به‌روز شده در: ۳۱ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۰:۰۵
کد خبر: ۳۹
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۷:۱۲

مصرف فرهنگی و رسانه ای نسل های ایرانی؛ ازگذشته تا جامعه شبکه ای

دکتر منصور ساعی[1]

مصرف فرهنگی را به آنچه مردم در اوقات فراغتشان انتخاب می کنند، نسبت می دهند. مانند مطالعه کتاب، گوش کردن به موسیقی و تماشای فیلم و نظایر آن. مصرف فرهنگي سبك زندگي خاص ما را شكل مي‏دهد، نيازها و تمايلات ما را سامان مي‏دهد، مواد لازم براي توليد تخيلات و رؤياهامان فراهم مي‏كند، نشان دهندة هویت ما و تفاوتها و تمايزات اجتماعي ما دیگران است. در این نوشتار برآنم نشان دهم که مصرف فرهنگی نسل های مختلف در گذشته چگونه بوده و اکنون در جامعه اطلاعاتی، و درو دوران ظهورو توسعه رسانه های اجتماعی نوین چگونه است؟

می دانیم نسل به افرادی گفته می شودکه در دوره زمانی معینی به دنیا و به بلوغ رسیده اند وتجربه‏های گروهی و رویدادها و وقایع اجتماعی و تاریخی مشترکی را پشت سرگذاشته‌اند.نسل ها را علاوه بر معیارهای قبلی( سن و سال و تجربه های مشترک و...) می توان بر مبنای مصرف فرهنگی به ویژه مصرف رسانه و نوع رسانه حاکم بر دوره آنها نیز تعریف کرد. اینکه نسل های مختلف از چه صنایع فرهنگی و رسانه هایی( کتاب، مطبوعات،رادیو، تلویزیون، فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات و رسانه های اجتماعی) استفاده می کردند؟. به نظر می سد که میزان استقبال و استفاده یک نسل اجتماع از یک صنعت فرهنگی و رسانه ای بستگی به زمینه های فرهنگی وتجربه مخاطب دارد. زیرا بر مبنای تئوری های رسانه ای مخاطب کم و بیش به دنبال نوع رسانه و محتوایی می رود که با گرایش های فرهنگی و تجربه های قبلی وی سازگاری و همخوانی بیشتری داشته باشد. اگرنگاهی به سیر تاریخ مصرف فرهنگی و رسانه ای مختلف توسط نسل های مختلف در جهان و بپردازیم، داستان مصرف فرهنگی از گذشته تا حال مشخص خواهد شد.

نگاهی به جامعه غربی نشان می دهد که مصرف فرهنگی و رسانه ای مکتوب بیش از مصرف فرهنگی شفاهی است.این مساله علت های زیادی دارد.تمدن وهویت اجتماعی و فرهنگی غرب و اروپا برگرفته از چاپ و سنت فرهنگ مکتوب و ارتباطات کتبی است. چاپ،کتاب و مطبوعات پایه های تمدنی غرب را تشکیل می دهند. در واقع زمانی که چاپ اختراع شد، نوشتن و مطالعه کتاب و مطبوعات در جامعه اشاعه پیدا کرد و غرب توانست انقلاب و پیشرفت های علمی، اجتماعی، سیاسی و صنعتی خود را شکل دهد. سنت فرهنگی مکتوب(خواندن ونوشتن) و مصرف فرهنگی مکتوب با توسعه سواد در میان مردم و نسل های مختلف عمومیت پیدا کرد و ظهور رسانه های دیگر(سینما، رادیو،تلویزیون و...) آن را ازبین نبرد.

دو تن از محققان آمریکایی به نام «استراوس» و «هاو» در کتاب خود تحت عنوان «نسل­ها[2]» را بر مبنای «نوع رسانه غالب در آن دوره» و «نوع وقایع تاریخی و اجتماعی خاص آن دوره» دسته بندی کرده اند که در جدول شماره یک(1) ارائه شده است.

