پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی

برگزاری بیست و یکمین نشست فرهنگ و امنیت با موضوع بررسی مسائل کردستان

بیست و یکمین نشست فرهنگ و امنیت با عنوان «فرهنگ، هویت و سیاست خارجی: مطالعه موردی تحولات کردستان» در دوشنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۶ با حضور جعفر حق پناه، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی در محل پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی برگزار شد.

در ابتدای این جلسه محمد کمالی زاده، مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه، ضمن اشاره به جلسات پیشین سلسله کرسی های مطالعات فرهنگ و امنیت بر بیان غیر محدود شده عقاید صاحبنظران در این جلسات تاکید کرد و از این جلسات به عنوان فرصتی برای مورد خطاب قرار دادن مسئولان در مورد موضوعات یا نگرشهایی یاد کرد که گاه مغفول می مانند یا در سطح دانشگاهی خلاصه می شوند.

در ادامه جلسه، جعفر حق پناه، عضو هیئت علمی پژوهشکده مطالعات راهبردی، با اشاره به محور اصلی بحث یعنی رابطه فرهنگ با سیاست خارجی، به تفکیک رویکردهای موجود در مورد سیاست خارجی پرداخت و عنوان کرد: تا پایان جنگ سرد رویکرد غالب در مورد سیاست خارجی رویکرد رئالیستی بود که به سیاست اعلا می اندیشید که سیاست را به عنوان یک امر محض و فارغ از مولفه های فرهنگ و هویت بررسی می کرد. تا زمانی که شوروی برقرار بود بیشتر نظریه پردازیها برای سیاست از جمله سیاست خارجی در حول و حوش مفهوم ایدئولوژی شکل می گرفت. منظور از ایدئولوژی، مجموعه آموزه هایی است که قرار است بایدها و نبایدهایی را برای اجرا به مثابه یک دستور العمل وضع کند. در این تعریف ایدئولوژی نسبت زیادی با فرهنگ و هویت پیدا نمی کند و لذا در چار چوب کلی سیاست خارجی نیز تاکید اصلی بر مسئله فرهنگ و هویت قرار نمی گرفت. اما از زمان فروپاشی شوروی، هویت و فرهنگ جایگزین ایدئولوژی شد و امروز ما مسائلی نظیر هویت ملی و فرهنگ راهبردی مطرح می شود که شکل دهنده سیاست اند؛ سیاستی که بخشی از آن شامل سیاست خارجی نیز می شود.

او در ادامه افزود: پیشتر همچنین بین سیاست خارجی و سیاست داخلی نیز تفکیک وجود داشت. در سیاست خارجی، دولتها به مثابه بازیگرانی خردمند تعریف می شدند که با هم در تعامل قرار دارند و رویکرد اصلی شان معطوف به حفظ منافع و اصل بقا بود. در این حالت فرماسیون سیاست علی الخصوص سیاست داخلی چندان مطرح نبود. اما امروز، سیاست خارجی بخشی از سیاست داخلی است. امروز دیگر نمی توان در خارج ژست دموکراسی گرایی گرفت اما در داخل رویه سرکوبگرانه داشت. اکثر مسائل سیاست خارجی را می توان در پرتو این رویکرد توضیح داد.

وی سپس با تاکید بر رویه رئالیستی ایران در سیاست خارجی گفت: ایران در محیط پیرامونی خود، سیاست خارجی را اتخاذ کرده که منطبق بر اصول رئالیسم است. در این حالت یکی از مهمترین اولویت های سیاست های خارجی ما، اصل بقا است. می دانیم که جنگ در خاورمیانه تابو نیست لذا تهدید شدن بقای یک کشور امری بسیار محتمل است. اگر ایران می خواست سیاست خارجی خود را هویت محورانه پیش ببرد منطقه به این رویکرد پاسخ مثبت نمیداد. در ابتدای انقلاب دکترین وحدت گرایانه و امتی اتخاذ شده از سوی ایران ناظر بر همین رویکرد هویتی بود و اتفاقا بیشترین ضربه را هم ایران از کسانی خورد که قرابت هویتی با او داشتند؛ یعنی قدرتهای مسلمان منطقه. به همین دلیل ایران آموخت که باید در برخورد با منطقه رویکردی رئالیستی را در پیش بگیرد چرا که بقیه نیز چنین رویکردی دارند. مثالهای زیادی از این تغییر رویکرد ایران وجود دارد، مسئله قره باغ یکی از آنهاست. در چچن نیز ایران قرابت های دینی را کنار گذاشت و بر اساس رویکرد رئالیستی سمت روسیه ایستاد. در مورد مسئله میانمار نیز اگر رویکرد امت محورانه سابق مطرح بود، ایران می بایست با شدت و قدرت بیشتری وارد می شد ولی به این علت که برخی قدرتهای همسو با ایران نظیر چین در این منطقه حاضر بودند و با دولت مرکزی میانمار رابطه داشتند ایران نیز چندان با قدرت به مسئله میانمار وارد نشد. تعبیر رئالیستی ما از سیاست خارجی ایران ناظر بر چنین مسائلی است.

