پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی

نشست تخصصی طرح سنجش تاثیر مصرف فرهنگی بر روابط نسلی برگزار شد

نشست تخصصی طرح سنجش تاثیر مصرف فرهنگی بر روابط نسلی با عنوان «در هم تندیگی مناسبات نسلی و مصرف فرهنگی» روز دوشنبه ۱۳/۹/۹۶ با ارائه ای از سوی غلامرضا اسکندریان، عضو هیئت علمی گروه مطالعات جوانان و مناسبات نسلی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی، در محل سالن اجتماعات پژوهشگاه برگزار شد.

در این نشست، اسکندریان با اشاره به کیفیت تعاملات و مناسبات میان نسلها خصوصاً در جوامعی که دارای جمعیت جوان بالایی هستند، از تعاملات نسلی به عنوان یکی از مهمترین کانالهای انتقال ارزشها و هنجارها به نسل آتی نام برد. وی ضمن اشاره به تغییر این مناسبات بر اساس تغییرات جامعه و سبک زندگی، ظهور رسانه های نوین و متعاقباً متنوع شدن منابع جامعه پذیر کننده را در کنار توسعه تکنولوژی و توسعه تعاملات فرامرزی به عنوان عوامل تاثیر گذار بر تغییر مناسبات میان نسلی در دوره جدید بر شمرد.

این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاه در توضیح چرایی پروبلماتیک بودن مسئله مورد پژوهش در این طرح، پیشرفتهای دنیای مدرن و تنوع ایجاد شده در سبک زندگی به تناسب آن را، عاملی برای تمرکز بر کیفیت مناسبات نسلی در قامت یک مسئله اجتماعی دانست که یا به دلیل تعارض و تناقضی که با فرهنگ رسمی و حاکم ایجاد می کند واجد بررسی به صورت یک مسئله اجتماعی است با به دلیل چالشی که در امر انتقال ارزشها و هنجارها از نسلی به نسل بعد ایجاد می کنند ضرورت دارد که به عنوان یک مسئله مهم مورد بحث قرار بگیرند. وی با اشاره به این موضوع که عدم توجه به این مسئله می تواند پیامدهایی داشته باشد، از شکل گیری الگوهای رفتاری متضاد یا متناقض، عدم تفاهم میان نسلهای مختلف، نقصان فرایند جامعه پذیری در گروه های سنی جوان تر و شکل گیری خرده فرهنگهای متعارض یا متناقض به عنوان بخشی از پیامدهای بی توجهی به روندهای تغییر مناسبات نسلی به عنوان یک مسئله مهم اجتماعی نام برد.

وی در ادامه با برشمردن اصلی ترین دیدگاه های نظری در حوزه مناسبات نسلی به جمع بندی های بنگستون از مباحث نظری حوزه مناسبات میان نسلی اشاره کرد و از انقطاع، انطباق و تفاوت نسلی به عنوان سه حالت نتیجه محتمل اشاره شده در مباحث نظری نام برد که هر یک به حالتی متفاوت از شکل گیری روند منسابات میان نسلی اشاره دارد و گفت: انقطاع نسلی به حالتی گفته می شود که گسست عمیقی میان نسلها مشاهده می شود این در حالی است که برخی از متخصصین این حوزه به این مطلب قائلند که وجود چنین شکاف یا گسست عمیقی فقط یک توهم و خیال است که به غلط توسط وسایل ارتباط جمعی به مردم القا شده. این دسته از نظریه پزدازان قائل به انطباق نسلی هستند با این حال دسته دیگری نیز وجود دارند که معتقدند میان نسلها پیوستگی اما در عین حال تفاضل گزینشی وجود دارد و از این مطلب با عنوان تفاوت میان نسلی یاد می کنند. به طور خلاصه می توان این سه رویکرد را بر روی یک طیف به این صورت متصور شد که در یک سر طیف، گسست نسلی و در سر دیگر طیف، انطباق نسلی وجود دارد. تفاوت نسلی در میانه این طیف قرار دارد هر چقدر که این تفاوت موید شکاف میتان نسل ها شود ما به سمت گسست و هر چقدر که علی رغم وجود تفاوت نسلها با هم در تفاهم باشند ما شاهد انطباق میان نسلی خواهیم بود.

اسکندریان در ادامه جلسه در توضیح مدل مفهومی پژوهش خود به نظریه بروبیکر و بروبیکر اشاره کرده و بیان داشت: اگر در جامعه ای بخواهد تفاهم نسلی وجود داشته باشد باید بعدهای خاصی محقق شوند. از این بعدها اصطلاحاً با عنوان ۴Rs نام برده می شود که مخفف Respect، Responsibility، Reflexibility و Reciprocity هستند که ما در اینجا بر اساس نیاز پژوهش یک بعد دیگر نیز به عنوان همسویی به آنها افزوده و لذا ابعاد مورد پزوهش در اینجا عبارتند از: مسئولیت پذیریب متقابل، انعطاف پذیری، حمایت متقابل، احترام متقابل و نهایتاً همسویی.

وی در توضیح هر یک از این موارد گفت: مسئولیت پذیری به معنای درک و به عهده­ گرفتن وظایف و مسئولیت­هایی است که در برابر نسل مقابل توسط هر فرد باید انجام گردد. انعطاف­پذیری؛ توانایی سازگاری احساسات، اندیشه­ها و رفتار شخص با شرایط و موقعیت­های مختلفی است که نسل مقابل پیش روی او قرار می دهند. احترام متقابل ناظر بر کیفیت ارتباط و گفتگوهای مستقیم است. حمایت متقابل؛ مشارکت در امور طرف متقابل در قالب مشورت را نشان میدهد و در نهایت همسویی نیز به معنای میزان توافق نظری در عقاید، افکار، گرایش­ها و نگرش­های مختلف در میان نسل های مختلف است.

این پژوهشگر حوزه جوانان و مناسبات نسلی در توضیح روش انجام طرح حاضر گفت: در این طرح از روش پیمایش استفاده شده که در ان جامعه آماری شامل افراد بین ۱۵ تا ۶۵ سال هستند و حجم این جامعه نیز ۱۲۰۰ نفر در نظر گرفته شده. روئش نمونه گیری، ؛ نمونه­گیری از استان‌ها به شیوه خوشه‌ای با تکیه بر معیار سطح توسعه یافتگی اجتماعی و فرهنگی استان‌های کشور بوده که در آن استانهای تهران و اصفهان به عنوان استانهای توسعه یافته، سیستان و بلوچستان و کهکیلویه و بویر احمد، توسعه نیافته و استانهای کرمان و زنجان به عنوان استانهای دارای سطح متوسط توسعه اقتصادی در نظر گرفته شده اند.

در باب شاخص های ناظر بر ابعاد نیز، بعد همسویی با شاخص های نگرش سیاسی، الگوی ازدواج، دوستی با جنس مخالف، نوع پوشش و آرایش، نوع برنامه های تلویزیونی مورد علاقه، نگرش به مذهب، تعداد فرزندان، تربیت فرزندان و سبک موسیقی مورد علاقه سنجیده شده و برای سایر ابعاد نیز از شاخص هایی که در مبانی نظری آنها توسط بروبیکر معرفی شده استفاده شده است.

نتایج رابطه سنجی میان این شاخصها با متغیرهای زمینه ای نشان دهنده این مطلب است که سطح توسعه یافتگی استان همبستگی جزئی و مستقیم با مناسبات نسلی دارد، میزان تحصیلات نیز واجد همین کیفیت است اما در مورد وضعیت تاهل و گروه سنی هبستگی معنی داری توسط پژوهشگر مشاهده نشده است. نکته آخر یعنی عدم وجود همبستگی سن با مناسببات نسلی اولا موید این نکته است که تعریف نسل صرفاً بر اساس دوره های زمانی چندان کارآمد نیست و ثانیاً در هر گروه سنی دسته بندی های دیگری نیز بر اساس تجربه مشترک که نسل را تعریف می کند باید قابل رصد باشد.