در دوره جنبش ها و انقلاب های دموکراتیک غربی، کتاب و مطبوعات پرتیراژ تنها رسانه های غالب و یکه تاز عرصه ارتباطات در غرب بوده اند، نسل آرمانگرایی غربی حضوری فعال دارد وبه دنبال ساختن جامعه ای نو و تغییرات ساختاری سیاسی و اقتصادی بنیادی است.نسل بعدی یعنی نسل دوران جنگ که از آنها به عنوان نسل خاموش یاد می شود، نسلی است که در اوج کودتاهای نظامی و بحران های اقتصادی ناشی از جنگ جهانی اول و دوم به دنیا می آید و به بلوغ می رسد. در این دوره، رادیو و سینما هم به جمع رسانه های دیگر می پیوندند اما این امر به معنای کنار رفتن کتاب و مطبوعات پرتیراژ غرب نیست.

نسل فرزندان جنگ که به ببی بومرز شهرت دارند در دوره بعد از جنگ جهانی دوم به دنیا آمدند، نسلی که به نسل انفجار جمعیتی‌ یا نسل پرزایی مطرح هستند. دردوران رشد وبلوغ نسل ببی بومرز که با بازسازی خرابی ها ناشی از جنگ و رونق اقتصادی همراه است تلویزیون ظهور و توسعه پیدا می کند.

اما در غرب در اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰ نسلی متولد شدند که به نسل ایکس(X) مشهور هستند. متغیر ایکس در ریاضیات همیشه متغیر ناشناخته و گم شده است. اصطلاح نسل X ایکس یکی از شاخصهای مناسب برای نشان دادن تحول و فاصله گیری ارزشی و نگرشی و ناشناخته بودن سبک زندگی نسل جوان برای نسلهای پیشین بود. در دوران تولد اين نسل بود که شکل ها تکنولوژي هاي جديد ارتباطي مانند ویدئو و کامپیوترهای اولیه و فناوری های ارتباطی و مخابراتی کم کم سر و کله شان پيدا شد و جاي خود را در زندگي بشري باز کردند.. در واقع می توان گفت با ظهور رسانه های نوینی مانند ویدئو وکامپیوتر نگرش ها و سبک زندگی نسل های نوین از نسل های قبلی فاصه گرفت و آنها به نوعی متغیر ناشناخته و گم شده برای نسل های پیشین تبدیل شدند.

نسل وای (Y) یا نسل هزاره‌ نسلي هستند كه در سال‌ 1980 به بعد به دنیا آمده اند. این نسل با با ظهور تلویزیون های ماهواره ای، اینترنت و فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات(موبایل و...)، کتابهای الکترونیکی، رسانه های وب 1 سروکار دارد. نسل زد(Z) هم برای افرادی که برای اشاره به متولدین 2001 به بعد که در سال 2020 به بلوغ می رسند، به کار می رود. این نسل، نسل دوران اوج رسانه ها و فناوری های نوین، ظهور و توسعه رسانه های اجتماعی نوین مانند وبلاگ ها، ویکی ها، وب 2 وشبکه های اجتماعی و دیجیتالی شدن بیشتر عرصه های ارتباطات اجتماعی است.

جدول شماره(1)- دسته بندی نسل ها بر مبنای نوع رسانه غالب و نوع وقایع تاریخی و اجتماعی در غرب

(Howe & Strauss, 2000)

نسل ها

رسانه غالب

توصیف شرایط

نسل آرمانگرا

کتاب و مطبوعات(روزنامه و مجلات و...)

جنبش ها و انقلاب های دموکراتیک

جنگ (نسل خاموش)

کتاب، مطبوعات، رادیو و سینما

نسل کودتاهای نظامی و بحران های اقتصادی و خرابی ناشی از جنگ جهانی اول و دوم- نسل محافظه کار

فرزندان جنگ

مطبوعات، رادیو و تلویزيون

نسل امیدوار و ریسک پذیر بعد از جنگ یا نسل ببی بومرز (Baby Boomers)

نسل x یا نسل متغیر ناشناخته یا گم شده

مطبوعات، تلویزیون ، ویدئو و کامپیوترهای اولیه و فناوری های ارتباطی و مخابراتی

نسل متولد اواخر دهه‌ی ۱۹۶۰که در اواخر دهه۱۹7۰ به بلوغ می رسند.

نسل Y یا نسل هزاره

مطبوعات،تلویزیون های ماهواره ای، اینترنت و فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات، کتابهای الکترونیکی، رسانه های وب 1

هزاره‌ها نسلي هستند كه در فاصله سال‌ 1980 آمده و تا 2000 بلوغ آمده‌اند.