وی سپس به مسئله کردستان پرداخت و گفت: کردستانِ چهارپاره قرابت هویتی زیادی با ایران دارد. دیدگاهی در ایران هست که مسائل اخیر کردستان را به عنوان پدیده ای مخالف با امنیت ملی خود در نظر می گیرد و طبعاً با استقلال کردستان مخالفت می کند. این نگاه رئالیستی است که مسئله را بر اساس موازنه با اسرائیل تعریف می کند. ایران مایل است که سیاست منطقه ای خود را با اسرائیل-ستیزی تعریف کند و متعاقباً مایل نیست که ببیند در کردستان و در جوار مرزهای خود، این سیاست زیر سوال رفت است.

وی سپس به پیشینه تاریخی استقلال خواهی کردها و پیوندهای تاریخی میان کردستان و رهبران شان با ایران اشاره کرد و افزود: زادگاه یا محل زندگی یا مهاجرت موقت تقریباً اکثر شخصیتهای برجسته کرد ایران بوده است. ایران می تواند  از این ظرفیت استفاده کند و نگذارد کردستان مستقل به چیزی متضاد و متعارض با منافع او تبدیل شود. کردها به این دلیل که ایران از آنها استقبال نکرده به سمت اسرائیل رفته اند!! کردها ذاتاً نمی توانند طرفدار اسرائیل باشند بلکه تاریخ نشان میدهد که طرفدار فلسطینیان بوده اند. در سند چشم انداز، جمهوری اسلامی به عنوان قدرتی الهام بخش تعریف شده است. آیا رویه ای که ما در مورد استقلال کردستان دنبال می کنیم همسو با این الهام بخشی است؟ ایران می تواند خود را به عنوان حامی و الهام بخش حرکتهای استقلال طلبانه معرفی کند. از زمانی که دفتر دفاع از نهضتهای آزادی بخش تعطیل شد، ایران از رویکرد فرهنگی در سیاست خارجی خود خارج شد و به سمت رویکرد رئالیستی رفت. امروز ایران می تواند در مورد مسئله کردستان این حمایت از نهضت های آزادی بخش را دوباره شروع کند. در حال حاضر سپاه قدس هم علی رغم عنوانی که دارد بر اساس رویکرد قرابت هویتی در منطقه فعالیت نمی کند. فعالیت سپاه قدس بیشتر از آنکه بر اساس همراستایی با هویت دینی ناظر بر عنوان آن باشد، بر اساس نیازها و منافع ایران است.

در ادامه جلسه حاضرین در جلسه به طرح سوال و ایراد در مورد مسائل مطرح شده پرداختند. محمد کمالی زاده، دبیر کرسی های فرهنگ و امنیت، ضمن اشاره به تقابل سیاست خارجی رئالیستی در مقابل سیاست غیر رئالیستی جمهوری اسلامی به این نکته اشاره کرد که همواره جامعه دانشگاهی ما از مسئولین سیاسی و تصمیم گیرانِ سیاست خارجی خواسته که از رویکردهای رمانتیک در سیاست خارجی بپرهیزد و به منطقه با دید علمی و بر مبنای تعریف منافع و شناخت تهدیدها و تبدیل آنها به فرصت نگاه کند و سمت و سوگیری خود را بر اساس رویکرد رئالیستی انجام دهد. اکنون در مورد مسئله کردستان ناگهان از آنها می خواهیم که رویکرد خود را از رئالیستی برگردانند و بر اساس وجود قرابت های تاریخی به مسئله نگاه کنند که دلیل این مسئله مشخص نیست.

چرایی استثنا قائل شدن برای کردستان در شرایط حضور مثالهای دیگر نظیر رفراندوم کریمه برای جدایی از اوکراین و یا نظر خواهی کبک برای جدایی از کانادا نیز از جمله دیگر ایرادات مطرح شده بود. بر این اساس، اشاره شد که تنظیم سیاست های خارجی باید با قواعد بین المللی موجود در این مورد که رفراندومهای پیشین را مردود خوانده همخوان باشد. جامعه دانشگاهی نمی تواند از یک سو با استناد به این قواعد بین المللی جدا شدن کریمه از اوکراین را بد و سپس بدون در نظر گرفتن این قواعد جدایی کردستان از عراق را خوب بیانگارد. همچنین شکست اتخاذ رویکرد غیر رئالیستی در مورد کشورهایی نظیر تاجیکستان نیز به عنوان مثال نقض هایی برای ایده آقای جعفرپناه مبنی بر تنظیم سیاست خارجی بر اساس قرابت های تاریخی و فرهنگی مطرح شد و عنوان شد که همان طور که خود ایشان اشاره کرده اند پیشتر نیز هرگاه ایران بر اساس قرابت های هویتی و فرهنگی سیاست خارجی خود را تنظیم کرده از منطقه پاسخ مطلوب نگرفته پس چرا باید در شرایط وجود مثالهای زیادی از جواب ندادن این سیاست در گذشته مجدداً از لزوم اجرای آن صحبت نمود.