بررسی رابطه عواطف و ضعف اراده از منظر آموزه¬های قرآن کریم و مطالعات علوم شناختی
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، نشست تخصصی «ضعف اراده» روز دوشنبه ۲۷ بهمنماه در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی برگزار شد. در این نشست، خانم دکتر مژگان محمدی مدیر گروه پژوهشی الهیات و فلسفه و مجری طرح پژوهشی «عواطف و اخلاق از منظر آموزههای قرآن کریم و مطالعات علوم شناختی (فلسفه و روانشناسی): با تأکید بر ضعف اراده» گزارشی از یافتههای این طرح ارائه کرد.
(آکراسیا) موضوع ضعف اراده که همواره به عنوان مانعی در اخلاقی عمل کردن افراد به آن نگریسته شده، عموما به تضاد تفکر عملی (practical thought) و عمل (action) اطلاق میشود. این بحث قدمتی دیرینه دارد و روز به روز بر دامنه بحثها و پیچیدگیهای آن با توجه به نظریات جدید فلسفی، روانشناسی و شناختی افزوده میگردد. در تاریخ فلسفه و اخلاق موضوع ضعف اراده به عنوان یکی از مباحث روانشناسانه، مثل روانشناسی اخلاق، و مسئولیت و علوم شناختی مطرح میشود و در مسائل و موضوعات اجتماعی و روانشناسی و شناختی به عنوان یکی از علل نابهنجاریهای روانشناختی، اجتماعی و شناختی مانند، بداخلاقیهای اجتماعی، اعتیاد، اختلافات و خیانتهای زناشویی مطرح است. امروزه با گسترش شبکههای اجتماعی این موضوع به دلیل کاربست سیاسی و عملی آن (مردم باورهایی را میپذیرند که برخلاف شواهد و دلایلی است که در دست دارند) اهمیت مضاعفی پیدا کرده است و به عنوان نمونه آزمایشی نظریات عمل و نظریات عقلانیت اخلاقی مورد استفاده قرار میگیرد.
به گفته مدیر طرح، این پژوهش با رویکردی میانرشتهای سه محور اصلی را در بخش نظری بررسی کرده است:
۱. امکان یا عدم امکان ضعف اراده از منظر نظریههای فلسفی و روانشناسی
۲. نقش عواطف در توجیه کنشهای آکراتیک؛
3. تبیین نظریه مقاومت روانی در توجیه اعمال آکراتیک سرد یا گنگ که عواطف نقش آشکاری در بروز آنها ندارند.
محمدی در بخش آموزه های قرآنی گفت: با بهرهگیری از یافتههای نظری، امکان ضعف اراده، علل ضعف اراده تحلیل واکنش کافران و مشرکان به دعوت پیامبران با توجه به نظریه مقاومت روانی، علائم و شیوه های مقاومت کافران، و علل مقاومت آنها، بررسی شد. نشانهها و شیوههای مقاومت، علل درونی و روانی آن، و سازوکارهای تثبیت یا تضعیف اراده در پرتو آموزههای قرآنی از مهمترین محورهای این بخش بود.
این پژوهش نشان میدهد که از منظر قرآن کریم، کنش انسان صرفاً تابع دانستههای نظری او نیست، بلکه ملکات و صفات درونیِ تثبیتشده در نفس، نقش تعیینکنندهای در جهتدهی به رفتار او و زیبا نشان دادن اعمال او دارند.


نظر شما :