نسل z

مطبوعات، فناوری های نوین، عمومی شدن وب 2 و رسانه های اجتماعی نوین و دیجیتالی شدن همه ارتباطات اجتماعی

متولدین 2001 به بعد که در سال 2020 به بلوغ می رسند

به طور کلی می توان گفت در غرب به دلیل نهادینه شده فرهنگ مکتوب یعنی کتابخوانی و مطالعه و نوشتن، ظهور رسانه های نوین که حنبه شفاهی آن بر فرهنگ مصرفی مکتوب اولویت دارد، گرایش به فرهنگ مکتوب را از بین نبرده است. حتی با ظهور فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات و اینترنت که حاصل همگرایی فناورهای مختلف است، به فرصتی برای اشاعه فرهنگ مکتوب از طریق دیجیتالی شدن اطلاعات و کتابها و مطبوعات و دسترسی آسانتر به آن تبدیل شده است.

اما نگاهی به جامعه ایرانی نشان می دهد که در طول تاریخ تمدن و هویت فرهنگی و اجتماعی ایران مبتنی بر سنت فرهنگ شفاهی و ارتباطات شفاهی(شنیدن و گفتن) بوده است. تا جایی که هنوز هم در جامعه ایرانی اعتبار شنیده ها و اطلاعات رد و بدل شده در ارتباطات میان فردی بین افراد در جامعه بیشتر از ارتباطات مکتوب و مطالعه منابع اطلاعاتی است. در جامعه ایرانی خیلی از افراد هنگام ابراز نظر در زمینه های مختلف می گویند که «شنیده ام» و بسیار کم می گویند که «خوانده ام». ورود چاپ، ورود و ظهور کتاب و روزنامه ها وشکل گیری نهادهای های مدرن آموزشی نیز نتوانست بر این جنبه فرهنگی عام یعنی سنت فرهنگ شفاهی غلبه کند.لذا سنت فرهنگی مکتوب(خواندن، نوشتن) و به تبع آن مصرف فرهنگی مکتوب عمومیت پیدا نکرد و ورود رسانه های نوین مانند سینما، رادیو وتلویزیون به ایران به علت اینکه در این رسانه ها نیز ارتباط شفاهی(صوت و تصویر) غلبه داشت، زمینه عمومیت یافتن فرهنگ مصرفی مکتوب را در میان نسل های مختلف از بین برد.

در این مقاله بر مبنای دسته بندی استرواس و هاو، نسل های ایرانی و نوع رسانه حاکم بر دوره آنها را دسته بندی کرده ایم تا نشان دهیم که به علت غلبه فرهنگ شفاهی و بعدها ورود رسانه های شفاهی، سنت فرهنگی مکتوب در ایران جای نیفتاده است. نگاهی به جدول شمار دو(2) این موضوع را به خوبی نشان می دهد.

بستراصلی ارتباطات اجتماعی در ایران از قدیم ارتباطات چهره به چهره و مهمترین ابزار آن زبان شفاهی بوده است که اهمیت و جایگاه رسانه منبر در ایجاد همبستگی و تحولات اجتماعی تا دوران معاصر نیز ناشی از نهادینه شده ارتباطات شفاهی در تاروپود زندگی اجتماعی ایرانیان دارد. به علاوه اینکه ورود و ظهور چاپ و رسانه های مکتوب به ویژه مطبوعات به ایران با تاخیری تاریخی همراه بود. تا جایی که نخستین دستگاه چاپ و روزنامه در ایران در سال 1253 هجری هجری(1216 هجری شمسی) مقارن سال 1837 میلادی منتشر کرد در حالی که غرب حداقل چند پیش صنعت چاپ و کتاب و روزنامه را تجربه کرده بود. همچنین عمومیت پدیده بی سوادی در جامعه ایرانی و سنت راهبر بودن آن مانع اصلی گسترش فرهنگ مصرفی مکتوب بود.

در ایران در دوره نسل آرمانگرای مشروطه خواه، رسانه ها غالب منبر و سخنرانی های شفاهی است. در این دوره اگر چه مطبوعات در ایران حضور دارند اما شعاع نفوذ آن تنها محدود به روشنفکران و باسوادان اندک دستگاه های دیوانی و رهبران فکری جامعه است.این امر در مورد نسل های خاموش ایرانی(نسل دوره کودتاهای نظامی و جنگ جهانی اول و دوم) و آزمانگرای دوم(انقلابیون سال 1357) با ورود رادیو و تلویزیون و اهمیت یافتن مجدد منبر و سخنرانی و نوارهای صورتی رهبران سیاسی و اجتماعی که اساسا رسانه های شفاهی هستند و برای استفاده نیاز به سوادخواندن و نوشتن ندارند، زمینه فراگیر شده مطبوعات و فرهنگ مصرفی مکتوب را در جامعه ایران از بین برد و یا بسیار کمرنگ کرد.

محققان حوزه جامعه شناسی نسلی بعد ازانقلاب سال 1357 سه نسل را دسته بندی کرده اند: نسل اول، نسل دو م و نسل سوم. نسل اول متولدین سال های 58 و 59که در اواخر دهه 70 به بلوغ می رسند. افراداین نسل که اکنون حداقل از 30 سال سن برخوردار بوده و جزو نسل های فعال و جوان جامعه ایرانی هستند. دوران کودکی این نسل با تغییر نظام سیاسی کشور(و همچنین تغییر سیاست های فرهنگی و رسانه ای) و در اوج سالهای جنگ ایران و عراق جنگ و پیامدهای آن همراه بود و در دوره نوجوانی با تحریم های اقتصادی روبروشد. دوران رشد و بلوغ این نسل با رسانه هایی همچون ویدئو، بازی های ویدیویی، برنامه های ماهواره، فناوری کامپیوتر واینترنت همراه بوده است.این نسل رامی توان نسل جوان یا نسل ایکس ایرانی نامید که بر اثر تحولات اجتماعی و نوع مصرف رسانه کم کم در حال فاصله گرفتن از ارزش ها و آرمان های نسل های گذشته است. ذائقه، نگرش و سبک زندگی متفاوتی از نسل پیشین دارد. در واقع نوعی فاصله یا شکاف نسلی رخ داده است.شکاف نسلی به معنی این است که به دلیل تغییرات سریع اجتماعی و تاریخی و فناوری بین نسلهای مختلف از لحاظ ارزش ها و الگوها حالتی از تضاد و تزاحم پدید می آید. در غیاب رسانه های قدرتمند کتاب و مطبوعات، رسانه های نوین شفاهی و رسانه های سرگرم کننده ای چون فیلم ها و بازی های ویدیوئی نفوذ زیادی در میان آنها یافتند و با آمدن کامپیوتر، اینترنت و رسانه های ماهواره ای نیز آنها جزوه مخاطبان و کابران اصلی آن هستند.

جدول شماره(2)- دسته بندی نسل ها بر مبنای نوع رسانه غالب و نوع وقایع تاریخی و اجتماعی در ایران

نسل ها

رسانه غالب

توصیف شرایط

نسل آرمانگرای اول (مشروطه خواه)

ارتباطات شفاهی، منبر

(تاحدودی مطبوعات درمیان روشنفکران وباسودان)

دوران مشروطه تا اوایل دوران رضاخان

نسل خاموش

ارتباطات شفاهی،منبر، رادیو

نسل کودتاهای نظامی و جنگ جهانی اول و دوم و دیکتاتوری پهلوی اول و دوم

نسل آرمانگرای دوم(انقلابیون سال 1357)

ارتباطات شفاهی، منبر، نوار های صوتی، رادیو و سینما و تا حدی تلویزیون

نسلی که در اواخر دهه 1340 متولد شده بودند و در اواخر دهه 1350 به بلوغ رسیده بودند.

نسل اول بعد از انقلاب

(نسل X)

ارتباطات شفاهی، رادیو، تلویزیون، ویدئو،بازی های ویدیویی، برنامه های ماهواره، فناوری کامپیوتر واینترنت

نسل متولد سال های 58 و 59که در اواخر دهه 70 به بلوغ می رسند.

نسل دوم انقلاب یا نسل هزاره(Y)

کامپیوتر، تلویزیون های ماهواره­ای.،بازی های کامپیوتری، فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات مانند موبایل و اینترنت و نسل اول رسانه های اجتماعی

نسل متولد سالهای دهه 1370 که در اواخردهه 1380 به بلوغ می رسند

نسل سوم انقلاب یا نسل Z

رسانه های اجتماعی نوین

متولدین دهه 1380به بعد که در اواخر دهه 1390بلوغ می رسند

نسل دوم بعد ازانقلاب که می توان آنها را نسل هزاره یا وای(Y) ایرانی نامید، متولد سالهای دهه 1370 هستند که که در اواخردهه 1380 به بلوغ رسیده اند. سالهای کودکی این نسل با تحولات سیاسی و اجتماعی دوران پس از جنگ و بازسازی اقتصادی کشور یعنی تغییر فضای سیاسی و فرهنگی کشور(و سیاست های فرهنگی)تحولات دوم خرداد 76 همراه است. این نسل در دوران توسعه کامپیوترها، تلویزیون های ماهواره ای، بازی های کامپیوتری، فناوری های نوین ارتباطات واطلاعات مانند موبایل و اینترنت ونسل اول رسانه های اجتماعی ( وبلاگ و وب 1 و شبکه های اجتماعی) رشد و بلوغ یافته اند.

اما افراد نسل سوم کاملا در یک دنیای رسانه ای شده به دنیا آمده اند. متولدین دهه 1380به بعد که در اواخر دهه 1390بلوغ می رسند، جزو نسل سوم انقلاب یا همان نسل زد(z) ایرانی هستند.دوران کودکی این نسل با تغییر فضای سیاسی کشور و روی کارآمدن دولتی با شعارها و سیاست های فرهنگی و رسانه ای متفاوت از دولت های قبل همراه بود. این نسل در دوراج اوج توسعه رسانه های اجتماعی وبلاگ ها ، ویکی ها، میکروبلاگ ها، شبکه های اجتماعی مجازی رشد و نمو پیدا کرده و جامعه پذیر می شوند.

اگر نگاه کنیم می بینم که در تمام دوران تاریخی از نسل آرمانگرای اول تاکنون مصرف فرهنگی مکتوب نتوانسته به اندازه دیگر مصرف فرهنگی شفاهی و رسانه های نوین دیگر عمومیت پیدا کند. اگرچه ظهور رسانه های نوین و همگرایی تکنولوژیک(متن، صداو تصویر) در اینترنت و فناورهای نوین ارتباطات و اطلاعات زمینه مناسبی برای عمومی سازی و نهادینه کردن فرهنگ مکتوب هستند اما به دلیل ضریب نفوذ پایین در میان مردم ایران به دلیل مشکلات زیرساختی و وجود سیاست قهر و انکار نسبت به رسانه های نوین از سوی نظام سیاسی نتوانسته اند، عمومیت پیدا کنند. در هرسه نسل بعد ازانقلاب، رسانه های شفاهی در بسیاری از موقعیت ها گروه مرجع اصلی آنهاست و جهان بینی و برداشت آنها از واقعیت تا حد زیادی ناشی از محتوای رسانه است. به عبارتی دنیای ذهنی و عینی آنها از رسانه های شفاهی متاثر شده است. مطالعات و آمارها در ایران نشان می دهد که بین میزان تماشای رسانه ای تلویزیون و میزان مطالعه کتاب و روزنامه و رسانه های چاپی رابطه معکوسی وجود دارد. سرانه تماشای تلویزیون در ایران حداقل 4 ساعت در روز است در حالی که سرانه مطالعه 18 دقیقه در روز است.

رسانه های اجتماعی و نسل های نوین ایرانی

در جامعه شبکه ای کنونی، رسانه های اجتماعی به‌ عنوان نوع جدیدی از وب‌سایت‌ها ظهور پیدا کرده و کاربران و طرفداران زیادی پیدا کرده‌اند. رسانه‌های اجتماعی( وبلاگ ها،ویکی ها، وب سایت ها،شبکه های اجتماعی(مانند فیس بوک و تویتر و...)، وب‌سایت‌های جدید اینترنتی هستند که در فضای وب متولد شده‌اند و به کاربران اینترنتی این امکان را می‌دهند که در قالب مجازی به تعامل با یکدیگر بپردازند و محتواهای شخصی آنلاین تولید کنند. وبلاگ ها، میکروبلاگها، ویکی ها و شبکه های اجتماعی تعاملی موفق شده‌اند تعداد قابل توجهی از کاربران اینترنتی را جذب کنند و در سال گذشته میلادی در میان چهار فعالیت اصلی کاربران اینترنتی قرار گرفتند. برخی تحلیل‌گران وب، آینده فضای مجازی را در اختیار این نوع سایت‌ها می‌دانند. صدها سایت رسانه های اجتماعی با حوزه‌های تخصصی متفاوت و همچنین با زبان‌های متنوع برای کاربران کشورهای مختلف در اینترنت فعالیت می‌کنند. در دنیا ویکی ها، فیس‌بوک، لینکدین، اورکات، مای‌اسپیس و تویتر از جمله مهم‌ترین شبکه‌های اجتماعی هستند و در ایران شبکه اجتماعی فارسی زبان،«کلوب» پرطرفدارترین سایت از این نوع است. در مجموع در جهان بیش از 24 شبکه اجتماعی پرطرفدار فعال هستند. که مجموعاً بیش از یک میلیارد کاربر دارند.در ایالات متحده امریکا حدود ۱۱۰ میلیون نفر یا ۶۰ درصد جمعیت آنلاین این کشور عضو شبکه‌های اجتماعی هستند.

