."

مناظره نسبت اخلاق با خلقیات برگزار شد

مناظره نسبت اخلاق با خلقیات عصر امروز در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی برگزار شد و در این مناظره دو عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی به بیان دیدگاه‌های خود پرداختند.

دکتر رضا کلاهی، عضو هیات علمی پژوهشگاه مطالعات فرهنگی و اجتماعی جهاد دانشگاهی در این مناظره که در آن دکتر اصغر احمدی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی نیز حضور داشت، با طرح این پرسش که باید دید منظور از خلقیات چیست، اظهار کرد: وقتی یک مفهومی هنوز وجود ندارد ما چطور می‌توانیم آن را بسازیم.

در آغاز این نشست، کلاهی گفت: تفاوت خلقیات و اخلاق چیست؟ به نظر من ما اینجا دو چیز نداریم. خلقیات مجموعه صفت‌هایی است که برای مثال در ایرانیان وجود دارد و اخلاق به معنای یک انتخاب آگاهانه در نظر گرفته می‌شود. برای آنچه که خلقیات خوانده می‌شود، باید چارچوبی نظری در نظر گرفته شود و مفهوم عادت‌واره بوردیو می‌تواند کمک کند. اما این کار صورت نگرفته است. وی افزود: مفهوم متفاوتی از اخلاق به اسم خلقیات وجود ندارد و ما تنها اخلاق را داریم. اگر بخواهد مفهومی ساخته شود، شرایط آن چیست؟ تا صورتبندی برای اخلاقیات ارائه نشود، چنین مفهومی در علم جامعه‌شناسی وجود ندارد.
به گفته وی اگر ادعا می‌شود خلق و اخلاق دو مساله متفاوت است، باید ابتدا تعریف این دو مطرح شود و در حال حاضر بحث در این نقطه است که مفهوم متفاوتی از اخلاق به اسم خلقیات ساخته نشده است و وجود ندارد و ما با همان اخلاق مواجه هستیم. کلاهی تصریح کرد: وقتی ما با یک اصطلاح مواجه می‌شویم به دو شیوه می‌توانیم آن را تعریف کنیم، واژه‌ای یا لغوی و مفهومی یا نظری. به هر دو صورت تمایزی بین اخلاق و خلقیات وجود ندارد. اینجا اخلاق یا معنای لغوی یا مفهومی دارد. منظور از معنای لغوی معنای کاربران یک زبان است. معنای یک واژه در ذهن کاربران را از فرهنگ‌های لغت می‌توان یافت. این معنا غیرتئوریک بوده در ادبیات و گفتگوهای عمومی استفاده می‌شود.

این عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی ادامه داد: اخلاق جمع خلق است به معنای خوی، خصیصه و عادت و واژه خلقیات هم جمع خلق است. این دو معنای واژه‌ای متفاوتی ندارند. در زبان عامه خلقیات و اخلاق به یک معناست. در خصوص بحث نظری، نظریه‌ای متفاوت برای تفکیک اخلاق و خلقیات نداریم. می‌شود morality وethics  را به اخلاق یا خلقیات ترجمه کرد. در زبان فارسی من ندیدم این دو واژه را در ترجمه این دو آورده باشند و برای هر دو اخلاق می‌آورند.
تعریف لغوی قصد عموم کاربران از به کار بردن واژه را در برمی‌گیرد که به این منظور باید پژوهشی صورت گیرد تا در خصوص نتایج آن بتوان بحث کرد، ضمن اینکه اخلاق واژه جمع است و مفرد آن خلق گفته می‌شود و به معنای خصیصه، طبع و عادت به کار می‌رود که تفاوتی در اینجا بین این دو واژه دیده نمی‌شود. در تعریف نظری نیز دو تعریف به نام اخلاق و خلقیات تا کنون وجود نداشته است.

 نمی توان واقعیت را بدون نظریه نام‌گذاری کرد؛ فرض کنید مجموع عابران روز یکشنبه را نامگذاری کنم چون هیچ طرح نظری وجود ندارد، نامگذاری نامشروعی کرده‌ایم. دسته‌بندی یک واقعیت وابسته است به طرح‌ نظری. طرح نظری مجموعه مفاهیمی شبکه‌ای در پیوند با هم هستند که کلی معنادار را می‌سازند. در آن صورت این شبکه یا واقعیت بیرونی هم پیوند داشته باشند. قبل از هر مشاهده ما نیازمند طرح نظری هستیم. چنین طرحی در خصوص تفکیک اخلاق و خلقیات وجود ندارد. پس از این کار و ارائه طرح نظری می‌توان در خصوص طرح نظری صحبت کرد که چه میزان قوی هستند. در وضعیت عینی نیز می‌توان این واژه را در نظر گرفت که وضعیتی است که در بیرون معاول واژه وجود داشته باشد که این ادعا نیز قابل رد است، چراکه مسبوقیت مشاهده به نظریه ایجاب می‌کند تا نظریه ای نباشد هیچ واقعیت عینی نمی‌تواند نام گذاری شود.

در ادامه این مناظره دکتر اصغر احمدی، عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی با بیان اینکه هنوز صورت بندی نظری‌ای در رابطه با تفاوت اخلاق و خلقیات انجام نشده است، گفت: ما در مقابل یک شبکه از پیش طراحی شده با عنوان خلقیات ایرانیان قرار گرفتیم و طرح نظری برای خلقیات ایرانی نیافتیم.در گذشته چیزی تحت عنوان خلقیات وجود نداشته و هر چه بوده پیرامون اخلاق شکل گرفته است. تازگی واژگانی خلقیات نشان دهنده این است که این واژه پشتوانه نظری ندارد، ولی باید پشتوانه نظری برای آن ایجاد کرد.

احمدی با تصریح وجود تمایز بیان خلقیات نگاری و خلقیات پژوهی، گفت: آنچه فلاسفه قدیم در مورد ایرانیان گفته‌اند، خلقیات نگاری ایرانیان از دید شخصی آنهاست. ارسطو گفته ایرانیان چون خرد ندارند، بربرند. افلاطون هم چنین نظراتی داشته است. هرودوت با نگاه مثبتی به ویژگی ایرانیان نگاه می‌کند. ارسطو این را ذاتی می‌داند که مخالف آن هستیمهر چند طرح نظری مشخصی برای خلقیات وجود ندارد اما این دو از هم جدا هستند، خلقیات نسبی و بومی هستند.

این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و علوم اجتماعی افزود: خصوصیات ایرانی منجر به رویدادهایی مانند مشروطه و انقلاب اسلامی شده است که اینها در نگاه اکثر خلقیات نگاران مغفول مانده. با هر کدام از این رویکردها که به مسئله خلقیات ایرانی نگاه کنیم، ما دو نگاه از درون و بیرون به ایرانیان داشته‌ایم و ما اسیر نگاه بیرونی شده‌ایم.

احمدی افزود: تمایز خلقیات با اخلاق در این است که خلقیات زمینی هستند و ما داشتن خلقی خاص را به دیگران نسبت می‌دهیم. اخلاق دغدغه انسان بما هو انسان را دارد، اما در خلقیات چنین نیست. اخلاق هنجاری است و خلقیات غیرهنجاری هستند. کم‌مصرف بودن، شوخ طبعی، چندهمسری یا تک‌همسری جزو خلقیات یک جامعه بوده و وحی منزل نیستند و این‌ها از مصادیق خلقیات است. اخلاق بحثی فردی و خلقیات بحث‌هایی اجتماعی است. اخلاق با جامعه شناسی محافظه کار و خلقیات با جامعه‌شناسی انتقادی سروکار دارد. ما در اخلاق به دنبال توسعه اخلاقی در خلقیات به دنبال اخلاق توسعه. هستیم. اخلاق نیاز ضروری است در حالیکه خلقیات هست و باید ببینیم چه تاثیری دارد. خلاق نظری، انتزاعی است اما خلقیات انضمامی است. اخلاق آرمانی بوده و خلقیات واقعی هستند. ما در جامعه‌شناسی بیشتر خلقیات‌نگاری داریم تا اخلاق در حالی که در علومی مانند فلسفه بیشتر بحث اخلاق مطرح است. اخلاق بحث را صفر یا صد می‌بیند در حالیکه در خلقیات مباحث طیف هستند و ارزش‌گذاری به صورت مستقیم صورت نمی‌گیرد

. وی ادامه داد: تعاریف زیادی برای اخلاق وجود دارد، اما تعریف درستی از خلقیات به وجود نیامده و حتی در فرهنگ لغت معین و دهخدا به عنوان یک واژه مستقل در نظر گرفته نشده است؛ اما اینکه معین، دهخدا و جمالزاده خلقیات را نادیده گرفته‌اند، دلیل بر این نیست که ما نیز آن را نادیده بگیریم. خلاق امور جهان شمول کلی هستند که در ذهن همه ما وجود دارند و یک راهنمای عملی هستند و مادامی‌که در واقعیات جامعه تبلور پیدا نکنند، اسم آنها را خلقیات نمی‌گذاریم. همچنین اگر صفتی را به جمعی نسبت بدهیم و آن را نپذیرند، آن را نمی‌توان به عنوان خلقیات آنها در نظر گرفت. ما همواره نگرانیم چه چیزی به اخلاق صدمه می‌زند، اما خلقیات مساله‌ای است که نگرانیم چه تاثیراتی روی زندگی ما خواهد داشت. خلقیات به هیچ وجه به اخلاق منتهی نمی‌شود. همچنین اخلاق امور آرمانی است و خلقیات امور واقعی هستند. وضوع اخلاق از گذشته‌های دور بوده است و ما همواره در حوزه اخلاق تحقیقاتی داریم، اما موضوع خلقیات مساله مدرنی است. بوردیو دو عادت جسمانی و خلقی را مطرح می‌کند.خلقیات طرحواره‌‌هایی برای عمل به واسطه اخلاق هستند. اخلاق امور جهان‌شمول کلی هستند، مادامی که عینی نشوند، خلقیات خواندن نمی‌شوند. از جمله کسانی در خلقیات کار کرده‌اند جوادی یگانه است وی خلقیات را بخشی از رفتارها تعریف کرده است که در حوزه مکانی مشخصی دیده می‌شوند. تعریف خود بنده این است که خلقیات مجموعه از باورها و کنش‌هاست که بخش قابل توجهی از یک جامعه دارند.

کلاهی در ادامه این نشست، گفت: همه مباحث ‌مطرح شده به خلقیات و اخلاق در یک حوزه بوده‌اند و به همین دلیل اخلاق با خلقیات مقایسه شده است. نمی‌توان وجود اخلاق و خلقیات را بدیهی دانست و تفاوت‌های‌شان را ذکر کرد. خلقیات در فرهنگ لغات نیست چون جمع خلق است. اگر بدیهی بودن این دو واژه را از پیش فرض نگرفته باشیم، نمی‌توانیم بگوییم بیشترین تحقیقات در حوزه خلقیات است. تمایزات بین خلقیات و اخلاق آموزنده بود، اما در واقع ما این تفاوت‌ها را می‌سازیم. اگر ما تمایز این دو را بگذاریم و تلاش کنیم، انواع مختلف اخلاقیات را بررسی بکینم، بهتر است. اخلاق نتیجه و وظیفه‌گرا هر دو به خوب و بد معروف‌اند. اخلاق فضیلت‌گرا بیشتر به بحث خلقیات نزدیک است و می‌خواهید به صفت‌ها بیشتر توجه کند. اینکه بگوییم خلقیات جهان‌شمول نیست محل بحث است و با توجه به وجه اخلاقی خلقیات می‌تواند وارد بحث اخلاقی شود. تعاریف باید در چارچوب نظری مطرح شود.

در ادامه احمدی گفت: اینکه خلقیات نیامده بی‌دلیل نبوده است. وقتی این دو از هم متفاوت هستند باید در واقع نیز از هم متفاوت باشند، مانند بیرون آوردن و استخراج که اگر چه هم معنا هستند اما در جاهای متفاوتی استفاده می‌شوند. خلقیات هرچند از نظر لغوی هم معنای اخلاق باشد، به مرور معنای دیگری یافته ‌است که باید در آن تدقیق و بیان شود. خلقی شدن جامعه به معنای اخلاقی شدن جامعه نیست. برای اخلاقی شدن جامعه نیازمند خلقیات هستیم. اخلاق مانند منبع آب است اما خلقیات مانند مدیریت استفاده از آن بوده و این دو از هم متفاوت هستند.