در اولین نشست از سلسله نشست ها و گفت و گوهای راهبردی درباره ایران پس از جنگ؛
راز ماندگاری ایران در طوفان تحریمها و تهدیدها؛ آنچه تحلیلگران غربی نادیده گرفتند
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی،
محمدجواد چیتساز، عضو هیأت علمی و مدیر گروه پژوهشی جامعه شناسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی امروز در اولین نشست از سلسله نشستها و گفت و گوهای راهبردی درباره ایران پس از جنگ؛ تحلیل پیامدهای چندگانه جنگ تحمیلی سوم و راهبردهای بازسازی ملی در ایران که چهارشنبه 16 اردیبهشت 1405 در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی برگزار شد، با اشاره به نقش تعیینکننده حضور مردمی در تحولات اخیر، تأکید کرد که برخلاف برخی پیشبینیها درباره فروپاشی سریع ساختار قدرت، این سناریو بهدلیل بیتوجهی تحلیلگران به هویت فرهنگی ایرانیان و نیز حضور گسترده مردم در صحنه محقق نشد.
چیتساز با بیان اینکه برخی تحلیلها از پایان سریع درگیریها و فروپاشی ساختار قدرت سخن میگفتند، اظهار کرد: یکی از مهمترین دلایل محقق نشدن این پیشبینیها، نادیده گرفتن مؤلفه هویت فرهنگی ایرانیان بود؛ عاملی که در بزنگاههای حساس، خود را بهصورت کنش جمعی نشان میدهد.
حضور خیابانی؛ از شب دوم جنگ تا تداوم مستمر
وی ادامه داد: حضور مردم در خیابانها عملاً از شب دوم آغاز شد و بهتدریج به یک حضور مستمر تبدیل شد. بر اساس مشاهدات میدانی، بخش قابل توجهی از شهروندان در این اجتماعات شرکت داشتند و این حضور، صرفاً مقطعی نبود، بلکه بهصورت پیوسته ادامه یافت.
چیتساز با اشاره به کارکردهای تاریخی خیابان در تحولات اجتماعی گفت: در سالهای اخیر، خیابان بهعنوان عرصهای برای بسیج عمومی، نمایش قدرت و اعمال فشار سیاسی مورد استفاده قرار گرفته است. در انقلاب اسلامی نیز حضور در خیابان چنین کارکردی داشته و در تحولات موسوم به بهار عربی، این حضور با شبکههای اجتماعی پیوند خورده و شکل جدیدی از کنش جمعی را رقم زده است.
خیابان بهمثابه رسانه در شرایط جنگی
وی با تأکید بر تغییر کارکرد خیابان در شرایط جدید، بیان کرد: در این مقطع، خیابان علاوه بر کارکردهای پیشین، بهعنوان یک رسانه نیز عمل کرده و در تولید و تثبیت معنا نقشآفرینی کرده است.
این پژوهشگر حوزه جامعهشناسی افزود: دو روایت اصلی از این حضور شکل گرفته است؛ روایت رسمی که بر «مردم بهمثابه نیرویی برانگیختهشده» تأکید دارد و نقش آنان را در برهمزدن معادلات دشمن برجسته میکند، و روایت مقابل که تلاش دارد این حضور را بهگونهای دیگر تفسیر کند.
خیابان؛ سنگر مشترک میان میهندوستی و باورهای سیاسی
چیتساز با اشاره به برداشتهای اجتماعی از این حضور گفت: در یک نگاه دیگر، مردم خیابان را بهعنوان سنگری مشترک در نظر گرفتند که در آن، مرز میان باورهای سیاسی و عشق به میهن به هم نزدیک شده است. بسیاری از افراد، با وجود انتقادات، در این فضا حضور یافتند تا نشان دهند ایران را از دشمن جدا میدانند.
وی اضافه کرد: ترکیب جمعیتی این اجتماعات متنوع بود؛ بخشی از شرکتکنندگان را حامیان جدی نظام تشکیل میدادند و بخشی دیگر را افرادی که با وجود انتقادات، در شرایط حساس، حضور در صحنه را ضروری تشخیص دادند.
آمار مشارکت؛ از حضور حداقلی تا مشارکت مستمر
این عضو هیأت علمی با ارائه برخی دادههای آماری اظهار کرد: بر اساس نظرسنجیها، حدود ۵۳ درصد از مردم تهران دستکم یکبار در تجمعات شبانه شرکت کردهاند و نزدیک به ۲۶ درصد نیز تقریباً هر شب در این اجتماعات حضور داشتهاند. همچنین در برخی گزارشها، میزان مشارکت تا ۶۸ درصد نیز اعلام شده است.
وی افزود: در نظرسنجی دیگری نیز حدود ۴۸ درصد از پاسخدهندگان اعلام کردهاند که بهطور مستمر در اجتماعات شرکت داشتهاند و نکته قابل توجه اینکه ۳۴ درصد از افرادی که در انتخابات ۱۴۰۳ مشارکت نداشتند، در این تجمعات حضور پیدا کردهاند.
ویژگیهای اجتماعی تجمعات مردمی
چیتساز در ادامه به ویژگیهای این اجتماعات اشاره کرد و گفت: استمرار و تداوم حضور، داوطلبانه بودن مشارکت، تنوع اجتماعی و سیاسی شرکتکنندگان و برگزاری مراسمهای مختلف از جمله آیینهای مذهبی و نوروزی در این فضاها، از مهمترین ویژگیهای این تجمعات است.
