کد خبر: ۵۴۶
تاریخ انتشار: ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۰۸:۴۸


جلسه تقدیر و تشکر از زحمات آقای قبادی در دوره سرپرستی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با حضور شماری از مسئولین جهاد دانشگاهی و پژوهشگاه، اعضای هیئت علمی و همکاران اداری و اجرایی روز دوشنبه 18 اردیبهشت 1396 در محل سالن شهید همتی برگزار شد.

در ابتدای این جلسه آقای زارع کهنمویی با اشاره به حلقه کوچک مدیرانی که در تاریخ این کشور در حوزه علوم انسانی توانسته اند تحول ایجاد کنند به نقش آقایان موسوی بجنوردی، صادق آئینه وند و حسینعلی قبادی در این راستا اشاره کرد و دوره مدیریتی آقای خسرو قبادی را نیز همچون آنها دوره ای مفید برای مدیریت پژوهش در علوم انسانی معرفی نمود.

در ادامه آقای فیضی، سرپرست جدید پژوهشگاه با اشاره به این مسئله که پژوهشگاه در حال حاضر همچون مسجدی است که مبنای آن بر تقوا گذاشته شده، به شکل گیری فضای اخلاقی پژوهشگاه اشاره کرد و افزود: «در دوره ایشان زمینه ای شکل گرفت که اکنون ما بر مبنای حضور آن می توانیم به مسائل کلان بپردازیم»

آقای فیضی با اشاره به روندهای مثبت اجرایی در دوره مسئولیت آقای قبادی، گفت: «من شاهد بودم که برنامه های شورای علمی به صورت نقادانه و مرتب برگزار شد. تقریباً همه اعضای هیئت علمی کار پژوهشی داشتند و این در شرایطی بود که آقای قبادی در دوره ای مسئولیت را تحویل گرفتند که پیش از آن وضعیت مناسبی بر پزوهشگاه حاکم نبود»

در ادامه آقای حسینعلی قبادی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، ضمن آروزی موفقیت برای آقای فیضی و مجموعه پژوهشگاه گفت: «این پژوهشگاه به یُمن خون شهیدان و خصوصاً شهید همتی ایجاد شده و سرپا مانده است. من در هر فضای علمی و دانشگاهی دیگری که در بیرون از اینجا تجربه کرده ام، این میزان صمیمیت و عزمی که در اینجا هست را مشاهده ننمودم. در اینجا رابطه همکاران به هم بسیار نزدیک و صمیمی بود. بر همین اساس من چنین می اندیشم که خداپسندانه ترین کاری که در حال حاضر می توانیم انجام دهیم این است که این فضا را حفظ کنیم، در خدمت پژوهشگاه باشیم و برای موفقیت هر چه بیشتر مجموعه و مدیریت جدید آن بکوشیم چرا که سرمایه های خالص، مجرب، پاک وا راسته ای در جهاد هستند که حیف است مجموعه جهاد از آنها خالی بشود. برخورد های ایجابی قطعاً می تواند موجب هم افزایی شده و برای کل مجموعه مفید باشد»

وی در ادامه افزود: «در مورد آقای قبادی نیز از دید من ایشان فارغ از جنبه های علمی و مدیریتی، واقعاً منبع فیض اند. من از ایشان درسهایی گرفته ام که در هیچ مکتب و کلاسی نمی توان آموخت. امیدوارم به برکت خون شهیدان کلیه اعضای حاضر در مجموعه با سلامت جسمی و روحی به مسیر موفقیت خود ادامه دهند و در راه اعتلای جهاد دانشگاهی و کشور عزیزمان بکوشند»

سپس آقای امین اسماعیلی با اشاره به ضعف های دوره مدیریتی پیش از آقای قبادی، گفت: «کسانی از بیرون آمده بودند که با اقتضائات انسانی و اجتماعی جهاد آشنا نبودند. و اگر برخی مدیران میانی حاضر در پژوهشگاه در آن دوره پژوهشگاه را حفظ نمی کردند، فضای علمی اینجا از هم گسیخته شده بود. بزرگترین مرکز پژوهشی جهاد در علوم انسانی و اجتماعی دچار بحران شده بود به نحوی که بعضاً نشریات آن تا ده شماره معوقه داشت. پژوهش های کارفرمایی لنگ مانده بود و اعضای هیئت علمی در حال ترک سیستم بودند. در این شرایط آقای قبادی با اصرار ما قبول مسئولیت کردند»

