نشست سوم سلسله نشست های گفتگوهای راهبردی درباره ایران پس از جنگ؛
الگوی سوم زن، تابآوری اجتماعی و بحران اشتغال زنان در جنگ سوم
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، سومین نشست از سلسله نشستهای «گفتگوهای راهبردی درباره ایران پس از جنگ» چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1405 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی برگزار شد. در این نشست سه سخنران به ارائه یافته ها و مطالب خود پرداختند.
در ابتدا دکتر خدیجه ذوالقدر عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات در تحلیلی جامع به بررسی نقشآفرینیهای نوین زنان در عرصه اجتماعی ایران پرداخت و با تأکید بر تغییر پارادایم از «زنِ قربانی» به «زنِ کنشگر»، نقش «الگوی سوم» را در تبیین این حضور تاریخی تبیین کرد.
ذوالقدر با اشاره به حافظه تاریخی معاصر ایران، بر تداوم حضور موثر زنان در بزنگاههای سرنوشتساز انقلاب اسلامی و دفاع مقدس تأکید کرد. وی با تحلیل حوادث یکساله اخیر که از آن با عنوان «جنگ تحمیلی سوم» یاد کرد، اظهار داشت: در شرایطی که فضای جنگ از مرزها به حریم خانهها و خیابانها کشیده شد، زنان ایرانی با تکیه بر تنوع و تکثر فرهنگی، فکری، سنی و حرفهای، حضوری بینظیر و حداکثری در عرصههای حمایتی، خدماتی و رسانهای رقم زدند.
این پژوهشگر با نقد کلیشههای مرسوم که زن را در دوران بحران صرفاً در هیبت «قربانی» تصویر میکنند، افزود: «گرچه آسیبهای جنگ بر بدنه جامعه زنان غیرقابل انکار است، اما مشارکت قدرتمندانه و هوشمندانه آنان در هشتاد روز گذشته، چهرهای غیرمنفعل، کنشگر و در متنِ حوادث از زن ایرانی به نمایش گذاشت.»
ایشان در بخش دیگری از تحلیل خود، ریشه این سطح از کنشگری را در مبانی نظری رهبران انقلاب اسلامی جستجو کرد و گفت: «چنین مشارکت حیرتآوری بدون پشتوانه نظری مستحکم ممکن نبود. دیدگاههای رهبر شهید انقلاب اسلامی در تداوم رویکرد حضرت امام خمینی (ره)، پایه نظری دقیقی است که عاملیت زن را تبیین و تصدیق میکند.»
وی با تبیین «الگوی سوم زن» که نخستین بار در کنگره هفت هزار شهید زن در سال ۱۳۹۱ مطرح شد، تصریح کرد: «در این الگوی راهبردی، زنِ مسلمان با نفی دوگانه انفعالی «زنِ شرقیِ حاشیهنشین» و «زنِ غربیِ ابزارمحور»، در متن و مرکز تحولات قرار میگیرد. در این مدل، زن همزمان با اهتمام به تحکیم سنگر خانواده، در عرصههای سیاسی و اجتماعی نیز سنگرسازی کرده و فتوحات بزرگی را به ارمغان میآورد.»
این استاد دانشگاه در پایان، نقشآفرینیهای اخیر زنان در جنگ سوم را در امتداد افقهای تمدنی گشودهشده توسط رهبری دانست و خاطرنشان کرد: «زنان شهید و فعالان میدانهای نبرد نوین، ارتشِ معماران ایرانِ جدیدی هستند که با خروج از جایگاه تماشاچی، در متن تاریخسازی حضور یافتهاند.»
سخنران دوم دکتر مرضیه دیندار رستمی عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی در تازهترین تحلیل از وضعیت بازار کار کشور در بحبوحه شرایط جنگی، با ارائه آمارهایی نسبت به فروپاشی ساختار اشتغال زنان هشدار داد. بر اساس تحلیل دادههای زمستان ۱۴۰۴، نرخ مشارکت زنان که پیش از این نیز با ۱۲.۲ درصد در وضعیتی شکننده قرار داشت، اکنون با سقوطی محسوس به ۱۰.۴ درصد رسیده است.
دیندار رستمی در تشریح این وضعیت با اشاره به افزایش ۶۵۴ هزار نفری جمعیت غیرفعال زنان (خانهدار، دانشجو و بیکاران ناامید)، تصریح کرد: «در حالی که دهه ها سرمایهگذاری سنگینی بر آموزش عالی زنان صورت گرفته است، پارادوکس سرمایه انسانی ایران همچنان پابرجاست؛ به طوری که این سرمایه ارزشمند هیچگاه به چرخه تولید و اشتغال رسمی کشور وارد نشده است. امروزه زنان تحصیلکرده ۲.۵ برابر بیشتر از مردان همرده خود بیکاری را تجربه میکنند.»
تعطیلی بخش خدمات؛ ضربه نهایی به زنان
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی با بیان اینکه بخش خدمات بهعنوان اصلیترین کارفرمای زنان (با سهم ۵۴ درصدی) در پی جنگ بیشترین آسیب را دیده است، افزود: «تعطیلی زیرساختهای گردشگری، حوزه زیبایی، باشگاههای ورزشی و ضربه سنگین به حملونقل هوایی، عملاً موج گستردهای از تعدیل نیرو را رقم زده است. در این میان، مشاغل خانگی که ۸۰ درصد نیروی کار آن را زنان سرپرست خانوار از دهکهای پایین درآمدی تشکیل میدهند، با اختلال در اینترنت و رکود سفرها، به مرز نابودی کامل رسیدهاند.»
شکاف میان آمار رسمی و واقعیت بازار
دیندار رستمی با نقد آمارهای دولتی، اختلاف بین آمار رسمی بیکاری (۲ میلیون نفر) و برآوردهای مستقل (۳ تا ۴ میلیون نفر) را ناشی از عدم پوشش مشاغل غیررسمی و خویشفرمایان دانست. وی تأکید کرد: «زنان بیش از دو برابر سهم خود در بازار کار، در معرض بیکاری قرار گرفتهاند و پلتفرمهای استخدامی نشان میدهند که بازار کار به شدت به سمت “کارفرمامحوری” تغییر جهت داده است؛ به گونهای که از هر ۵ موقعیت شغلی، ۴ مورد حذف شده و قدرت چانهزنی کارگران عملاً به صفر رسیده است.»
بستههای پیشنهادی برای برونرفت از بحران
دیندار رستمی در پایان، راهکارهای عملیاتی برای کاهش خسارات این دوران پیشنهاد کرد:
۱. تأسیس صندوق اضطراری اشتغال زنان: تامین منابع از محل صندوق توسعه ملی برای حمایت از کسبوکارهای زنانه.
۲. بازسازی زیرساختهای دیجیتال: احیای بسترهای آنلاین برای فعالیت مشاغل خانگی.
۳. قانون حمایتی: تصویب منع قانونی اخراج زنان سرپرست خانوار در شرایط جنگی.
۴. بستههای تشویقی: ارائه معافیتهای مالیاتی دوساله به بنگاههای اقتصادی که موفق به حفظ نیروی کار زن خود شوند.
این گزارش حاکی از آن است که اگر مداخلات سیاستی فوری در این حوزه صورت نگیرد، شکاف جنسیتی در بازار کار ایران به بحرانی غیرقابل بازگشت تبدیل خواهد شد.
سخنران سوم این نشست خانم دکتر مهری سادات موسوی عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی با محوریت «روایتهای فراموششده از حضور چندساحتی زنان در جنگ تحمیلی سوم» و تشریح ابعاد کمتر دیدهشده کنشگری زنان در شرایط جنگ ترکیبی، مطالب خود را ارائه نمود و تأکید کرد که زنان در این نبرد نه در حاشیه، بلکه در متنِ حفظ بقا و تابآوری اجتماعی قرار داشتهاند.
موسوی در این نشست با اشاره به اینکه جنگهای مدرن دیگر تنها در خطوط مقدم تعریف نمیشوند، گفت: در جنگ ترکیبی، اقتصاد، رسانه، روان جامعه و حتی خانهها به میدان نبرد تبدیل میشوند و در چنین شرایطی، زنان نقشی محوری و چندلایه در تداوم زندگی اجتماعی ایفا میکنند.
او در ادامه با ارائه نُه روایت از حضور زنان در این دوره، از مدیریت تابآوری روانی خانواده و جامعه، پشتیبانی لجستیکی و تأمین زیرساخت بقا، امداد و درمان، روایتگری و «جهاد تبیین»، سوگِ اقتدارآفرین، تحمل بار اقتصادی جنگ، حفظ انسجام اجتماعی در میادین عمومی، چندوظیفگی فراگیر و شکلگیری شبکههای زنانه همیار بهعنوان مهمترین جلوههای این حضور یاد کرد.
مدیریت بحران روانی و حفظ امید اجتماعی
موسوی در بخش نخست سخنان خود به نقش زنان در مدیریت تابآوری روانی خانوادهها اشاره کرد و گفت: مراکز مشاوره ۴۰۳۰ و ۱۴۸۰ عمدتاً با مشارکت داوطلبان زن فعال بودند و مادران نیز با تبدیل صدای انفجار به بازی برای کودکان، از آسیبهای روانی جنگ کاستند. به گفته او، برگزاری جلسات دعا و قرآن نیز به حفظ امید و همبستگی ملی کمک کرد.
پشتیبانی لجستیکی و تأمین نیازهای بقا
وی همچنین زنان را از بازیگران اصلی پشتیبانی لجستیکی دانست و افزود: در شرایط تورمی و بحرانی، زنان با مدیریت منابع از هجوم هیجانی به بازارها جلوگیری کردند و در نقاط مختلف کشور، موکبهای خانگی برای پخت نان، دوخت پرچم و تهیه لباس گرم شکل گرفت. او از مواردی چون اهدای طلا و داراییهای شخصی توسط زنان نیز بهعنوان نشانهای از مشارکت اجتماعی گسترده یاد کرد.
حضور در امداد، درمان و مشاغل دشوار
در این نشست تأکید شد که حدود نیمی از داوطلبان امدادگر هلالاحمر را زنان تشکیل میدهند و در جریان جنگ، زنان پرستار زیر آتش دشمن به مداوای مجروحان پرداختند. موسوی همچنین از گزارشهای مربوط به حضور زنان در آتشنشانی و امداد هوایی بهعنوان تجربههایی کمسابقه یاد کرد.
روایتگری زنان و ثبت تجربه جنگ
به گفته سخنران، زنان روزنامهنگار با وجود قطعی اینترنت و دشواریهای میدانی، تجربه جنگ را مستند کردند و گویندگان زن نیز با ادامه فعالیت در شرایط بمباران، از فروپاشی رسانهای جلوگیری کردند. او زنان را «راوی دوم جنگ» توصیف کرد که با خاطرهنویسی و ثبت روزانه تجربهها، بخشی از حافظه تاریخی جنگ را شکل دادهاند.
سوگِ اقتدارآفرین و مقاومت اجتماعی
موسوی با اشاره به نقش زنان در تبدیل سوگ عمومی به مقاومت اجتماعی گفت: پس از شهادت رهبر و جمعی از مردم، حضور زنان در تجمعات شبانه، فضای عزا را به فضای ایستادگی تبدیل کرد و نشان داد که سوگ نیز میتواند به اقتدار اجتماعی بینجامد.
بار اقتصادی جنگ بر دوش زنان
او در ادامه به «قربانیان پنهان» جنگ پرداخت و تصریح کرد که زنان سرپرست خانوار و شاغلان بخش خدمات، از نخستین گروههایی بودند که تحت تأثیر اختلالات اقتصادی قرار گرفتند. به گفته او، تعطیلی یا تضعیف مشاغل غیررسمی، تورم بالا و ناکافی بودن حمایتهای معیشتی، فشار مضاعفی بر زنان وارد کرده است.
حفظ انسجام اجتماعی و چندوظیفگی فراگیر
حضور زنان در خیابانها همراه با فرزندان خردسال، بهعنوان پیامی اجتماعی برای خنثیسازی پروژه ترس دشمن مورد توجه قرار گرفت. موسوی همچنین از چندوظیفگی زنان در بحران سخن گفت؛ از مراقبت از کودکان و ادامه نقش مادری گرفته تا مدیریت خانه، همراهی عاطفی با همسران و ایفای نقش معلم در غیاب مدرسه.
شبکههای زنانه همیار
او در پایان، شبکههای غیررسمی حمایت عاطفی میان زنان را یکی از مهمترین سازوکارهای پایداری اجتماعی دانست و گفت این شبکهها با تماسهای تلفنی، ارجاع به خطوط مشاوره و حمایت از زنان داغدار یا آسیبدیده، بخشی از بار روانی جنگ را کاهش دادند.
مهری سادات موسوی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: زنان در جنگ سوم، «کمککار» مردان نبودند، بلکه ستون اصلی بقای اجتماعی به شمار میرفتند و ثبت این تجربهها در قالب کتاب، مستند و روایتهای ملی ضروری است؛ زیرا این حضور، بخشی جداییناپذیر از واقعیت جنگ است و باید سایر روایتهای فراموششده نیز شناسایی و مستند شوند.


نظر شما :