وی خاطرنشان کرد: در این اجتماعات، نوعی همنشینی میان ادبیات حماسی و دینی شکل گرفته و افراد با سلیقههای سیاسی و درجات مختلف دینداری در کنار یکدیگر حضور داشتهاند.
نقش پررنگ نوجوانان و بانوان در صحنه
این جامعهشناس با تأکید بر حضور گروههای مختلف اجتماعی تصریح کرد: یکی از ویژگیهای برجسته این تجمعات، حضور فعال نوجوانان و کنشگری آنان است که نمیتوان آن را نادیده گرفت.
وی در ادامه گفت: حضور بانوان نیز در این اجتماعات بسیار پررنگ بوده، بهگونهای که در برخی موارد، تعداد آنان از مردان بیشتر برآورد میشود و این موضوع، نیازمند بررسیهای دقیقتر در مطالعات اجتماعی است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با تأکید بر ابعاد اجتماعی و ارتباطی تجمعات مردمی، گفت که این اجتماعات صرفاً کنشهای خیابانی نیستند، بلکه بهتدریج به زیرساختی اجتماعی و رسانهای برای تولید معنا و تقویت انسجام اجتماعی تبدیل شدهاند.
محمدجواد چیتساز اظهار کرد: در این اجتماعات، گفتوگوهای جدی و بعضاً سیاسی میان افراد شکل میگیرد؛ هرچند گاهی شعارهایی نیز مطرح میشود، اما وجه غالب، تعامل و تبادل نظر میان شرکتکنندگان است.
حضور خانوادگی و پیوندهای محلی در اجتماعات
وی با اشاره به ویژگیهای اجتماعی این تجمعات بیان کرد: یکی از نکات قابل توجه، حضور پررنگ خانوادههاست. افراد از کوچهها و محلههای مختلف بهصورت گروهی و خانوادگی به این اجتماعات ملحق میشوند؛ بهگونهای که بارها مشاهده شده چند نسل از یک خانواده، از پدربزرگ تا فرزندان، در کنار یکدیگر در این فضا حضور دارند.
چیتساز افزود: علاوه بر خانوادهها، شبکههای آشنایی محلی نیز در این اجتماعات فعال هستند و حضور گروههای فامیلی و همسایگی به چشم میخورد. این پیوندها میتواند در انتقال ارزشها، بهویژه به نسل نوجوان، نقش مؤثری ایفا کند.
نقش نوجوانان و کنشگری نسل جدید
وی ادامه داد: نوجوانان و حتی کودکان، حضور قابل توجهی در این اجتماعات دارند و در فعالیتهای مختلف مشارکت میکنند؛ از همراهی با نمادها و نشانهها گرفته تا نقشآفرینی در فضای جمعی.
خیابان؛ فراتر از کنش سیاسی
این جامعهشناس با تأکید بر تغییر ماهیت این تجمعات گفت: آنچه در خیابان رخ میدهد، صرفاً یک کنش سیاسی یا حضور فیزیکی نیست، بلکه پدیدهای فراتر است که با نوعی زیست اجتماعی و تولید معنا همراه شده و حتی از فضای صرفاً دیجیتال نیز فراتر میرود.
وی تصریح کرد: خیابان در این شرایط بهعنوان یک رسانه عمل میکند؛ رسانهای که بهصورت مستقیم و بیواسطه، پیامها، روایتها و معانی را تولید و منتقل میکند.
تبدیل خیابان به زیرساخت اجتماعی
چیتساز با اشاره به مفهوم «زیرساخت اجتماعی» بیان کرد: زیرساخت اجتماعی به فضاها و بسترهایی گفته میشود که امکان تعامل اجتماعی، بهرهمندی از خدمات و تقویت سرمایه اجتماعی را فراهم میکنند؛ از جمله کتابخانهها، مدارس، مراکز درمانی، اماکن مذهبی و فضاهای عمومی.
وی افزود: به نظر میرسد این اجتماعات نیز در حال ایفای چنین نقشی هستند و به تقویت حس تعلق، افزایش سرمایه اجتماعی و ارتقای تابآوری اجتماعی کمک میکنند.
ارسال سیگنال به داخل و خارج
وی خاطرنشان کرد: این حضور مردمی، دو نوع پیام مخابره میکند؛ از یکسو به داخل جامعه سیگنال انسجام و همبستگی میدهد و از سوی دیگر، پیامی به خارج از کشور ارسال میکند که نشاندهنده میزان پشتیبانی اجتماعی است.
چیتساز تأکید کرد: در شرایط جنگی، صرفاً توان نظامی تعیینکننده نیست، بلکه میزان انسجام و حمایت مردمی نیز نقش مهمی در معادلات ایفا میکند.
رقابت روایتها و نقش خیابان در شکلدهی گفتمان
وی با اشاره به اهمیت روایتها در تحولات اجتماعی گفت: در هر جنگ یا بحرانی، روایتها بهاندازه واقعیت اهمیت دارند. در این میان، خیابان میتواند به تقویت روایت رسمی کمک کند یا حتی به تولید روایتهای جدید بینجامد.
چالشها؛ فاصله با روایت رسمی و جهتدهی تجمعات
این پژوهشگر در ادامه به برخی چالشها اشاره کرد و گفت: یکی از چالشهای این تجمعات، فاصله گرفتن برخی مواضع مطرحشده در آنها از روایت رسمی است؛ بهویژه در موضوعاتی مانند مذاکرات، که گاه دیدگاههای متفاوتی در این فضاها مطرح میشود.
وی افزود: به نظر میرسد برخی جریانها در جهتدهی به این تجمعات نقش دارند و در مواردی، مواضع تندی علیه برخی سیاستها از جمله مذاکره مطرح میشود که میتواند محل تأمل باشد.
خیابان؛ خط تولید محتوا برای رسانههای دیجیتال
چیتساز در ادامه با اشاره به پیوند میان خیابان و رسانههای نوین گفت: تصاویر، ویدئوها، شعارها و روایتهای شخصی که در این اجتماعات شکل میگیرد، بهسرعت در شبکههای اجتماعی بازنشر میشود و به گردش درمیآید.
وی تأکید کرد: در واقع، خیابان به نوعی خط تولید محتوا برای رسانههای دیجیتال تبدیل شده و با اتصال به شبکههای اجتماعی، از یک تجربه محدود به یک «ابررسانه» تبدیل میشود.
تأکید بر نقش ریشههای دینی در تحلیل جنگهای معاصر
خسرو قبادی، عضو هیأت علمی و مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی در ادامه این نشست با تأکید بر ضرورت توجه به ابعاد غیرمادی در تحلیل منازعات منطقهای گفت: تحلیل جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران صرفاً به مؤلفههای استراتژیک مانند قدرت بازدارندگی، تضعیف توان موشکی یا تهدید هستهای محدود نمیشود و برای فهم واکنش و بقای جمهوری اسلامی باید به جهان اخلاقی و نمادین آن نیز توجه کرد.
نادیدهگرفتن بُعد فرهنگی و دینی در تحلیلهای غربی
وی با اشاره به برداشت تحلیلگران غربی اظهار کرد: اینکه ایران برای بسیاری از تحلیلگران آمریکایی بهدرستی فهم نشده، موضوعی است که بارها از سوی اندیشکدهها و مراکز پژوهشی مطرح شده است. حتی در برخی تحلیلها، به دشواری از مفاهیمی مانند امام حسین یاد میشود، اما بهتدریج این ادبیات در حال ورود به فضای تحلیلهای سیاسی است و نشان میدهد پدیدهای متفاوت در حال شکلگیری است.
جنگ؛ فراتر از مؤلفههای نظامی و سیاسی
قبادی ادامه داد: جمهوری اسلامی از آغاز، خود را بهعنوان یک پروژه اخلاقی و تاریخی معرفی کرده که سیاست را با امر مقدس پیوند میزند. بنابراین، درک رفتار آن بدون توجه به این لایههای معنایی ممکن نیست. این در حالی است که شواهد نشان میدهد هم در اسرائیل و هم در آمریکا نیز، در سطوح مختلف، تلاشهایی برای تفسیر این جنگ در چارچوبهای الهیاتی و دینی صورت گرفته است.
سابقه تاریخی پیوند دین و جنگ
وی با اشاره به پیشینه تاریخی این موضوع بیان کرد: مفهوم جنگ مقدس ریشهای دیرینه دارد و در جنگهای صلیبی بهوضوح قابل مشاهده است؛ حتی عنوان «صلیبی» نیز خود گویای این پیوند است. در دورههای جدید نیز، ایدئولوژیها بهنوعی کارکردهای شبهدینی پیدا کردهاند و جنگها را در قالبهایی مشابه با مفاهیم دینی بازتولید کردهاند.
نقش ایدئولوژیها در تقدیس جنگ
این عضو هیأت علمی افزود: ناسیونالیسم، بهویژه در شکل خشن و رئالیستی آن، نوعی تقدیس جنگ، ستایش نظامیگری و بیتوجهی به اخلاق را به همراه داشته است. بهعنوان نمونه، در فرآیند شکلگیری دولت آلمان در دوره بیسمارک (۱۸۷۱ تا ۱۸۹۱)، میتوان نشانههای روشنی از تقدیس جنگ و برجستهسازی آن در عرصه سیاسی مشاهده کرد.
چالش تعریف «جنگ دینی»
قبادی با طرح یک پرسش نظری تصریح کرد: اینکه چگونه میتوان یک جنگ را دینی دانست، محل بحث است. برخی نظریهها معتقدند خشونت یک کنش انسانی است و نمیتوان آن را ذاتاً دینی یا غیردینی دانست؛ حتی اگر عاملان آن دیندار باشند. با این حال، این دیدگاه محل مناقشه است.
تأثیر اندیشهها بر کنشهای انسانی
وی در ادامه خاطرنشان کرد: پیشفرضی که میتوان بر آن تأکید کرد، این است که اگرچه خشونت یک عمل انسانی است، اما این عمل تحت تأثیر اندیشهها، ایدهها و تصاویر ذهنی شکل میگیرد. در سنت فکری گذشته نیز میان «وجود ذهنی» و «وجود عینی» تمایز قائل میشدند؛ به این معنا که واقعیتهای بیرونی، ریشه در تصورات و ساختارهای ذهنی انسان دارند.
ضرورت توجه به لایههای معنایی در تحلیل جنگها
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی تأکید کرد: برای تحلیل دقیقتر جنگهای معاصر، بهویژه در خاورمیانه، نمیتوان صرفاً به متغیرهای مادی و نظامی اکتفا کرد، بلکه باید لایههای فرهنگی، دینی و نمادین را نیز بهعنوان عناصر تأثیرگذار در شکلگیری و تداوم این منازعات مورد توجه قرار داد.
تأکید بر نقش ادراک و ذهنیت در شکلگیری خشونت
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با تبیین پیشفرض نظری خود گفت: پیشفرض من این است که خشونت اگرچه یک کنش انسانی است، اما این کنش تحت تأثیر اندیشهها، ایدهها و تصاویر ذهنی شکل میگیرد و نمیتوان آن را صرفاً بهعنوان یک رفتار عینی و مستقل از ذهن تحلیل کرد.
تمایز میان «وجود ذهنی» و «وجود عینی»
وی با اشاره به مباحث کلاسیک فلسفی اظهار کرد: در سنت فکری گذشته، میان «وجود ذهنی» و «وجود عینی» تمایز قائل میشدند. وجود عینی همان واقعیتهای بیرونی است که ما با آنها مواجه هستیم؛ مانند اشیایی که در اطراف خود میبینیم. در مقابل، وجود ذهنی در ذهن انسان شکل میگیرد و نوعی واقعیت متفاوت را میسازد.
قبادی برای توضیح این مفهوم افزود: گاهی صرف تصور یک موقعیت، بدون آنکه در واقعیت رخ داده باشد، میتواند واکنشهای واقعی در ما ایجاد کند. این نشان میدهد که ذهن چگونه به یک امر احتمالی یا حتی خیالی، نوعی وجود میبخشد و بر رفتار انسان اثر میگذارد.
نقش ذهن در ادراک واقعیتهای اجتماعی
وی ادامه داد: در معرفتشناسی جدید، شناخت حاصل ترکیبی پیچیده از ذهن و عین است، با تأکید بر نقش فعال ذهن. به همین دلیل، مفاهیمی مانند «احساس امنیت» گاه از خودِ «امنیت» مهمتر میشوند؛ چهبسا امنیت عینی وجود داشته باشد، اما احساس آن در جامعه شکل نگیرد و همین امر منشأ بسیاری از مسائل اجتماعی شود.
این عضو هیأت علمی خاطرنشان کرد: بسیاری از سنجشهای اجتماعی، مانند ادراک فساد یا ادراک شفافیت، بر پایه برداشتها و تصورات مردم شکل میگیرد. بنابراین، نمیتوان نقش ذهن و ادراک را در تحلیل پدیدههایی مانند خشونت نادیده گرفت.
خشونت؛ پدیدهای چندلایه و معنادار
قبادی با اشاره به انواع خشونت بیان کرد: خشونت، چه در سطوح فرهنگی، ساختاری، کلامی یا ذهنی، همواره واجد معناست و نمیتوان آن را بهسادگی در قالبهای صرفاً دینی یا سکولار دستهبندی کرد. این پدیده نیازمند تحلیل در سطوح مختلف معنایی و ادراکی است.
کاربست هرمنوتیک در فهم دین و جنگ
وی در ادامه با اشاره به رویکرد هرمنوتیکی تصریح کرد: هنگامی که با دین سروکار داریم، در واقع با «متن» مواجه هستیم و در هرمنوتیک سه رکن اساسی شامل مؤلف، متن و مفسر اهمیت دارند. در حوزه دین، برخلاف برخی نظریههای ادبی، نمیتوان از «مرگ مؤلف» سخن گفت، چراکه برای دینداران، اراده و مقصود الهی از متن اهمیت بنیادین دارد.
نقش مفسر در شکلدهی به معنای دینی
قبادی افزود: متن دینی نیز صامت نیست و تعامل میان مؤلف، متن و مفسر است که معنا را شکل میدهد. در نتیجه، برای تحلیل پدیدههایی مانند جنگ، نمیتوان صرفاً به متنهای دینی استناد کرد، بلکه باید نقش مفسران، حکومتها و بخشهایی از جامعه را که در تفسیر و حتی تحریک به جنگ نقش دارند، در نظر گرفت.
نسبت متون دینی با پدیده جنگ
وی تأکید کرد: نمیتوان بهسادگی با استناد به متونی مانند قرآن، تورات یا سایر متون مقدس، یک جنگ را دینی یا غیردینی تلقی کرد. آنچه اهمیت دارد، نحوه تفسیر و بهکارگیری این متون در بسترهای اجتماعی و سیاسی است.
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی با اشاره به مفهوم «الهیات اجتماعی» گفت: یکی از مفاهیمی که به فهم این بحث کمک میکند، الهیات اجتماعی است که به بررسی نسبت میان جامعه و امر اجتماعی با امر الهی میپردازد و میتواند چارچوبی تحلیلی برای فهم نقش دین در پدیدههایی مانند جنگ و خشونت فراهم کند.
الهیات اجتماعی؛ چارچوبی برای فهم نسبت دین، جامعه و جنگ
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با تأکید بر کارکرد «الهیات اجتماعی» گفت: مفاهیمی مانند توحید، معاد، عدل الهی، تقدیر و مشیت، بهعنوان سنتهای الهی، در تعامل با حیات اجتماعی انسان معنا پیدا میکنند و بررسی این تأثیر متقابل، در حوزهای به نام الهیات اجتماعی دنبال میشود.
الهیات؛ میان شناخت و تجربه زیسته
وی با تفکیک دو معنای الهیات اظهار کرد: الهیات را میتوان از دو منظر فهم کرد؛ نخست، بهعنوان مجموعهای از شناختها و باورهای انسان درباره خدا و امر الهی، و دوم، بهعنوان تجربههای شهودی و زیسته دینی که فرد در زندگی خود با آن مواجه میشود. هر دو سطح، در شکلگیری نگرش انسان به پدیدههایی مانند جنگ و صلح تأثیرگذارند.
نقش ادیان ابراهیمی در صورتبندی الهیات
قبادی ادامه داد: در سنت ادیان ابراهیمی، که بهویژه در خاورمیانه حضور پررنگی دارند، الهیات ناظر بر نسبت وجودی خداوند با انسان، جهان و هستی است و این نسبت، بر زیست اخلاقی و اجتماعی باورمندان تأثیر میگذارد.در این چارچوب، فهم دین همواره در بستر فرهنگی و اجتماعی شکل میگیرد.
برداشتهای متفاوت از دین و موضعگیری نسبت به جنگ و صلح
وی تأکید کرد: بر اساس نوع برداشت از دین، میتوان مواضع متفاوتی نسبت به جنگ و صلح اتخاذ کرد. این موضوع نشان میدهد که دین، بهخودیخود واجد یک معنای ثابت و یگانه در این زمینه نیست، بلکه تفسیرها و قرائتهای مختلف از آن، رفتارهای متفاوتی را رقم میزند.
تحلیلهای بیرونی و نقش «حافظه شیعی» در تداوم نظام
این عضو هیأت علمی با اشاره به برخی تحلیلهای بیرونی گفت: در برخی مطالعات، از جمله تحلیلهایی که با رویکرد معرفتشناسی درجه دوم و از بیرون به دین مینگرند، تأکید شده که یکی از منابع مهم تداوم جمهوری اسلامی، «حافظه شیعی» و بهویژه منطق کربلاست.
قبادی افزود: در این چارچوب، رنج و مصیبت لزوماً بهمعنای شکست تلقی نمیشود، بلکه میتواند نشانه حقانیت و زمینهساز معنا، شهامت و حتی شهادت باشد. از این منظر، شهادت در جمهوری اسلامی صرفاً یک شعار فرعی نیست، بلکه بخشی از منطق بقا و بازتولید معنایی آن به شمار میرود.
بازتفسیر فشارهای خارجی در چارچوب معنایی نظام
وی تصریح کرد: بر این اساس، این تصور که فشارهای خارجی یا حملات نظامی بهطور خودکار به فروپاشی سیاسی منجر میشود، خطاست. نظامی که از مفاهیمی مانند فداکاری، مقاومت و شهادت برای خود معنا میسازد، میتواند این فشارها را نیز در همان چارچوب تفسیری بازخوانی و بازتولید کند.
عینیتیابی ریشههای الهیاتی در پدیده جنگ
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی در ادامه خاطرنشان کرد: بررسی این نمونهها نشان میدهد که ریشههای الهیاتی و دینی جنگ، چگونه میتوانند در عرصه واقعی و عینی سیاست و جامعه بروز پیدا کنند و به شکلگیری و تداوم منازعات معنا ببخشند.
تمایز میان «باور دینی» و «استفاده ابزاری از دین» در سیاست
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با تفکیک میان دو رویکرد به دین در عرصه سیاست گفت: باید میان «ایمان دینی» بهعنوان یک باور اصیل و «استفاده ابزاری از دین» تمایز قائل شد. فرد مذهبی ممکن است بر اساس باورهای پیشینی و ایمان دینی خود، کنشهایی مانند حضور در جنگ یا حتی ایثار جان را معنا کند، در حالیکه یک کنشگر سیاسی غیرمذهبی میتواند از مفاهیم دینی صرفاً بهعنوان ابزار برای پیشبرد اهداف سیاسی بهره بگیرد.
نمونههایی از بهرهبرداری ابزاری از مفاهیم دینی
وی اظهار کرد: استفاده ابزاری از دین به این معناست که فرد یا جریان، الزاماً به آن باور ندارد، اما برای بسیج افکار عمومی یا تحریک گروههای خاص، به مفاهیم دینی متوسل میشود. در مقابل، فردی که بر اساس ایمان دینی عمل میکند، کنش خود را از درون یک نظام اعتقادی معنادار میسازد، فارغ از اینکه آن باورها درست یا نادرست تلقی شوند.
قبادی افزود: در تحلیل پدیدههایی مانند ارجاع به مفاهیم تاریخی و مذهبی، باید توجه داشت که این ارجاعات میتوانند هم از سر باور باشند و هم کارکردی ابزاری پیدا کنند و تمایز این دو، برای تحلیل دقیق ضروری است.
ابعاد کارکرد دین در جنگهای معاصر
این عضو هیأت علمی با اشاره به بررسیهای خود درباره جنگهای اخیر تصریح کرد: بر اساس یک تحلیل استقرایی، میتوان چند بُعد از کارکرد دین در این منازعات را شناسایی کرد که یکی از مهمترین آنها، «غیریتسازی» است.
غیریتسازی و مرزبندیهای دینی
وی توضیح داد: با ورود دین به عرصه جنگ، مفاهیمی مانند کافر و مؤمن، دارالاسلام و دارالکفر برجسته میشوند و نوعی مرزبندی هویتی میان «خودی» و «دیگری» شکل میگیرد. البته این تقسیمبندیها محل مناقشه است و برخی از فقها در دوران معاصر، آن را فاقد کارایی دانسته و بر کرامت ذاتی انسان تأکید کردهاند.
قبادی ادامه داد: در برخی تفاسیر، با استناد به آموزههایی مانند «لقد کرمنا بنیآدم»، بر برابری و برادری انسانها تأکید میشود و این نگاه میتواند در تقابل با قرائتهای تقابلی قرار گیرد.
وی با اشاره به بحث خشونت در دین گفت: در مطالعات مرتبط با صلح، این دیدگاه قابل طرح است که بسیاری از جنگهای صدر اسلام، ماهیتی دفاعی داشتهاند. در عین حال، نمیتوان بهطور مطلق منکر وجود خشونت در متون یا تاریخ دینی شد، بلکه باید آن را در چارچوبهایی مانند دفاع یا بازدارندگی تحلیل کرد.
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: در ادبیات فرهنگی و دینی نیز، گاه به ضرورت پاسخ متناسب به خشونت اشاره شده است؛ به این معنا که عدالت اقتضا میکند واکنشها متناسب با کنشها باشد، نه فراتر از آن.
ضرورت دقت در کاربرد مفاهیم دینی در منازعات
قبادی تأکید کرد: بهکارگیری مفاهیمی مانند کفر و ایمان در بستر جنگ، پیامدهای جدی دارد و نمیتوان بهسادگی آنها را به معنای سلب کامل حقوق انسانی از دیگری تلقی کرد. این حوزه نیازمند دقت نظری و پرهیز از سادهسازیهای تقلیلگرایانه است، چراکه برداشتهای متفاوت از دین میتواند به نتایج کاملاً متفاوتی در عرصه عمل منجر شود.
کارکردهای متنوع دین در جنگ؛ از رواداری تا توجیه خشونت
مدیرگروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با جمعبندی بحث خود درباره کارکرد دین در منازعات گفت: در کنار مفاهیمی مانند خشونت و تقابل، در سنتهای دینی رگههایی از «رواداری» و «مدارا» نیز وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود.
تمایز میان رواداری و مدارا در سنت دینی
وی توضیح داد: رواداری به این معناست که فرد، دیگری را صرفاً تحمل نمیکند، بلکه امکان حقانیت دیدگاه او را نیز میپذیرد؛ در حالیکه مدارا بیشتر به معنای تحمل دیگری، حتی در صورت باطل دانستن اوست. این تمایز نشان میدهد که سنتهای دینی ظرفیتهای متفاوتی برای مواجهه با «دیگری» دارند.
قبادی با اشاره به یکی دیگر از کارکردهای دین در جنگ اظهار کرد: «رسالتسازی آخرالزمانی» یکی از مهمترین ابعاد ورود دین به منازعات است که گاه میتواند به توجیه جنگهای پیشدستانه منجر شود. این در حالی است که بر اساس حقوق بینالملل، چنین جنگهایی فاقد مشروعیتاند و اصل، بر دفاع مشروع در برابر حمله بالفعل است.
وی افزود: تجربههای پس از برخی رخدادهای جهانی نشان میدهد که تلاشهایی برای توجیه این نوع جنگها صورت گرفته، اما هنوز این رویکرد بهعنوان یک قاعده پذیرفتهشده در حقوق بینالملل تثبیت نشده است.
دین و توجیه روشهای غیرانسانی در جنگ
این عضو هیأت علمی ادامه داد: در برخی موارد، ارجاع به متون یا روایتهای دینی میتواند به توجیه روشهای غیرانسانی در جنگ منجر شود؛ بهگونهای که حتی شدت خشونت، بهعنوان امری دارای پاداش معنوی تصویر میشود. این نوع روایتها، اگر بدون تفسیر انتقادی بهکار گرفته شوند، میتوانند پیامدهای خطرناکی داشته باشند.
کارکرد دین در تقویت پایداری در جنگ
قبادی در عین حال تأکید کرد: از سوی دیگر، دین میتواند نقشی مهم در تقویت پایداری و ایستادگی در شرایط جنگ ایفا کند. بهویژه در جنگهای طولانی، ارجاع به متون و مفاهیم دینی، به حفظ روحیه و انسجام اجتماعی کمک میکند.
وی با اشاره به برخی جریانهای فکری در غرب گفت: در میان برخی جریانهای مذهبی، بهویژه در قالب صهیونیسم مسیحی، باورهایی درباره تحقق وعدههای آخرالزمانی وجود دارد که میتواند بر حمایتهای سیاسی و جهتگیریهای کلان تأثیر بگذارد. این جریانها، گاه تحولات سیاسی را در چارچوب تحقق این وعدهها تفسیر میکنند.
کاربرد متون دینی در گفتمانهای سیاسی
قبادی افزود: در برخی موارد، ارجاع به متون مقدس برای توجیه کنشهای سیاسی و نظامی صورت میگیرد. با این حال، همانطور که پیشتر اشاره شد، نمیتوان صرف وجود چنین متونی را بهمعنای دینی بودن یک جنگ دانست، بلکه نحوه تفسیر و استفاده از آنها در بستر سیاسی و اجتماعی تعیینکننده است.
ضرورت تفکیک متن، مفسر و کاربست سیاسی
وی در ادامه تأکید کرد: برای تحلیل دقیق نقش دین در جنگ، باید میان متن دینی، مفسر و کاربست سیاسی آن تمایز قائل شد. تنها در این صورت میتوان به ارزیابی درستی از میزان و نوع تأثیرگذاری دین در منازعات دست یافت و از سادهسازیهای تحلیلی پرهیز کرد.
اقتصاد نیازمند تحول است
دکتر علی رنجبرکی، رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی و عضو هیأت علمی گروه پژوهشی اقتصاد پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی با اشاره به تداوم جنگ چندلایه علیه جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته، تأکید کرد: اگر تحول اساسی در ساختار اقتصاد کشور رخ ندهد، در مواجهه با جنگ اقتصادی آینده با چالشهای جدی و حتی شکست روبهرو خواهیم شد.
وی با بیان اینکه جنگ اخیر امتداد یک تقابل ۴۷ ساله با نظام استکبار جهانی است، اظهار کرد: این جنگ صرفاً نظامی نبوده، بلکه ابعاد پیچیدهای شامل حوزههای ایدئولوژیک، فرهنگی، اجتماعی، رسانهای، روانی و بهویژه اقتصادی داشته است. در این میان، فشارهای اقتصادی و تحریمها بهعنوان محور اصلی تلاش دشمن برای تضعیف کشور عمل کردهاند.
تغییر پارادایم اجتماعی در جریان جنگ اخیر
رنجبرکی با اشاره به تحولات اجتماعی رخداده در جریان جنگ اخیر، خاطرنشان کرد: برخلاف برخی پیشبینیها، شاهد شکلگیری نوعی انسجام و حمایت اجتماعی در داخل کشور بودیم که میتوان از آن بهعنوان یک «تغییر پارادایم» یاد کرد. این وضعیت جدید، ظرفیتهایی در حوزه اعتماد و همبستگی اجتماعی ایجاد کرده که باید برای تثبیت آن برنامهریزی شود.
وی افزود: در سطح جهانی نیز اختلال در جریان انرژی رخ داد، اما در داخل کشور، اقتصاد با وجود همه فشارها دچار فروپاشی نشد و توانست تابآوری نسبی خود را حفظ کند.
لزوم تثبیت دستاوردهای اجتماعی از مسیر اصلاحات اقتصادی
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی جهاد دانشگاهی ادامه داد: پرسش اساسی این است که چگونه میتوان این دستاوردهای اجتماعی، از جمله افزایش انسجام و اعتماد عمومی را تثبیت کرد. پاسخ این پرسش را باید در حوزه اقتصاد جستوجو کرد؛ چراکه بدون اصلاح روندهای اقتصادی، این دستاوردها پایدار نخواهند ماند.
وی تصریح کرد: اقتصاد ایران طی حدود ۴۰ سال گذشته از نظر ساختاری تغییر جدی نداشته و همچنان اقتصادی نفتی و رانتی است. در چنین اقتصادی، تولید ارزش افزوده پایین بوده و وابستگی به درآمدهای نفتی، زمینهساز ناکارآمدی و فساد شده است.
اقتصاد بیمار؛ از وابستگی نفتی تا ضعف در تولید
رنجبرکی با بیان اینکه اقتصاد کشور با چالشهای متعددی مواجه است، گفت: اقتصاد ایران اقتصادی نسبتاً ضعیف و دارای مشکلات ساختاری است که در طول سالهای گذشته و حتی در شرایط جنگ اقتصادی دوام آورده، اما این به معنای پایداری آن در آینده نیست.
وی افزود: اگر در دوره جدید، اقداماتی نظیر افزایش اشتغال، ارتقای ارزش افزوده، کنترل تورم و مدیریت هزینههای دولت بهطور جدی دنبال نشود، تداوم وضعیت موجود میتواند بحرانزا باشد.
تشدید تحریمها و محدود شدن مسیرهای تجاری
وی با اشاره به چشمانداز پیشرو اظهار کرد: حتی در بهترین حالت، تحریمها و محدودیتهای اقتصادی ادامه خواهد داشت و مسیرهای تجاری کشور پیچیدهتر میشود. بسیاری از کانالهای پیشین تجارت نیز از دست رفته یا محدود شدهاند؛ بنابراین بدون تغییر مسیر اقتصادی، آسیبپذیری کشور افزایش خواهد یافت.
اقتصاد مقاومتی؛ راهبردی مغفول در سیاستگذاری
رنجبرکی در ادامه به مفهوم اقتصاد مقاومتی اشاره کرد و گفت: اقتصاد مقاومتی بهعنوان راهبردی برای مواجهه با جنگ اقتصادی، نخستینبار در سال ۱۳۸۹ از سوی مقام معظم رهبری مطرح و در سال ۱۳۹۲ سیاستهای کلی آن ابلاغ شد، اما در عمل این مفهوم کمتر وارد عرصه برنامهریزی، بودجهریزی و سیاستگذاری کشور شده و تا حد زیادی در سطح شعار باقی مانده است.
وی تأکید کرد: اقتصاد مقاومتی به معنای یک اقتصاد ایستا و حداقلی نیست، بلکه اقتصادی پویا، مولد، انعطافپذیر و جهادی است که میتواند در شرایط فشار خارجی، تابآوری کشور را افزایش دهد.
ضرورت بازگشت به اسناد بالادستی و اصلاح رویکردها
وی افزود: اگر سیاستگذاران اقتصادی، اسناد بالادستی از جمله سیاستهای اقتصاد مقاومتی را مبنای عمل قرار دهند، میتوان به بهبود وضعیت اقتصادی و افزایش تابآوری در برابر جنگ اقتصادی امیدوار بود.
رنجبرکی خاطرنشان کرد: نخستین گام در این مسیر، توجه جدی و عملی به اقتصاد مقاومتی در حوزه اجراست؛ چراکه تاکنون این حوزه کمترین میزان توجه را در میان بخشهای مختلف سیاستگذاری به خود اختصاص داده است.
شکاف میان نظریه و اجرا در اقتصاد مقاومتی
وی گفت: سیاستگذاری در حوزه اقتصاد مقاومتی عمدتاً در سطح مفاهیم نظری و تئوریک باقی مانده و کمتر به عرصه اجرا وارد شده است. البته در حدود ۱۵ سال گذشته، تلاشهایی برای شکلگیری ادبیات اجرایی در این حوزه صورت گرفته، اما هنوز تا تحقق کامل آن فاصله زیادی داریم.
رنجبرکی افزود: برای نزدیکسازی این رویکرد به اجرا، ضروری است گفتمان ملی و اجتماعی پیرامون اقتصاد مقاومتی در کشور شکل بگیرد؛ چراکه در حال حاضر بسیاری از اندیشمندان، سیاستگذاران و برنامهریزان شناخت دقیقی از این مفهوم ندارند و آن را صرفاً شعاری تلقی میکنند.
لزوم ایجاد اجماع ملی برای کاهش وابستگی اقتصادی
وی تصریح کرد: اگر هدف، کاهش وابستگی به نظام اقتصادی جهانی و حرکت بهسوی اقتصادی درونزا و پیشرو است، باید توجه جدیتری به اقتصاد مقاومتی شود و نوعی اجماع عمومی در این زمینه شکل گیرد.
بازنگری در الگوی تولید؛ تمرکز بر صنایع کوچک و متوسط
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی جهاد دانشگاهی با اشاره به آسیبهای واردشده به زیرساختهای صنعتی در جنگ اخیر، اظهار کرد: بخشهایی از صنایع پتروشیمی، فولاد و پالایشگاهی کشور دچار آسیب شدهاند که این مسئله ضرورت بازنگری در الگوی تولید و کسبوکار را دوچندان میکند.
وی ادامه داد: تمرکز بیش از حد بر صنایع بزرگ در دهههای گذشته، اگرچه با هدف بهرهگیری از صرفههای مقیاس انجام شده، اما در شرایط جنگی و از منظر پدافند اقتصادی، آسیبپذیری بالایی ایجاد کرده است.
رنجبرکی خاطرنشان کرد: به نظر میرسد حرکت به سمت توزیع جغرافیایی مراکز تولیدی و تمرکز بر توسعه صنایع کوچک و متوسط، میتواند بهعنوان یک راهبرد مؤثر در کاهش آسیبپذیری اقتصادی کشور مورد توجه قرار گیرد؛ هرچند ممکن است از نظر اقتصادی کلاسیک، هزینهبرتر باشد.
توسعه اقتصاد دانشبنیان و بهرهگیری از سرمایه انسانی
وی با تأکید بر نقش سرمایههای علمی در اقتصاد مقاومتی گفت: یکی از محورهای مهم این رویکرد، توجه به اقتصاد خلاق، دانشبنیان و ظرفیتهای دانشگاهی است. با توجه به وجود نیروی انسانی تحصیلکرده و بیکار در کشور، توسعه صنایع کوچک و متوسط دانشبنیان میتواند زمینهساز ایجاد ارزش افزوده و رشد اقتصادی شود.
مبارزه با فساد؛ پیششرط تحقق اقتصاد مقاومتی
وی در ادامه با اشاره به اهمیت شفافیت و سلامت اقتصادی بیان کرد: یکی از بندهای مهم سیاستهای اقتصاد مقاومتی، مقابله با فساد و ارتقای سلامت اداری و اقتصادی است که متأسفانه در کشور کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
رنجبرکی افزود: ادراک عمومی از فساد در کشور بالاست؛ به این معنا که بخش قابل توجهی از جامعه، حکمرانی را همراه با فساد میداند. فارغ از میزان واقعی فساد، همین ادراک نیز نشاندهنده یک چالش جدی در نظام حکمرانی است.
وی تأکید کرد: افزایش شفافیت، مقابله با فساد مالی و جلوگیری از هدررفت منابع عمومی، از الزامات اساسی برای اصلاح مسیر اقتصادی کشور است.
ضرورت تغییر رویکرد اقتصادی در شرایط جنگی
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی جهاد دانشگاهی در پایان خاطرنشان کرد: ادامه مسیر اقتصادی با الگوهای پیشین، در شرایطی که کشور با جنگ اقتصادی، تحریمها و تهدیدات منطقهای مواجه است، نمیتواند پاسخگو باشد و حتی ممکن است به تشدید ناامنیهای اقتصادی و اجتماعی منجر شود. به نظر میرسد با توجه به شرایط فعلی و تأکیدات صورتگرفته در شعار سال، میتوان از این رویکرد بهعنوان مبنایی برای ایجاد تحول در اقتصاد کشور و حرکت بهسوی توسعه پایدار استفاده کرد.


نظر شما :