وی در ادامه با اشاره به این مطلب که در جهاد علاوه بر توانایی های فردی، سلامت نفس نیز مهم است، افزود: «سلامت نفس آقای قبادی را من از اصرار ایشان بر عدم قبول مسئولیت دریافتم. ولی به این دلیل که در دوره ایشان ردیف بودجه پژوهشگاه قاعده مند شد، شبکه برنامه ها تعیین و نهایی شد، طرح های بزرگ شروع شد، اعضای هیئت علمی جدید و کارآمد اضافه شدند و نشریات سامان گرفتند، ما اصرار داشتیم که تا این لحظه در خدمت ایشان باشیم تا از اینجا به بعد آقای فیضی بر روی این مبنای شکل گرفته در پژوهشگاه بتوانند گامهای بلندتری بردارند»

آقای اسماعلی سپس به ویژگی های آقای فیضی اشاره کرده و افزود: «ایشان جزو مدیران خوشفکر جهاد و اهل کارهای بزرگ است. با ویژگی های مثبتی که من از ایشان سراغ دارم می دانم که پژوهشگاه را در مسیر تعالی و موفقیت پیش خواهند برد. این مطلب را نیز باید به شما عرض کنم که خود آقای قبادی هم در این مورد به قدری مطمئن بودند که آقای فیضی یکی از گزینه های پیشنهادی شخص آقای قبادی برای جانشینی شان بود»

سپس آقای قرنفلی به فعالیتهای آقای قبادی در خارج از پژوهشگاه اشاره کرد و گفت: «ما در زمینه های مختلفی خارج از پژوهشگاه از آقای قبادی بهره بردیم که برخی از این زمینه ها نظیر توسعه تکنولوژی شاید جزو علائق ایشان نبود اما ایشان در این زمینه وقت گذاشت و مطالعه کرد که بعدها همین مسئله برای ما در هنگام همکاری در تهیه نقشه جامع علمی کشور در شورای فناوری جهاد بسیار مثمر ثمر واقع شد و موجب گردید که ما در این حوزه وزن بیشتری داشته باشیم و پیشنهادات ما در تهیه نقشه جامعه علمی کشور نیز بیشتر از بقیه دیده و لحاظ شود. در مورد تحقق شعارهای طراحی شده در هر سال توسط مقام رهبری نیز مجدداً ما از آقای قبادی مشاوره خواستیم. ایشان در این زمینه نیز به ما کمک کردند. و بسیاری از حوزه های دیگر که فارغ از مسئولیت اجرایی خودشان در پژوهشگاه، به کمک ما آمدند»

وی در ادامه افزود: «درس خواندن و قبول مسئولیت مجموعه بزرگی مثل پژوهشگاه علوم انسانی در کنار هم کار سختی است. فعالیتهای فوق برنامه هم به این سختی می افزاید. امیدوارم در فراغتی که برای ایشان حاصل شده بتوانند بخشی از کار سنگینی که به دوش دارند را سبک کنند تا همچنان بتوانیم از خدمت شان هم در حوزه علوم انسانی و هم خارج از آن بهره ببریم»

در ادامه جلسه آقای خسرو قبادی با اشاره به ظرفیتها و ویژگی های مثبت آقای فیضی، گفت: «من یک سخنرانی به ایشان بدهکار هستم و می بایست روزی این بدهکاری را جبران کنم و برای شما از ویژگی های مثبت و کارنامه خوب آقای فیضی تعریف کنم»

وی در ادامه به چرایی مشکل دار شدن علوم انسانی در ایرانِ پس از انقلاب پرداخت و گفت: «بر اساس تحقیقاتی که در برخی از کشورهای خاورمیانه در مورد کم رشدی علوم انسانی صورت گرفته، مشخص شده که ریشه این کم رشدی به کمبود سهم از ساختارهای علمی بر می گردد. در ایران و چندین کشور دیگر، این سهم اصلاً سهم قابل توجهی نیست و دلیل آن نیز مشخص است چرا که فشارهایی از بیرون به علم وارد می شود که باعث می شود علوم انسانی نتواند در درون خودش به صورت علمی اداره شود. سرنوشتی که بر سر علوم انسانی در این کشورها آمده بسیار درس آموز است.