مطالعه استفاده کاربران در جهان نشان می‌دهد به طور میانگین اعضای این سایت‌ها پنج روز در هفته و چهار بار در روز به صفحات‌شان سر می‌زنند. ۹ درصد کاربران در تمام مدت روز در این سایت‌ها «لاگین» هستند و به طور مرتب صفحاتشان را «چک» می‌کنند. در ایران آمار مشخصی در مورد تعداد کاربران رسانه های اجتماعی وجود ندارد، اما سایت «آلکسا[3]» که آمار پربیننده ترین سایت ها در کشورهای مختلف را رصد می کند، نشان می دهد که رسانه های اجتماعی مانند فیس بوک و میهن بلاگ، کلوب و بلاگفا در اولویت سایت های مورد علاقه و پرمراجعه ایرانی ها قرار دارند.

مرکز آمار ایران در سال 1390 اعلام کرد که ۱۱ میلیون نفر در ایران به اینترنت دسترسی دارند. به این ترتیب میزان نفوذ اینترنت در ایران تنها حدود هفت درصد جمعیت را در برمی گیرد. بنابر اعلام مرکز آمار ایران، در سال ۱۳۸۹ از مجموع ۲۰/۳ میلیون خانوار کشور، ۴/۳ میلیون خانوار (۲۱/۴ درصد)، در محل سکونت به اینترنت دسترسی داشته‌اند. این سهم برای خانوارهای شهری کشور ۲۷/۳ درصد و برای خانوار‌های روستایی کشور ۴/۹ درصد بوده است. نتایج طرح آمارگیری از کاربران اینترنت در سال ۱۳۸۹ نشان می‌دهد: در دوره مورد نظر از کل ۷۴/۸ میلیون نفر جمعیت کشور، تنها تعداد ۱۱ میلیون نفر کاربر اینترنت بوده‌اند.

در این آمار کاربر اینترنت به کسی اطلاق می‌شود که در سال حداقل یک بار از اینترنت استفاده کرده باشد. بر پایه این آمار رسمی، از مجموع کاربران اینترنت در کشور ۷۵/۲ درصد در محل سکونت، ۲۲/۴ درصد در کافی‌نت و ۱۴/۴ درصد در محل کار از اینترنت استفاده کرده‌اند. هم‌چنین براساس نتایج طرح، از مجموع کاربران اینترنت کشور که در محل سکونت خود از اینترنت استفاده کرده‌اند، نحوه‌ی دسترسی ۸۴/۹ درصد از طریق Dial up بوده است. این آمار نشان می‌دهد که از مجموع تمامی کاربران اینترنت تنها ۱۵ درصد به اینترنت پر سرعت دسترسی دارند که با توجه به ضریب نفوذ ۷ درصدی اینترنت به کل جمعیت، درصد ناچیزی می‌توانند از اینترنت پر سرعت استفاده کنند.

به نظر می رسد با توجه به جوانی جمعیت جامعه ایرانی، اکثریت قاطع این کاربران نسل نوجوانان و جوانان باشند که هم اکنون رسانه های اجتماعی به عرصه ای مساعد برای خودنمایی و ابزار وجود و هویت بخشی این نسل تبدیل شده است. کاربردها و قابلیت‌های رسانه های‌ اجتماعی بسیار متنوع است و این سایت‌ها تمایل دارند حداکثر میزان نیاز آنلاین کاربران خود را برآورده کنند. کاربران رسانه های اجتماعی می‌توانند در این سایت‌ها صفحات و پروفایل‌های شخصی برای خودشان ایجاد کنند، شبکه‌ای مجازی از دوستان‌شان پدید آورند، آنها می‌توانند همانند فضایی که وبلاگ‌ها و میکروبلاگ‌ها در اختیارشان قرار می‌دهند یادداشت‌های کوتاه و بلندشان را منتشر کنند، عکس، صدا و ویدئوهای شخصی‌شان را آپلود کنند، از آخرین اخبار و رویدادها در حوزه‌های مختلف آگاه شوند، در صفحات هواداری و اتاق‌های گفت‌وگوی متنوع عضو شوند و قابلیت‌های فراوان دیگری که ممکن است هر شبکه‌ اجتماعی برای کاربرانش فراهم کند. بنابراین می توان گفت که یکی ازویژگی های شگرف اینترنت و فناوری های نوین ارتباطات و اطلاعات شکل گیری هویت های مجازی و حضورنسل های گوناگونبه صورت فعال در رسانه های اجتماعی مجازی است. رسانه های اجتماعی توانسته اند افراد گوناگون باعلایق، زبانها و اندیشه های مختلفی را گرد هم جمع کند تا آنها با هم به اشتراک دانش،اندیشه ها،باورها وعلایق، ایجاد تفاهمو تعمیق دوستی ها بپردازند و یا برای پیگری اخبار و ارائه نظر و آگاهی از جریان رویدادها و بازخورد به پیامهای گوناگون ، توسعه کسب و کار و اشتغال، تماس با خانواده و دوستان و همچنین سرگرمی و غیره از آن بهره بگیرند.

ویژگی های رسانه های اجتماعی نوین

رسانه های اجتماعی نوین از ویژگی های متعددی نسبت به دیگر رسانه ها برخوردارند برخی از این ویژگی ها عبارتند از:

- تغییر مفهوم مخاطب به دلیل وجود ارتباط تعاملی، دوطرفه و پویا (جابجا شدن جای مخاطب و فرستنده به صورت پویا)

- عرصه ای برای هویت بخشی به نسل جوان و نوجوان(نسل X، Y و Z) از طریق ایجاد پیوندهای مشترک بین افراد مبتنی بر علایق، ایجاد فرصت انتخاب، مشارکت و اظهار نظر و تایید اجتماعی

- شکل دهی حوزه عمومی و شکل گیری گفتمان های عمومی در رقابت با دیگر ابزارهای حوزه عمومی(مانند ارتباطات سنتی مانندتجمع، میادین و منبر و... و رسانه های جمعی چاپی، شنیداری و دیداری و...)

- اقتدار زدایی از رسانه های سنتی: تاکنون «رسانه و صاحبان آن» برای «مخاطبِ ناشناخته» محتوا تولید می کردند، اما اکنون قدرت از حوزه رسانه به حوزه مخاطب منتقل شده است.

- مخاطب تولید کننده و توزیع کننده محتوای دلخواه خود است نه فقط مصرف کننده آن.

- همکاری جمعی در تولید محتوا- ایجاد هویت های جمعی خاص و عام

- همگرا بودن متن،تصویر و صوت و گرافیک و....(کمک به جذابیت رسانه ای و مشارکت کاربران در رقابت با دیگر رسانه ها از طریق تجمیع همه تکنیک ها و قابلیت های دیگر رسانه ها)

- ابزار اطلاع رسانی، آموزش ، سرگرمی، ترویج و اشاعه محتوا دلخواه

- ایجاد زمینه دسترسی افراد به اطلاعات و دانش موجود بومی و جهانی و تقویت خلاقیت ها و مشارکت ها

فرصت های رسانه های اجتماعی برای توسعه فرهنگ مصرفی مکتوب

رسانه هایا جتماعی نوین فرصت های جدیدی را برای توسعه فرهنگ مصرفی مکتوب در بین نسلها و تبادل اطلاعات فراهم کرده است.برخی از این فرصت ها عبارتند از:

- قدرت شبکه سازی از طریق لایک کردن و به اشتراک گذاشتن، اظهار نظر و...

- بهره گیری از قدرت و سرعت انتشار ویروسی اطلاعات در رسانه های اجتماعی

- مدیریت دانش و پاسخگویی سریع به نیازهای متنوع اطلاعاتی، علمی، تخصصی، پژوهشی و بومی نسل های جدید کاربران در جامعه جوان ایرانی

- دیجیتالی کردن محتوای برای پاسخگویی به نیاز مخاطبان(حجم کم،دسترسی وبهره برداری آسان، قابلیت جستجو و...)

- ایجاد ارتباط تعاملی بین خالق و نویسنده و کاربران- مرگ فاصله ها

- همبسته کردن فرهنگ مکتوب و شفاهی و ایجاد پیوند بین این شکاف تاریخی در جامعه ایران

- تقویت قدرت نرم فرهنگی و اطلاعاتی ایرانیان در عرصه مجازی

- جهانی کردن فرهنگ و ادبیات و اندیشه بومی ایرانی از طریق اطلاع رسانی،تبلیغ و انتشار در رسانه های اجتماعی

تهدید ها برای توسعه فرهنگ مصرفی مکتوب در فضای رسانه های اجتماعی

علاوه بر فرصت هایی که رسانه های نوین برای ایجاد ارتباطات تعاملی و نشر و اشاعه فرهنگ مصرفی مکتوب فراهم کرده است اما برخی از تهدیدها و چالش های وجود دارد که استفاده از رسانه های اجتماعی به عناون ابزار توسعه و اشاعه فرهنگ مصرفی مکتوب را با دشواری های روبرو می سازد.از جمله این چالشها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

- فقدان بینش دیجیتالی در میان مدیران و سیاستگذاران فرهنگی و رسانه ای کشور

- مقاومت در برابر تغییر و گذار از رویکرد سنتی به مخاطب به سوی رویکرد تعاملی آنلاین کاربر محور

- وجود سیاست قهر، انکار و پاک کردن صورت مسئله دربرخورد با امکانات رسانه ای اجتماعی به جای بهره گیری بهینه از آنها در زمینه تقویت و توسعه مصرف فرهنگ و فکری مکتوب در جامعه ایرانی

- فقدان سیاست جامع برای آموزش و فرهنگ سازی برای تقویت سواد فناورانه نسل های فعال ایرانی

- اهمیت پیداکردن جنبه سرگرمی و اطلاع رسانی سطحی در رسانه های اجتماعی

بحث و نتیجه گیری:

یکی از شاخص های توسعه در هر جامعه میزان توسعه مصرف فرهنگی مکتوب شامل مطالعه کتاب، روزنامه ها و مجله و نظایر آن است. رسانه های مکتوب، مخاطبان را پرسشگر، تعقلی و خردگرا بار می آورد اما رسانه های شفاهی افراد را پذیرا و احساسی بار می آورد. فرهنگ مصرفی مکتوب به دلیل وجود زمینه های قوی فرهنگ شفاهی از یک طرف و گسست های متعدد درحوزه توسعه کتاب و روزنامه بر اثر محدودیت های سیاسی وسیاست های فرهنگی تمرکزگرا از زمان ورود چاپ به ایران تاکنون از طرف دیگر نهادینه سازی فرهنگ مکتوب با دشواری های زیادی روبر بوده است. ظهور و توسعه سریع رسانه های شفاهی در میان مردم نیز عاملی مزاحم برای شکل گیری فرهنگ مکتوب شد و گوی سبقت را از رسانه ها ربود. اکنون در جامعه اطلاعاتی که اینترنت و رسانه های اجتماعی ستون فقرات آن را تشکیل می دهند، به دلیل نهادینه نشدن فرهنگ مکتوب و علاقه و میل اندک مردم به خواندن و یا نوشتن و تولید پیام و ضعف سواد رسانه ای مخاطبان و کاربران، بیشتر به عرصه ای برای فعالیت های «سرگرمی محور« کاربران تبدیل شده است که در حالی که گمان می رفت رسانه های حاصل از همگرایی فناوری های نوین عرصه برای توسعه فکری و اطلاع رسانی و اطلاع یابی نسل جدید تبدیل شود.البته باید در این خصوص به نبود سیاست های جامع و وجود سیاست فیلترینگ و رویکردهای قهرآمیز و انکارگرایانه در برخورد با امکانات و فرصت های رسانه ای نوین نیز اشاره کرد.



[1] - سرپرست مرکز بررسی های کاربردی سبک زندگی اسلامی- ایرانی و مناسبات بین نسلی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی

[2] -Generations

[3] - http://www.alexa.com/topsites/countries/IR

نام:
ایمیل:
* نظر: