اعتماد عمومی؛ سرمایهای که شهر را میسازد/ یافتههای پژوهش «تدوین سناریوهای اعتماد عمومی به مدیریت شهری» منتشر شد
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، این پژوهش با تأکید بر اهمیت اعتماد عمومی در کیفیت حکمرانی شهری نشان میدهد که موفقیت برنامههای توسعه شهری تنها به منابع مالی، پروژههای عمرانی و ظرفیتهای فناورانه وابسته نیست، بلکه کیفیت رابطه میان شهروندان و نهادهای ادارهکننده شهر، نقشی تعیینکننده در اثربخشی سیاستها و برنامههای شهری دارد.
بر اساس یافتههای این پژوهش، اعتماد عمومی بیش از آنکه محصول اطلاعرسانی و فعالیتهای رسانهای باشد، نتیجه تجربه واقعی شهروندان از کیفیت حکمرانی است. شفافیت، سلامت اداری، پاسخگویی، قانونگرایی، عدالت در ارائه خدمات و امکان مشارکت مؤثر شهروندان، از مهمترین عواملی هستند که برداشت شهروندان از عملکرد مدیریت شهری و در نهایت سطح اعتماد آنان را شکل میدهند.
اعتماد؛ مسئلهای نهادی نه صرفاً ارتباطی
یکی از مهمترین یافتههای پژوهش دکتر حیدری، تغییر نگاه به مسئله اعتماد عمومی است. بر اساس نتایج این مطالعه، کاهش اعتماد را نمیتوان صرفاً به ضعف اطلاعرسانی یا ناکافی بودن ارتباطات رسانهای نسبت داد. اعتماد زمانی شکل میگیرد که شهروندان در عملکرد روزمره نهادهای شهری، نشانههای شفافیت، عدالت، قانونمداری، سلامت اداری، پاسخگویی و احترام به حقوق شهروندی را مشاهده کنند.
از این منظر، اعتماد عمومی حاصل انباشت تجربههای مثبت شهروندان در طول زمان است و در مقابل، بیاعتمادی نیز میتواند بر اثر انباشت تجربههای منفی، احساس تبعیض، ادراک فساد، پاسخ نگرفتن مطالبات و بیاثر بودن مشارکت اجتماعی بازتولید شود. بنابراین، تقویت اعتماد عمومی پیش از آنکه یک مسئله ارتباطی باشد، یک مسئله نهادی و حکمرانی است.
چهار مؤلفه اصلی اعتماد عمومی
یافتههای پژوهش نشان میدهد اعتماد عمومی در تهران عمدتاً تحت تأثیر چهار مؤلفه اساسی قرار دارد: یکپارچگی نهادی، شایستگی مدیریت شهری در ارائه خدمات، مشارکت معنادار شهروندان و زمینههای فرهنگی و اجتماعی.
یکپارچگی نهادی شامل سلامت اداری، شفافیت، انسجام قواعد و مقابله با فساد است. شایستگی مدیریت شهری نیز کیفیت، سرعت، عدالت و قابلیت اتکای خدمات عمومی را دربرمیگیرد. در حوزه مشارکت نیز پژوهش بر ضرورت عبور از مشارکت نمادین و فراهم کردن امکان اثرگذاری واقعی شهروندان بر تصمیمهای شهری تأکید دارد.
دو مسیر متفاوت برای آینده اعتماد عمومی
از دیگر ویژگیهای این پژوهش، استفاده از رویکرد آیندهپژوهانه برای ترسیم مسیرهای احتمالی اعتماد عمومی در تهران است. بر اساس نتایج تحلیل سناریو، آینده اعتماد عمومی میتواند در دو مسیر متفاوت حرکت کند.
در مسیر نخست، اصلاحات نهادی، شفافیت، قانونگرایی، عدالت، مشارکت و پاسخگویی یکدیگر را تقویت کرده و به شکلگیری چرخهای مثبت و افزایش سرمایه اجتماعی شهر منجر میشوند. در مسیر دوم، فساد ادراکشده، مشارکت صوری، ضعف پاسخگویی، احساس تبعیض و کاهش سرمایه اجتماعی، چرخهای از بازتولید بیاعتمادی ایجاد میکنند.
این یافته نشان میدهد آینده اعتماد عمومی از پیش تعیین نشده است و کیفیت تصمیمها و سیاستهای امروز مدیریت شهری میتواند مسیر آینده را تغییر دهد.
سلامت اداری، شفافیت و پاسخگویی در کانون راهکارها
بر اساس نتایج پژوهش، یکی از بنیادیترین راهبردهای ارتقای اعتماد عمومی، استقرار یک بسته یکپارچه برای سلامت اداری، شفافیت و مهار فساد است. همچنین تبدیل پاسخگویی از یک رفتار موردی به یک سازوکار نهادمند، تقویت قانونگرایی و بیطرفی در اجرای مقررات و گذار از مشارکت صوری به مشارکت اثرگذار، از دیگر راهبردهای پیشنهادی این پژوهش است.
در این چارچوب، اقداماتی همچون بودجهریزی مشارکتی، تقویت شوراهای محله، ایجاد سازوکار اعلام اثر مشارکت شهروندان و طراحی شاخص عدالت فضایی میتواند به افزایش احساس اثرگذاری و کاهش ادراک تبعیض کمک کند.
تأکید بر تجربه شهروندان و حکمرانی دادهمحور
این پژوهش همچنین بر ضرورت توجه به «تجربه شهروندان» در ارزیابی عملکرد مدیریت شهری تأکید دارد. زمان پاسخگویی، سهولت دسترسی به خدمات، رفتار کارکنان، شفافیت فرآیندها و امکان پیگیری مطالبات، از جمله مؤلفههایی هستند که تجربه روزمره شهروندان را شکل داده و در نهایت بر اعتماد آنان اثر میگذارند.
از سوی دیگر، پژوهش پیشنهاد میکند نظامی برای پایش مستمر اعتماد عمومی
ایجاد شود. در این چارچوب، ایجاد «کارگروه رصد اعتماد عمومی به مدیریت شهری» در مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران پیشنهاد شده است تا با بهرهگیری از دادههای سامانههای ارتباط شهروندی، تحلیل شبکههای اجتماعی، ارزیابی عدالت فضایی و سایر دادههای موجود، روند تغییرات اعتماد عمومی را رصد و نسبت به ارائه هشدارهای زودهنگام و پیشنهادهای اصلاحی اقدام کند.
اعتماد عمومی؛ زیرساخت توسعه شهری
یافتههای این پژوهش نشان میدهد اعتماد عمومی را نمیتوان به رضایت از خدمات یا یک شاخص مقطعی تقلیل داد. اعتماد، رضایت و مشروعیت مفاهیمی متمایز اما مرتبطاند و سنجش دقیق آن نیازمند استفاده از روشهای ترکیبی و پایش مستمر است.
بر این اساس، پژوهش «تدوین سناریوهای اعتماد عمومی به مدیریت شهری و راهکارهای ارتقای آن» بر ضرورت گذار از رویکرد پروژهمحور به سمت «حکمرانی مبتنی بر اعتماد» تأکید دارد؛ حکمرانیای که در آن شفافیت، پاسخگویی، عدالت، قانونگرایی و مشارکت واقعی شهروندان به بخش جداییناپذیر فرآیند اداره شهر تبدیل شود.
نتایج این پژوهش تأکید میکند که آینده تهران صرفاً به حجم پروژههای عمرانی و میزان منابع مالی وابسته نیست، بلکه کیفیت رابطه میان مدیریت شهری و شهروندان نیز یکی از مهمترین زیرساختهای توسعه پایدار و تابآوری شهر به شمار میرود؛ سرمایهای نامرئی که ساختن آن زمانبر است، اما فرسایش آن میتواند پیامدهای گستردهای برای حکمرانی شهری به همراه داشته باشد.


نظر شما :