در مورد علوم انسانی سه دیدگاه مطرح شد و در مورد هر دیدگاه هزینه های گزافی اختصاص داده و در نهایت هم به این نتیجه رسیدند عده ای آمدند و گفتند که علوم انسانی باید دینی و بومی شود. نهادهای بسیاری برای اجرایی کردن این هدف تشکیل شد که سرنوشت هر یک به ما نشان می دهد که چرا در نهایت اقدامات تجویزی و فرمایشی در مورد علوم انسانی کارساز نیست. دفتر همکاری های حوزه و دانشگاه و سازمان سمت برای اجرایی شدن همین هدف تشکیل شدند. اما امروز به چه نتیجه ای رسیدند؟ وقتی دیدند از این راه نمی شود به نتیجه رسید، شورای بررسی متون را تشکیل دادند. آمدند گفتند متون را نقد کنیم که نقدنامه علوم انسانی در همین راستا چاپ شد. اما در نهایت چه شد؟ دیدند نمی شود علوم انسانی را از قاعده علم مستثنا کرد. شورای تحول علوم انسانی نیز که امروز مشغول به فعالیت است اگر بخواهد به قاعده علم تن دهد، سرنوشتش همین است اگر هم نخواهد که دیگر هیچ. تمام کسانی که عضو شورای انقلاب فرهنگی اند دید ایجابی به علوم انسانی ندارند. اینها می خواهن بگویند چه چیزی نباید باشد»

آقای قبادی سپس به مقوله های بعدی اشاره کرد و گفت: «بعد از ایده علوم انسانی دینی و بومی رایج شد. که باز نهادهای زیادی در این زمینه فعال شدند، فرهنگستان علوم مگر هر هفته در این مورد جلسه نگذاشت؟ سوال اینها این بود که مثلاً چرا علوم انسانی در زمینه توسعه غایب است؟ اگر این سوال را از خود علوم انسانی ها می پرسیدند برای آن جواب داشتند. اما شورای علوم انسانی از دل علوم انسانی بیرون نیامد. کسانی که به حوزه فنی مهندسی و تجربی تعلق داشتند آمدند و خواستند علوم انسانی را سامان ببخشند. در گام سوم که علوم انسانی تکنیکی مطرح شد. اما اگر می خواهیم علوم انسانی در ایران کارآمد و بومی باشد ما باید ببینیم که علوم انسانی در جهان چه کارکردی دارد. در آنجا حرکت مشخص است. تاثیر گذاری علوم انسانی و کارکردش مشخص است. از روی نظرات امثال هابرماس است که دانشگاه ها ساخته می شود و جهت حرکت شان تعریف می شود. علوم انسانی را نباید با شاخص های مربوط به سایر علوم سنجید و بر این اساس سازمانها و مدیران شاغل در علوم انسانی را با بقیه سازمانهای علمی مقایسه کرد و در مورد عملکردشان قضاوت نمود»

آقای قبادی سپس به مشکلات پژوهشگاه اشاره کرد و گفت: «کل پولی که در آن دوره وارد پژوهشگاه شده بود 90 میلیون تومان بود، اگر الان چیزی حدود 2 میلیارد تومان شده و اگر امروز سرانه هر عضو هیئت علمی دو طرح است، به خاطر این است که ما به اقتضاء شرایط با هر گروه و هر پزوهشگر برخورد کردیم. هر سازمانی که بخواهد هم سرمایه تولید کند و هم سرمایه توزیع کند به مشکل بر می خورد. شکایت پیش می آید. اما من با توجه به مخدل شخصیتی آقای فیضی مطمئنم که ایشان می تواند از پس مشکلات بر بیاد. من یک سخنرانی به ایشان بدهکارم و باید بگویم که چطور ایشان طرحی که 830 میلیون تومان بود را آورد برای مجموعه بدون اینکه درصدی بخواهد. من به ایشان گفتم حق الزحمه شما در مورد این پروژه فقط مربوط به مسائل مدیریتی است ایشان جواب داد که نخیر فصل مربوط به نظریه ها و ادبیات تحقیق را هم خودم باید بنویسم. من آن موقع واقعاً دیدم که ایشان چطور منافع مجموعه و سازمان را مقدم می دارد. ضمن اینکه خودش نیز با طرح های پژوهشی بیگانه نیست و در آنها مشارکت دارد»

آقای قبادی در انتها به معمای رضایت اشاره کرد و گفت: «رضایت معمایی است که کسی پاسخی برای چگونگی ایجاد آن ندارد. ما در مورد نارضایتی می دانیم که انسان از طریق مقایسه است که احساس نارضایتی می کند اما تبیین اینکه چطور احساس نارضایتی تغییر می کند، واقعاً کار مشکلی است»

در انتهای جلسه همکاران پژوهشگاه و مسئولین جهاد با ارائه هدایایی از آقای قبادی تشکر کردند.

نام:
ایمیل:
* نظر: