شما چه تعریفی از فرهنگ دانشگاهی در ذهن دارید؟

تعریف مفاهیم در علوم انسانی تعریف منطقی (دارای جنس و فصل) نیست بلکه تعاریف نظری است. یعنی رویکردهای مختلف در تعریف موثر است. بنابراین بسته به انتخاب رویکرد نسبت به «فرهنگ» و «دانشگاه» تعاریف متفاوتی از فرهنگ دانشگاهی می­توان ارائه کرد. در این همایش تا آنجا که من می­ دانم منظور از فرهنگ دانشگاهی، فرهنگی است که به تقویت گفتمان علم در دانشگاه­ ها و بالتبع در جامعه کمک کند. فرهنگ دانشگاهی آن مجموعه از باورها، نگرش­ها، بینش­ها، منش­ها، روش­ها و رفتارهایی است که در قالب­ های مختلف حقوقی، مقرراتی، مالی، انضباطی، برنامه­ ریزی (آموزشی، درسی و...) به تقویت گفتمان علم که هسته و اساس فرهنگ دانشگاهی است کمک کند. مناسبات و رفتارهای علمی را در دانشگاه بسط و تعمیق دهد.

به نظر شما فرهنگ دانشگاهی چه جایگاهی در فرایند توسعه­ ی درون زای کشور دارد؟

توسعه جوامع به توسعه دانشگاه ­های­شان وابسته است. به لحاظ تجربی، در هر کشور که دانشگاه­ ها توسعه پیدا کرد، آن کشور توسعه پیداکرده است و بالعکس. جامعه توسعه نیافته از دانشگاه­ های توسعه یافته برخوردار نیست. اگر دانشگاه­ های کشور توسعه پیدا کنند، چون توسعه در تعامل با جامعه اتفاق می ­افتد، لزوما درون­ زا خواهد بود. تجارب و سوابق کشورهای مختلف از توسعه در دانشگاه ­ها مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این تجارب مختلف خود گویای وضعیت­ های متفاوت کشورها در گذرگاه ­های توسعه است و سنت­ های بومی توسعه را روشن می ­سازند. علم و علم توسعه- به خوبی به ما رسانده است که برنامه­ های توسعه متناسب با فرهنگ جوامع است و نسخه­ های واحدی(یا خطی) در این مسیر وجود ندارد.

فرهنگ دانشگاهی در نهادینه شدن گفتمان علم چه جایگاهی دارد؟

به نظر من هسته اساسی فرهنگ دانشگاهی و ستون خیمه دانشگاه «علم» است. هر حرکتی که بخواهد منجر به تضعیف این ستون بشود، در واقع بر سر شاخ نشستن و بن بریدن است. برجستگی علمی در دانشگاه­ ها باید همواره تقویت شود. اگر فرهنگ دانشگاهی به معنای نگرش، بینش، منش و رفتار علمی در جای جای فضای دانشگاهی تقویت شود و حاکمیت یابد، خود ترجمان نهادینه شدن گفتمان علم در دانشگاه و جامعه است. به عبارت دیگر تقویت فرهنگ دانشگاهی یعنی تقویت فرهنگ علمی.

به نظر شما غیر از رشته­ های علوم انسانی چه رشته­ های علمی دیگری و با چه نوع نگاهی می­توانند به موضوع فرهنگ دانشگاهی ورود کنند؟

اگر همه رشته ­ها در تقویت فرهنگ دانشگاهی همراه با علوم انسانی باشند-که عهده ­دار تبیین مبانی نظری و تئوریک تقویت گفتمان علم در دانشگاه ها است- فضای گفتمان علم تقویت خواهد شد. رشته ­های دیگر دانشگاه ­ها، هم باید بر یافته ­های علمی خود و حاکم شدن آن در فضای عمومی کشور، مصر باشند و هم زمینه ­ها و بسترهای تقویت این گفتمان را که در علوم انسانی مطرح می ­شوند، فراهم آورند.

به نظر شما چه سازمان­ها، نهادها، ارگان­ها و وزرات­خانه­ هایی(با توجه با ماموریت­ هایی که دارند)، لازم است در برگزاری این همایش ایفای نقش کنند؟

معاونت ­های پژوهشی، آموزشی و فرهنگی وزارت علوم و وزارت بهداشت و معاونت­ های مشابه آنها در دانشگاه ­ها وظیفه اصلی را بر عهده دارند. اما سازمان­ها و موسسات و مراکز علمی و فرهنگی دیگر و از جمله مطبوعات و رسانه ­ها نیز در تقویت این گفتمان و ترویج فرهنگ دانشگاهی و فرهنگ علمی در جامعه به ضرورت منطقی و تاکید در اسناد بالادست کشور مسئول هستند.

برای برگزاری هرچه بهتر همایش چه پیشنهاداتی دارید؟

توصیه به مشارکت پررنگ دانشگاهیان به ویژه رشته­ های علوم انسانی و بررسی موضوع با رویکرد علمی و پژوهشی دارم.

برای تقویت فرهنگ دانشگاهی و تحکیم گفتمان علم در جامعه چه راهکارهایی دارید؟

اول باید در خصوص تحکیم گفتمان علم در جامعه ­مان نکاتی را مطرح کنم: گفتمان­ های رقیبِ گفتمان علم در جامعه ما عبارتند از گفتمان قدرت، گفتمان ثروت و گفتمان ایدئولوژیک. گفتمان قدرت اصولا درصدد است تا علم توجیه­ گر وضع موجود باشد و انتقاد از وضع موجود را عمدتا برنمی­ تابد. گفتمان ثروت، می­ کوشد علم در خدمت قدرت اقتصادی و افزایش تولید ثروت باشد لذا با حمایت از علومی که بازار اقتصادی بالاتر و بهتری­ دارند، عرصه و انگیزه برای علومی که با بازار فاصله بیشتری دارند کم می­ شود. حال آنکه همین علوم سرمایه علوم دیگر واقع می­ شوند و علوم بازار، خود مصرف کننده علوم نظری هستند. به عبارت دیگر با قدر یافتن و تسلط گفتمان ثروت، علم در خدمت ثروت قرار خواهد گرفت و جهت­ گیری­های علمی عوض خواهد شد و برخی رشته­ ها تقویت و سوگیری­ ها به تدریج در علم نمودار می ­شود.

از طرف دیگر هم ثروت می ­تواند به گفتمان علم ضربه بزند و آن اینکه دانشگاه ­ها به دلیل کاهش اعتبارات آموزشی و گسترش بی­ رویه ساختارها به خاطر درآمدهای اقتصادی، از استاندارهای علمی فاصله بگیرند و اندک اندک قدرت اقتصادی و پول جایگزین سواد علمی شود که این هم خود به خود به تضعیف گفتمان علم در جامعه خواهد انجامید.

گفتمان ایدئولوژیک زمانی رقیب گفتمان علم و مانع تحکیم آن به حساب می آید، که پایبندی و تعصب به گزاره ­های ایدئولوژیک هم پایه یا بالاتر از پایبندی و تعصب به یک گزاره علمی در جامعه شود. فرضا دو نفر که یکی از پایگاه ایدئولوژیک و نفر دیگر از پایگاه علم، از موضوعی دفاع یا آن را رد می­ کنند، اگر به یک میزان در جامعه ارزش داشته باشند و یا آن کسی که از موضعی علمی دفاع یا رد می­ کند، ارزش کمتری داشته باشد، گفتمان علم تفوق ندارد چه رسد به اینکه آن دو نفر در موضوعی اختلاف داشته باشند و یکی بر صدر بنشیند و آن دیگری طرد شود.

نسبت گفتمان علم و ایدئولوژیک به یکدیگر مانند آن دو گفتمان دیگر می ­تواند تایید کننده، خنثی و تکذیب کننده باشند، در هر یک از سه وضع مورد اشاره، در صورتی که گفتمان علمی تخریب شود، به ضرر جامعه خواهد بود و توسعه و پیشرفت به تاخیر خواهد افتاد.