراتژي جديد پان‌تركيسم (از سال 1991 به بعد) تحت عنوان استراتژي سه مرحله‌اي ختنه ياد مي شود كه صدري بدرالدين (صابر زيان بدرالدين) نظريه‌پرداز آن به شمار مي‌آيد و بر اين اصل استوار است كه در حال حاضر امكان درگيري سياسي و نظامي با ده كشور وجود ندارد، بنابراين روابط فرهنگي و استفاده از رسانه، تلويزيون، روزنامه، هنر، ادبيات، آموزش زبان، ارائه بورس‌هاي تحصيلي و پذيرش دانشجو، تأسيس مدارس مذهبي، ترويج زبان تركي استانبولي و تاريخ رسمي تركيه راه‌حل مناسب براي اين امر به شمار مي‌آيد. در راستاي اين استراتژي از سال 1991 در تركيه مجمعي تحت عنوان خلق‌هاي ترك با دعوت از همة كشورهاي ترك و آذري‌زبان، احزاب پان‌تركيست شكل گرفت كه بر گسترش روابط فرهنگي، اقتصادي تأكيد دارد. اين رويكرد ورود به حوزه‌هاي نظامي را معادل ضربه خوردن به جريان پان‌تركيسم مي‌داند. در مرحله دوم استحكام سياسي در اولويت قرار مي‌گيرد كه از اتحاد كشورهاي استقلال يافته با تركيه و و در مرحله سوم آزادسازي خلق‌هاي ترك و اتحاد آنها براي رهايي از قيد استعمار روسيه، چين و ايران مد نظر مي‌باشد. همچنين بدرالدين معتقد است به دليل حساس بودن دنياي غرب، روسيه و كشورهاي منطقه به اقدامات تركيه، اين کشور بهتر است در نقش يك كشور رهبر در جنبش پان‌تركيسم ظاهر نشود.

Ø     الحاق گرایی پانترکيستی و ايران: اهداف و رويکردها

منطقه آذربايجان در اين ايدئولو‍ژي جدا از اينكه به عنوان بخشي از جهان ترك بشمار مي آيد داراي اهميت راهبردي در حوزه‌هاي ديگر است مانند:

·        منطقه شمال غرب ايران بويژه آذربايجان عنوان فضاي حياتي سرزميني در اتصال کشور ترکيه با ديگر مناطق ترک نشين در شرق دارد؛

·        آذربايجان با توجه به جمعيت و وسعت بالا، منابع طبيعي ارزشمند داراي اهميت راهبردي براي جريان پان ترکيسم مي­باشد

نظر به اثرگذاري و وزن ژئوپليتيک بالاي آذربايجان در مسائل ايران حاميان جريان پانترکيسم و دشمنان ايران همواره از آن براي تضعيف ايران استفاده کرده اند که نمونه بارز آن حمايت صهيونيستها از آن است.

سه دوره‌ي فعاليتهاي ايدئولوژي الحاق گرا از نظر تاريخي در رابطه با ايران:

·        اواخر عثماني تا روي کار آمدن آتاترك و رضاشاه؛

·        پايان جنگ جهاني اول تا پايان جنگ جهاني دوم؛

·        پس از پيروزي انقلاب اسلامی

تاكتيكهاي  معمول جريان پان تركيسم در اين سه دوره:

·        بازنويسي و تحريف تاريخ با رويكرد ايران ستيزانه؛

·        بازتعريف عناصر هويتي آذريها در راستاي پيوند دادن آنها با جهان ترك؛

·        برجسته سازي جايگاه و اهميت زبان ترکي در آذربايجان و تعريف ريشه تاريخی جعلي برای آن؛

·        تحقير و منکوب نمودن زبان فارسي و انكار حضور تاريخي آن در آذريايجان؛

·        مبارزه با عقايد مذهبي تشيع به عنوان يکي از عناصر اصلي پيوند آذريها در ايران؛

·        تعريف و ابداع سنتها و نمادهاي فاقد اصالت تاريخي براي آذريها؛

·        تهاجم به مفاخر و نمادهاي ايراني مانند کوروش، داريوش، فردوسي، شاهنامه، تخت جمشيد و.....؛

·        ترويج سوءظن ميان آذري ها و دیگر بخشهاي ملت ايران در ابعاد مختلف؛

مراحل فعالیت الحاقگرایی در رابطه با آذربایجان

الف) دوره‌ي پيدايش (اواخر عثماني تا آمدن آتاترك و رضاشاه)

·        شكست برنامه هاي اصلاحي عثماني در عصر تنظيمات (عثماني گري و انديشه ‌اتحاد اسلام) منجر به پيدايش گروه‌هايي با گرايش به بازگشت به ريشه‌هاي تركي گرديد.

·        نقطة آغاز اين تحول در محافل ادبي شكل گرفت با تأكيد بر پاكسازي زبان تركي از واژه‌هاي عربي و فارسي و  نيز تاريخ نويسي

·        رشد شاخه‌‌ي ديگر پان‌تركيسم در قفقاز و مهاجرت رهبران اين شاخه بعد از انقلاب 1905 روسيه به استانبول مانند يوسف آغچورا كه در مقاله اي تحت عنوان سه طرز سياست، بر توجه امپراتوري عثماني به اتحاد جهان ترك تأكيد نمود.

·        همچنينسه گام  تجويزي ضياءگوگالپ براي رسيدن به پان‌تركيسم براي امپراطوري عثماني:

1- تحكيم اقتدار تركهاي عثماني بر قلمرو امپراتوري و ترك گرداني اقليتهايش

2- مرحله پان‌تركي، جذب و ادغام نزديك‌ترين خويشان ترك‌هاي عثماني يعني آذربايجاني‌هاي ايران و مسلمانهاي قفقاز در چارچوب دولت ترك،

3- وحدت تمام ملل و اقوام توراني آسيا حول محور ترك

·        گام دوم اين مرحله با اشغال تبريز و باكو در جنگ جهاني اول واقعیت عملی به خود گرفت، اما در پی تحولاتی مانند شكست ارتش عثماني در جنگ جهاني اول، روي كار آمدن آتاترك در ترکیه و رضاشاه در ایران ناكام ماند.

ويژگيها و مختصات تبليغات پان‌تركيسم در موج اول:

1- تأكيد بر زبان تركي و اغراق در توانمندي و ظرفيت هاي آن؛

2- قهرمان‌سازي از چهره‌هاي خونريز تاريخي همچون چنگيز و تيمور و اتهام‌زدايي از آنها؛

3- ماهيت توسعه‌طلبانه و توجه به شرق؛

4- ماهيت سكولار و نفي عقايد ديني براي پررنگ نمودن نقش زبان و فرهنگ تركي؛

5- ماهيت نژادپرستانه در غالب نمادهايي همچون گرگ خاكستري و علامت ماه و ستاره؛

6- ضديت با زبان فارسي به‌عنوان يکي از پايه هاي هويت ملي ايرانيان؛

7- تحقير تاريخ و فرهنگ ايراني و شخصيتهاي برجسته آن؛

8- برشمردن جايگاه ايران به‌عنوان سدي در برابر توسعه‌ي قلمرو ترك و لزوم حذف آن از اين مسير؛

در اوایل موج دوم (تغییر نام آران به اذربایجان)

در سال 1302 ه.ش روشني بيگ با سخنراني در انجمن ترک­اجاق لاري (كانون ترك‌ها) ادعا مي‌نمايد كه ايران شمالي، قلمرو ترك بوده و اين منطقه بايد به زودي توسط ترك‌ها تحت تصرف قرار گيرد. همچنين در سال 1303 ه.ش سليمان نظيف از چهره‌هاي برجسته‌ي پان‌ترك، طي مقاله‌اي با عنوان «يتيم قارداش­لارمز» (برادران يتيم ما) ادعا ‌نمود كه در ايران ٤ ميليون ترک زندگي مي­کنند که خواه‌ناخواه با تشکيل يك حكومت مستقل و يا با الحاق به تركيه، مستقل خواهند شد.

در همين زمان و با پايان جنگ جهاني اول گروهي از مهاجران قفقازي تربيت يافته انجمن ترک اجاقلاري و در رأس آن محمد امين رسولزاده در سال 1918 مناطق مسلمان نشين قفقاز (آران و شروان) را با نام جمهوري آذربايجان مستقل اعلام کرد. اين جمهوري (جعلي) را مي‌توان بزرگترين دستاورد تربيت­يافتگان مکتب پان‌ترکيسم در مرحله‌ي اول بشمار آورد.

همزمان، براي نخستين بار، واژه آذربايجان شمالي و جنوبي توسط احمد شکري به كار گرفته شد. او ادعا كرد كه واژه آذربايجان ايران درست نيست، چرا كه آذربايجاني­ها از نظر نژادي يكي بوده و داراي تاريخ مجزايي از فارس‌ها می باشد. در اين راستا كتاب‌ها و جزواتي نيز به ايران ارسال شد.

Ø     پايان جنگ جهاني اول تا پايان جنگ جهاني دوم

در اين مرحله افکار واگرايانه با ادبيات مارکسيستي در مناطق قومي كشور بويژه آذربايجان توانست در ميان برخي از روشنفكران نفوذ و بسط يابد. در اين پيوند هر دو گروه يعني واگرا ها و شوروي اهداف خواص خود را پيگيري مي كردند. کمونيستها در قالب پانترکيسم پيگير توسعه طلبي در قفقاز و شمال غرب ايران بودند و در سوي ديگر پان تركها نيز با بهره گيري از ادبيات چپ مانند خلقهاي تحت ستم ايران، ستم ملي، حق تعيين سرنوشت و.... توانستند در ميان بخشي از مردم منطقه ايجاد پايگاه نمايند

 همچنين در اين دوره نوع خاصي از تاريخ نگاري که قفقاز و اران را جزئي از آذربايجان مي دانست و ايران به عنوان قدرت بيگانه و سلطه جو که جز ظلم و ستم رابطه اي ديگر با قفقاز نداشته است مورد تأكيد قرار گرفت.

 در اين راستا انديشه تازه مبني بر اينکه گويا «آذربايجان سرزميني است دو نيم گشته که بخشي در شمال و بخشي در جنوب ارس نهاده شده است» مطرح شد. از اين دوره به بعد است كه نيروهاي واگرا در ميان برخي از نخبگان پايگاه بدست آورده و در برهه هايي بخشي از توده مردم را با شعارهاي عوام فريبانه با خود همراه كردند.

در چنين شرايطي نخبگان پان‌ترك سعي كردند با استفاده از ايدئولوزي كمونيسم به يكي از مراحل مهم انديشه پان تركيسم يعني پان آذريسم جامه عمل بپوشانند.

شكل گيري غائله فرقه دمكرات آذربايجان در21 آذر 1324 تا 21 آذر1325 با حمايت شوروي از اتفاقات این وره است که اين غائله با خروج نيروهاي شوروي از آذربايجان بدليل نداشتن پايگاه مردمي گروههاي مسلح واگرا با شكست همراه گرديد.

مهمترين عوامل عدم موفقيت مرحله دوم فعاليتهاي پان‌تركيسم در ايران:

·        تحكيم دوباره حاكميت ملي

·        پايگاه مردمي ضعيت نيروهاي واگرا و قوي بودن تعلق به هويت ملي در آذربايجان.

·        افشا شدن ماهيت نيروهاي واگرا و فعال شدن نيروهاي ملي و مذهبي در آذربايجان عليه آنها.

·        تغيير معادلات بين المللي و از بين رفتن حمايت خارجي از گروههاي واگرا.

 

 

نام:
ایمیل:
* نظر: