پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی

برگزاری نشست تخصصی بررسی مطلوب های روان شناختی از منظر قران کریم

نشست تخصصی بررسی مطلوب های روان شناختی از منظر قران کریم بع  از ظهر روز چهارشنبه ۲ اسفند ۱۳۹۶ با ارائه ای از سوی سید حمیدرضا رئوف، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی و زهره قادری، دانشجوی دکتری دین پژوهی، در محل پژوهشگاه برگزار شد.

در این نشست ارائه دهندگان در تعریف معنای مطلوب روان شناختی چنین بیان داشتند که اصطلاح مطلوب­های روان­شناختی برای معرفی آن بایسته­هایی بکار می­رود که انسان برای خوب زیستن (بهزیستی) به لحاظ روانی بدان­ها نیازمند است. اگرچه دامنه امور مطلوب به شکل عام و به لحاظ اخلاقی، فرهنگی، حقوقی، دینی و امثال آن بسیار متعدد است؛ اما افزودن صفت روان­شناختی و رویکرد روانشناسانه، ما را اندکی از این دامنه تشتت می­رهاند. درک بهتر مطلوب­های روانی در تحقق بهزیستی، در نظر آوردن موضوع مطلوب­های اخلاقی در کنار موضوع مطلوب­های روانی است. به این معنا که علاوه بر خوبیِ زندگی در چهارچوب مطلوب­های اخلاقی، نیازمند خوشی زندگی در چهارچوب مطلوب­های روانی هستیم. اگرچه برخی افراد می­توانند با دارا بودن برخی صفات اخلاقی، زندگی خوبی داشته باشند؛ اما این امر مانع از غلبه افسردگی و ناآرامی (نامطلوبیت­های روانی) در آنان نخواهد شد و لذا زندگی مطلوبی نخواهند داشت. خوشی زندگی مستلزم تحقق مطلوب­های روانی در انسان است تا بوسیله آنان فرد بتواند به زندگی مطلوب روانی دست یابد

در ادامه جلسه به دو سطح عمده ای اشاره شد که برای شناسایی این مطلوب های روانی زیست انسان مورد بررسیب قرار گرفته اند. بر این اساس عنوان شد که در قدم اول با بررسی نظریه­ها در باب نیازهای انسان، با تفکیک نیازهای ثانویه روانی از دیگر نیازهای مطرح شده، به ارائه مطلوب­های روانی مابه ازاء آنان پرداخته شده تا از این منظر زیست حقیقی انسان (ورای ارزش­های پسینی) مورد توجه قرار گیرد و در قدم دوم با مطالعه رویکردهای تخصصی ذیل بحث روانشناسی شناختی، کوشش شده تا نظریه ها حول مطلوب­های روانی انسان مورد بررسی قرار گیرد تا شاخص­های زیست مطلوب روانی احصا شود

این پژوهشگران حوزه دین در ادامه به ده مطلوب روانشناختی که با استفاده از این رویکرد روانشانسی فهرست شده اند اشاره کرده اند و آنها را چنین برشمردند:

  • پذیرش خود: قبول و باور خود حقیقی و شرایط آن؛
  • استقلال فردی: عمل بر اساس اصول شخصی و توانایی و قدرت پیگیری خواست­ها؛
  • تسلط بر شرایط: تسلط بر خود و اقدام مؤثر و مدیریت شرایط غیرقابل تغییر؛
  • رشد شخصیتی: ارتقاء شرایط فعلی (ویژگی­های فعلی) به شرایط مطلوب (ویژگی­های بهتر)؛
  • رضایت­مندی: احساس بهره­مندی و برخورداری و آرامش درونی از تجربه زیستن؛
  • شادکامی: احساس بهره­مندی و برخورداری و آرامش درونی از زندگی کنونی و چشم­انداز فردا؛
  • روابط عاطفی و اجتماعی مثبت: داشتن ارتباط با نزدیکان و تعاملات اجتماعی مثبت؛
  • هدف­داری: داشتن اهداف روشن، عینی و واقعی برای زندگی؛
  • معناداری: داشتن بینش یا معرفت کلان نسبت به زیستن؛
  • کمال­گرایی: برخوردار بودن از حس مزیت و اعتلا بصورت بالقوه یا واجد بودن حس تعالی بالقوه که این احساس برای فرد معنایی ایجاد می کند و او را به سمت بهره­مندی بالفعل ان امر سوق می­دهد.

و اشاره کردند که از آنجایی که معناداری و روابط عاطفی و اجتماعی مثبت در میان موارد بالا در طرح های دیگری به تفصیل مورد بحث قرار گرفته اند در اینجا از پرداختن به آنها پرهیز خواهد شد. سپس نسبت این مطلوبها با متن قران مورد بحث قرار گرفت و عنوان شد که برای فهم هر مطلوب­ روانشناختی در متن قرآنی یک فرایند چند مرحله­ای طی شده است. برخی مطلوب­ها (مانند شناخت خود) متکی بر کلیدواژه­ای محوری (مانند نفس) است. با توجه به تکیه اصلی این پژوهش بر روش معناشناسی، فهم معنای واژه کلیدی در قرآن بسیار مؤثر است. بر این اساس، از دو منظر به معنای این واژه توجه شد:

اولین رویکرد، فهم معنای واژه کلیدی در زمان نزول وحی و سیر تطور معنایی آن واژه در طول تاریخ است. از این طریق می­توان به معنای دقیق این واژه دست یافت که در دو سطح مورد بررسی قرار خواهد گرفت. رویکرد دوم، ناظر بر تکیه دوم پژوهش قرار دارد و آن، تمرکز بر متن تفسیری علامه طباطبایی (ره) است که رویکرد معناشناسی را در فهم واژگان و پس از آن، فهم آیات قرآن دخیل کرده است. برای فهم محتوایی آن دسته از آیات قرآن که ناظر بر مفهوم شاخص بهزیستی می­باشند، علاوه بر رویکرد معناشناسی در فهم لغت کلیدی به تفسیر علامه طباطبایی با عنوان «المیزان» رجوع خواهیم کرد تا از آن طریق در کنار فهم لغوی، درک کلی از فضای آیه و محتوای کلی و حاکم بر ساختار آیه نیز بازشناسی شود. نتیجه این دو رویکرد، استخراج نظر قرآن ذیل هر مطلوب از طریق روش معناشناسانه و محوریت تفسیر المیزان برای فهم دقیق از آیات قرآن است.

این پژوهشگران سپس به مسئله تقوا به عنوان کلید اصلی معرفی شده توسط قران اشاره کردند و افزودند در قرآن سیر تحقق بهزیستی به مانند گزاره صریح قرآنی است که فرد از اقرار به اسلام و پذیرش آن آغار کرده و با پذیرش ان تا فرایند تحقق ایمان به پیش می­رود. به نظر می­رسد، طی این مسیر از طریق بندگی خداوند، پوشیدن لباس تقوا و طی مراتبی در راستای کسب کمال بیشتر و تحقق بیشتر ایمان و توکل الهی در زندگی تا تحقق آرامش و یقین در وجود انسان است. کلید اصلی تحقق غایت انسانی، اتصاف وی به مقوله تقوا است. امری که از آغاز تا انجام بدان نیازمند است. لباس تقوی نه تنها در ابتدا معایب و کاستی های انسان را می­پوشاند، بلکه در فرایند رشد و طی مسیر نیز او را از لغزش های متعدد باز می­دارد. ابزار طی مدارج انسانی از وضعیت موجودبه سوی وضعیت مطلوب نیز بندگی خداوند است. عبدالهی بودن و مطیع او بودن به معنای صورت تمام و کمال عمل است. عبد بودن و عمل عابدانه نیز نتیجه نگرش­ها و بینش­هایی توحیدی است که در قرآن بطور مکرر بر آنان تأکید شده است. به عبارت دیگر بهزیستی قرآنی از نگرش­ها و بینش­های خاص معرفتی نشأت می­گیرد و زیست مطلوب قرآنی ناشی از ان نوع نگرش و بینش است. لذا اگرچه صورت محقق زندگی قرانی ممکن است فاقد ظاهر مطلوب مورد نظر انسان عصر جدید نباشد (مانند زیست زاهدانه) اما شاخصه این زندگی و رمز بهزیستی ان در نوع نگرش و بینش نسبت به جهان، خداوند و جایگاه و نسبت انسان در تعامل و مواجهه با آن دو دارد.