اسکندریان در ادامه افزود: برای تحلیل نتایج در گام اول بر روی هر یک از ابعاد آزمونهای آماری مربوطه (KMO بارتلت و تحلیل عاملی و ازمونهای همبستگی و...) صورت گرفت اما برای تدقیق نتایج و فهم مناسبات گروه های سنی مختلف لازم دیدیم که از تحلیل خوشه نیز استفاده کنیم. اینکار به دلیل حجم زیاد داده ها و ماهیت گسسته آنها به منظور رسیدن به دسته بندی بهتر داده ها صورت گرفت و اعتبار آن نیز از طریق آزمونهای مربوطه سنجیده شد. نتایج تحلیل خوشه بندی نشان داد که در گروه سنی جوان دو گروه مختلف که ما آنها را با نام تیپ A و B نام گذاری کردیم حاضرند که مصرف فرهنگی در آنها رویه های متفاوتی دارد. این دو تیپ از لحاظ حمایت متقابل و از آن مهمتر، مسئولیت پذیری اختلاف فاحشی را نسبت به هم نشان میدهند با این حال از لحاظ احترام متقابل برای نسل های مسن تر از خود تفاوت چندانی ندارند. از لحاظ مصرف فرهنگی نیز غلبه مصرف در گروه سنی جوان محصولات فرهنگی مدرن (فضای مجازی)، سپس محصولان فرهنگی مکتوب و بعد فعالیت ها و تعاملات اجتماعی و فرهنگی است. نکته مهعم اینجاست که در پژوهش حاضر مصرف فرهنگی فقط مختص به مصرف کالاهای تولید شده فرهنگی نیست بلکه انجام فعالیت های فرهنگی را نیز شامل می شود. در رابطه با گروه سنی جوان عمده ترین شکل مصرف فرهنگی کالاهای مکتوب به مصرف کتب درسی مربوط می شود و عمده ترین شکل فعالیت نیز همراهی با گروه دوستان است.

در گروه سنی میان سال نیز مجدداً دو تیپ A و B از هم تفکیک شدند، در این دسته نیز احترام متقابلکمترین میزان اختلاف میانگین را بین دو تیپ در بر داشت و به طرز جالبی برای گروه میان سال نیز محصولات فرهنگی مدرن یا همان فضای مجازی در صدر صدر الگوی غالب مصرف فرهنگی قرار گرفته بود و در ذیل آن محصولات فرهنگی مکتوب و سپس محصولات دیداری خانگی قرار داشت. همچنین این دو تیپ در همه متغیرهای مربوط به مصرف فرهنگی به جز فعالیتهای تاریخی-فرهنگی، مذهبی و مصرف محصولات فرعنگی غیر خانگی تفاوت معنی داری را با عم نشان دادند و فقط در این موارد تفاوت مشاهده نشد.

در گروه سنی بزرگسال نیز به همین ترتیب دو تیپ از هم تفکیک شدند که بیشترین اختلاف را با هم در بعدهای انعاطف پذیری و حمایت متقابل نسبت به نسل های جوان تر از خود داشتند. از لحاظ مصرف فرهنگی در این گروه دیگر مصرف کالاهای مدرن و مجازی غلبه نداشت، بلکه محصولات دیداری خانگی در راس بودند و در ادامه انجام فعالیتهای مذهبی-فرهنگی و سپس تعاملات اجتماعی-فرهنگی. در این دسته سنی نیز همچون گروه های دیگر، گویه های مربوط به متغیر تاریخی-فرهنگی و مصرف محصوصلات فرهنگی غیر خانگی در پایین تیرین مقدار خود با این تفاوت که در مورد متغیر تاریخی-فرهنگی در تیپ A برای اولین بار پایین تر از تیپ B قرار گرفته بود. به طور خلاصه می توان مشاهده کرد که در هر یک از گروه های سنی با افرادی مواجه هستیم که از فعالیتهای مذهبی تا سلایق موسیقیایی تفاوتهایی با هم دارند و همین تفاوتها رویکرد آنها را نسبت به نسل بعد از خود در نوع مناسبات تغییر می دهد. دقت در جزئیات این تفاوتها می تواند به طور دقیق نشان بدهد که با تغییرات جامعه هر یک از گروه های سنی چطور نحوه مصرف کالاهای فرهنگی تغییر کرده و این تفاوت در مصرف چگونه مناسبات نسلی را دستخوش تغییر کرده و دید هر نسل به نسل دیگر را دچار تعارض یا تفاهم بیشتر یا کمتر می کند.