ضرورت بازنگری در برنامهریزی شهرها؛ درس آموختههای جنگ رمضان
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی؛ دکتر محمد قاسمیسیانی عضو هیأت علمی این پژوهشگاه در تازه تارین تحقیق خود با اشاره به پیامدهای جنگهای اخیر در کشور، بر ضرورت بازنگری در برنامهریزی کالبدی شهرها، تقویت الزامات پدافند غیرعامل و بهرهگیری از فرصتهای پساجنگ در حوزه گردشگری و نوسازی شهری تأکید کرد.
وی گفت: وقوع جنگ و بحران برای همه آحاد جامعه اثرات مخرب روانی، جسمی و مادی به همراه دارد و ایران در سال ۱۴۰۴ درگیر دو جنگ تحمیلی و ناخواسته از سوی رژیم صهیونیستی شد که در کنار افزایش نابرابریهای فضایی، فرصتها و درسآموختههایی برای برنامهریزی کشور نیز فراهم کرده است.
وی افزود: نابرابریهای ایجادشده ناشی از جنگ در ابعاد اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و فضایی، کاستیها و نواقص برنامههای گذشته را آشکار کرده است؛ بهگونهای که آمار بمبارانها نشان میدهد بیشترین تخریبها در استانهای تهران، هرمزگان، اصفهان و البرز رخ داده و این امر به آسیب گسترده زیرساختهای نظامی، انتظامی، قضایی، مسکونی، اداری و تجاری در این مناطق و با شدت کمتر در سایر استانها انجامیده است.
ضرورت بازنگری در برنامهریزی کالبدی و الزامات پدافند غیرعامل
قاسمیسیانی با اشاره به تجارب پیشین کشور در مواجهه با بحرانها اظهار کرد: کشور پس از انقلاب با حوادث متعددی از جمله جنگ هشتساله، زلزلههای رودبار و منجیل، بم و کرمانشاه، سیل در لرستان و مازندران و نیز جنگهای اخیر مواجه بوده که همگی ساختارهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و نهادی را تحت تأثیر قرار دادهاند.
وی ادامه داد: بسیاری از برنامهریزیهای شهری و روستایی پس از بحرانها نیازمند بازنگری هستند و اکنون با توجه به وقوع جنگهای سال ۱۴۰۴ و هدف قرار گرفتن مراکز نظامی، انتظامی و قضایی در داخل شهرها، بازنگری در دستورالعملهای ملاحظات دفاعی و پدافند غیرعامل و همچنین طرحهای جامع شهری ضروری است.
قاسمیسیانی با اشاره به تدوین دستورالعمل الزامات و ملاحظات دفاعی و پدافند غیرعامل در سال ۱۳۹۶ بیان کرد: لازم است اجرای این دستورالعملها در بازسازیهای کشور الزامآور شود و مکانیابی مراکز حیاتی و حساس با دقت بیشتری صورت گیرد، چرا که حمله به این تأسیسات منجر به آسیب گسترده به منازل مسکونی و تلفات غیرنظامی شده است.
قاسمی تأکید کرد: رعایت فاصله ایمن از مبدأ تهدید و جلوگیری از ساختوسازهای مسکونی در مجاورت مراکز نظامی باید در دستور کار قرار گیرد و بازنگری یا اجرای دقیق این ضوابط در فرآیندهای بازسازی ضروری است.
گردشگری جنگ؛ فرصتی برای دوران پساجنگ
وی با اشاره به ظرفیتهای ایجادشده در حوزه گردشگری گفت: یکی از فرصتهای جنگ، توسعه گردشگری جنگ در دوران پساجنگ است؛ موضوعی که در دهههای اخیر در بسیاری از کشورهای جهان و با محوریت بازدید از آثار باقیمانده از جنگهای جهانی مورد توجه قرار گرفته است.
قاسمیسیانی ادامه داد: با توجه به آسیب واردشده به برخی آثار تاریخی و باستانی کشور و بازتاب گسترده آن در سطح جهانی، میتوان در دوران صلح از این ظرفیت برای جذب گردشگران بهره گرفت.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی خاطرنشان کرد: جنگ اخیر از یک سو ایران را در کانون توجه جهانی قرار داده و از سوی دیگر انتشار تصاویر تخریبها در فضای مجازی به معرفی ظرفیتهای کشور کمک کرده است؛ بنابراین میتوان از طریق جذب گردشگران، هم به اقتصاد کشور کمک کرد و هم ابعاد خسارتها و واقعیتهای جنگ را به جهان نشان داد.
لزوم تسریع در نوسازی بافتهای شهری آسیبدیده
این پژوهشگر در ادامه با اشاره به نقش مدیریت شهری اظهار کرد: نوسازی و بهسازی بافتهای فرسوده از وظایف شهرداریهاست و در شرایط کنونی، بازسازی واحدهای مسکونی تخریبشده در جنگ نیز به این نهادها واگذار شده است.
وی افزود: شهرداریها میتوانند با بهرهگیری از این فرصت، علاوه بر بازسازی واحدهای آسیبدیده بر اساس استانداردهای ملی و بینالمللی، نسبت به نوسازی بافتهای فرسوده شهری نیز اقدام کنند تا از بروز خسارات مشابه در آینده جلوگیری شود.
قاسمیسیانی با تأکید بر ضرورت تسریع در نوسازی بافتهای فرسوده، بر نقشآفرینی فعالتر دفاتر تسهیلگری محله در این فرآیند تأکید کرد و گفت: فعالسازی این دفاتر میتواند کمک شایانی به شهرداریها در پیشبرد نوسازی بافتهای فرسوده کند و شهروندان را برای مقاومسازی و جلوگیری از تخریب منازل در بحرانهای آینده ترغیب نماید.
وی افزود: شهرداریها میتوانند از این فرصت استفاده کرده و پیمانکاران و سازندگانی را که سابقه فعالیت در بافتهای فرسوده دارند، در اولویت قرار دهند یا با طراحی سازوکارهای تشویقی، آنان را به مشارکت در این حوزه سوق دهند؛ بهگونهای که در قبال اجرای پروژههای ساخت در مناطق تخریبشده، به نوسازی بافتهای فرسوده نیز متعهد شوند.
ضرورت ایجاد فضاهای باز و پناهگاههای شهری
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی با اشاره به شرایط جنگی اخیر اظهار کرد: آمادگی برای مواجهه با بحران دیگر یک انتخاب نیست، بلکه ضرورتی اجتنابناپذیر برای شهرها و کشور است.
وی ادامه داد: از بلایای طبیعی مانند زلزله و سیل تا شرایط اضطراری ناشی از جنگ، از جمله قطع طولانیمدت برق، آب یا گاز، همگی نشاندهنده نیاز به برنامهریزی جامع برای حفاظت از شهروندان است؛ در حالی که شهرها، حتی کلانشهری مانند تهران با جمعیتی نزدیک به ۱۶ میلیون نفر، فاقد پناهگاههای استاندارد و ایمن هستند.
قاسمیسیانی بیان کرد: تجربه جنگهای اخیر، بهویژه جنگ رمضان، ضرورت ایجاد پناهگاههای امن را بیش از پیش نمایان ساخت. هرچند در این مدت از مترو بهعنوان پناهگاه یاد میشد، اما در شرایطی که اسکان چندروزه شهروندان ضرورت پیدا کند، مترو فاقد زیرساختها و امکانات لازم است.
وی تأکید کرد: پناهگاههای شهری باید مجهز به خدمات بهداشتی، دسترسی به آب سالم، امکانات اولیه زیستی و حضور نیروهای درمانی باشند تا بتوانند نیازهای اساسی جمعیتهای آسیبدیده را تأمین کنند. همچنین توجه به ابعاد روانی و اجتماعی، از طریق ایجاد فضاهای اجتماعی، برنامههای آموزشی و حمایتهای روانی، در این فضاها ضروری است.
لزوم توسعه زیرساختهای هوشمند در مدیریت بحران
این پژوهشگر با اشاره به اهمیت فناوریهای نوین در مدیریت بحران گفت: یکی از ضعفهای جدی شهرها، بهویژه تهران، عدم بهرهگیری مناسب از فناوریهای هوشمند در شرایط بحرانی است.
قاسمیسیانی افزود: استفاده از سیستمهای هشدار سریع، سنسورهای اعلان خطر، آژیرهای شهری و همچنین طراحی نرمافزارهای کاربردی برای تلفنهای همراه میتواند نقش مؤثری در اطلاعرسانی و هدایت شهروندان به مکانهای امن داشته باشد.
وی ادامه داد: در دوران جنگ تحمیلی، هشدارهای هوایی از طریق آژیرهای خطر و رسانهها بهطور مستمر اطلاعرسانی میشد، اما در جنگهای سال ۱۴۰۴ چنین سازوکارهایی بهطور مؤثر وجود نداشت و این خلأ باید در برنامهریزیهای آینده جبران شود.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: لازم است استفاده از این سامانهها برای ادارات، مدارس و نهادهای مختلف الزامآور شود تا در زمان بحران، امکان تخلیه سریع و هدایت به مکانهای امن فراهم شود؛ همچنین در شرایط اختلال اینترنت و ارتباطات، بهرهگیری از شبکههای داخلی و سامانههای مستقل هشدار اهمیت ویژهای دارد. طراحی نرمافزارهای محلهمحور برای معرفی مراکز امن اضطراری و آموزش نحوه مواجهه با بحران به شهروندان، از دیگر الزامات در مسیر ارتقای تابآوری شهری است.
تقویت مشارکتهای اجتماعی در بستر بحران
قاسمیسیانی در بخش دیگری از سخنان خود به آثار اجتماعی جنگ اشاره کرد و گفت: جنگی که در ابتدای ماه مبارک رمضان رخ داد، در کنار همه آسیبها، به تقویت همبستگی اجتماعی و انسجام ملی نیز انجامید.
وی اظهار کرد: همانگونه که در آموزههای دینی بر تقویت روحیه جمعگرایی در ماه رمضان تأکید شده، در این مقطع نیز شاهد بروز جلوههایی از اتحاد در میان اقشار مختلف از جمله جامعه علمی، ورزشی و اصناف بودیم. نمونههایی از این انسجام را میتوان در واکنشهای جمعی نخبگان و دانشگاهیان مشاهده کرد؛ از جمله امضای نامهای توسط بیش از هزار نفر از اساتید و اعضای هیأت علمی کشور در اعتراض به حمله به مدرسه میناب و درخواست پاسخگویی جامعه جهانی.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی تأکید کرد: این همگرایی نخبگانی و مدنی نشاندهنده ظرفیت بالای جامعه در مواجهه با بحرانها و ایستادگی در برابر تهدیدات خارجی است که باید در برنامهریزیهای آینده مورد توجه قرار گیرد.
قاسمیسیانی با اشاره به نقش تعیینکننده انسجام اجتماعی در عبور از بحرانها گفت: مردم با اتحاد و همبستگی خود در حمایت از نیروهای نظامی نشان دادند که در برابر تهدیدات خارجی، بهعنوان یک واحد یکپارچه عمل میکنند.
وی افزود: این حمایت در قالب برگزاری راهپیماییها، تجمعات، مراسمهای شبانه و حضور میدانی در شهرها و روستاها، در ۴۰ روز گذشته بهخوبی نمود پیدا کرده و بیانگر اراده ملی برای دفاع از کشور است.
همبستگی اجتماعی؛ سرمایهای برای بازسازی کشور
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی اظهار کرد: این همدلی و اتحاد، سرمایهای راهبردی برای بازسازی کشور و پیشبرد برنامههای آتی است که باید مورد توجه و پاسداشت قرار گیرد.
وی ادامه داد: جنگ و بحرانها میتوانند به شکلگیری الگوهای جدیدی از مشارکت غیررسمی منجر شوند؛ بهگونهای که در بسیاری از موارد، شبکههای خودیاری، گروههای داوطلبانه محلی و اشکال همیاری غیرنهادی، بهصورت موقت جایگزین ساختارهای رسمی میشوند.
قاسمیسیانی خاطرنشان کرد: این نوع مشارکتها اگرچه غالباً کوتاهمدت و واکنشی هستند، اما نقش مهمی در حفظ انسجام اجتماعی و پاسخگویی به نیازهای فوری جامعه ایفا میکنند و میتوانند مبنایی برای تقویت مشارکت مدنی در دوره پسابحران باشند.
وی تأکید کرد: جنگ و بحران، ضمن ایجاد فرصت برای ظهور اشکال نوین همبستگی اجتماعی، چالشهایی نیز برای بازسازی اعتماد عمومی و مشارکت نهادمند به همراه دارند که نیازمند توجه جدی سیاستگذاران اجتماعی است.
پویشهای مردمی؛ جلوهای از مشارکت خودجوش در بحران
این پژوهشگر با اشاره به شکلگیری پویشهای مردمی در بحرانها گفت: یکی از جلوههای مهم مشارکت اجتماعی در شرایط بحرانی، شکلگیری پویشهای خودجوش مردمی است که از دل جامعه برمیخیزند و با بسیج ظرفیتهای انسانی و مادی، به کاهش آسیبها کمک میکنند.
قاسمیسیانی افزود: این تجربه پیشتر نیز در بحرانهایی مانند زلزله و سیل در بم، گیلان و کرمانشاه و همچنین در قالب فعالیت گروههای جهادی و ساخت مدارس وجود داشته است.در ۴۰ روز اخیر نیز پویشهای متعددی در سطح کشور، بهصورت مادی و معنوی شکل گرفته که موجب تقویت روحیه جمعی و دلگرمی آسیبدیدگان شده است.
وی با اشاره به نمونههایی از این پویشها بیان کرد: راهاندازی پویش «جبهه پشتیبانی جنگ رمضان» در یزد، پویش ملی «خانهات آباد» برای بازسازی منازل آسیبدیده، پویش «کنار مردم» برای ثبت روایتهای خدمترسانی، پویش «هر ایرانی یک مشاور» با هدف حمایت روانی از آسیبدیدگان، پویش «سلامتیاران وطن» برای امدادرسانی و نیز پویش «ساختن ایران قوی» توسط گروههای جهادی از جمله این اقدامات است. همچنین پویش مردمی «جانفدا» با مشارکت گسترده مردم، تاکنون از مرز ۲۷ میلیون نفر عبور کرده که نشاندهنده خیزش اجتماعی و مشارکت گسترده در حمایت از جامعه و نیروهای نظامی و انتظامی است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی در پایان تأکید کرد: این ظرفیتهای اجتماعی و ملی، از مهمترین عوامل موفقیت کشور در مسیر بازسازی و تقویت اقتدار ملی محسوب میشوند و بهرهبرداری صحیح از آنها نیازمند تبیین دقیق و برنامهریزی هوشمندانه است.


نظر شما :