خیابان‌ها به نماد بازتولید انسجام ملی تبدیل شدند

۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۱:۱۹ کد : ۹۸۳۷۷ اسلاید اصلی پژوهشی
عضو گروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی گفت: حضور اجتماعی مردم در مقاطع حساس، خیابان‌ها و میادین شهری را به عرصه‌ای برای تقویت همبستگی ملی و نمایش اقتدار اجتماعی تبدیل کرده است.
خیابان‌ها به نماد بازتولید انسجام ملی تبدیل شدند

به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، بابک ارسیا عضو گروه پژوهشی علوم سیاسی این پژوهشگاه با تأکید بر نقش تعیین‌کننده وحدت و هویت ملی در مواجهه با تهدیدهای نوین، اظهار کرد: در جنگ‌های جدید، یکی از اصلی‌ترین ابزارهای دشمن، ایجاد تفرقه و فروپاشی از درون از طریق جنگ نرم است و در این میان، هویت ملی قدرتمند می‌تواند مانعی جدی در برابر سوءاستفاده از اختلافات داخلی برای تضعیف کشور باشد.
وحدت ملی؛ سپر جامعه در برابر جنگ نرم
ارسیا گفت: زمانی که هویت ملی در بستر یک وضعیت جنگی منسجم شکل بگیرد، جامعه در برابر شایعات، تحریکات قومی و تلاش برای ایجاد بحران‌های اجتماعی مقاومت می‌کند؛ چراکه هر فرد به این درک می‌رسد که هرگونه تزلزل در وحدت داخلی، به‌طور مستقیم امنیت هویتی و زیستی او را تهدید می‌کند.
وی با اشاره به تجربه جنگ ۴۰ روزه افزود: در این دوره، وحدت و انسجام اجتماعی به شکلی عینی و اساسی معنا یافت و به یک اراده جمعی تبدیل شد؛ اراده‌ای که همچون پیوندی عمیق، تمامی طیف‌های قومی، زبانی و جغرافیایی را حول هدف مشترک دفاع از حاکمیت و وطن به یکدیگر متصل کرد.
بابک ارسیا تأکید کرد: این همبستگی نشان داد در مواجهه با تهدیدهای خارجی، تفاوت‌ها رنگ می‌بازند و ایرانی بودن به معنای ایستادگی یکپارچه در برابر سختی‌ها تجلی پیدا می‌کند، به‌گونه‌ای که هر فرد خود را جزئی از یک پیکره واحد، منسجم و شکست‌ناپذیر می‌بیند.
هم‌افزایی ملت و ساختار دفاعی؛ نمود عینی انسجام
این پژوهشگر علوم سیاسی با بیان اینکه جنگ ۴۰ روزه، مفهوم هم‌افزایی میان اراده ملت و توانمندی‌های دفاعی کشور را برجسته کرد، خاطرنشان کرد: در این شرایط، مردم به این باور رسیدند که هویت و آینده آن‌ها در گرو پایداری ساختارهای ملی است و در مقابل، ساختارها نیز خود را امانت‌دار هویت و شکوه ملت می‌دانند.
وی در ادامه با تبیین مفهوم انسجام اجتماعی گفت: انسجام اجتماعی ناظر بر میزان و الگوی روابط متقابل میان کنشگران، گروه‌ها و خرده‌فرهنگ‌های مختلف است و در معنای کلی، به استحکام درونی جامعه و نوعی وحدت اجتماعی اشاره دارد.
ارسیا افزود: برخی صاحب‌نظران، انسجام یا همبستگی اجتماعی را مفهومی می‌دانند که بر اساس آن، اعضای جامعه به یکدیگر وابسته‌اند و به‌طور متقابل نیازمند یکدیگر هستند و این پیوند، در قالب احساس مسئولیت، تعامل و گرایش متقابل میان افراد و گروه‌ها بروز پیدا می‌کند.
وفاق اجتماعی؛ زیربنای امنیت ملی
وی با اشاره به ارتباط میان همبستگی اجتماعی و امنیت ملی تصریح کرد: همبستگی اجتماعی یک واقعیت ذهنی است که در آن، فرد تعلق عمیقی به ارزش‌های جامعه احساس می‌کند و وفاق اجتماعی نیز به معنای توافق جمعی بر سر اصول، قواعد، باورها و ارزش‌های مشترک است.
ارسیا ادامه داد: حیات اجتماعی انسان در تمامی مراحل توسعه، همواره با نوعی همبستگی همراه بوده است؛ به‌ویژه در دوره‌های ابتدایی، همکاری و پیوستگی میان افراد برای مقابله با تهدیدهای محیطی، عامل شکل‌گیری این همبستگی بوده است.
این عضو پژوهشگاه علوم انسانی تأکید کرد: دولت‌ها برای تداوم حاکمیت خود نیازمند تأمین امنیت ملی هستند و میزان موفقیت آن‌ها، تا حد زیادی به نحوه ایجاد انسجام و تعامل اجتماعی میان اقشار مختلف جامعه وابسته است.
چالش‌های هویتی در جامعه در حال گذار
ارسیا با بیان اینکه جامعه ایران به‌عنوان جامعه‌ای در حال گذار با چالش‌های هویتی مواجه است، گفت: این جامعه فاقد یک رویکرد کلان هویتی منسجم بوده و درگیر نوعی نزاع هویتی در بستر یک جامعه پساانقلابی است؛ موضوعی که در برخی سطوح حکمرانی نیز نمود پیدا کرده است.
وی افزود: بر این اساس، نیاز به هویت‌بخشی و تأکید بر مؤلفه‌های انسجام‌بخش بیش از پیش احساس می‌شود؛ به‌ویژه با توجه به رخدادهای مهم سال ۱۴۰۴ از جمله جنگ ۱۲ روزه، وقایع دی‌ماه و جنگ تحمیلی سوم که چالش‌های جدی برای انسجام اجتماعی ایجاد کرده‌اند. در دوره آتش‌بس یا سکوت موقت میدان، توجه به تقویت انسجام اجتماعی با هدف تحکیم امنیت ملی، اهمیتی دوچندان پیدا می‌کند.
راهکارهای تقویت انسجام اجتماعی
این پژوهشگر در ادامه با اشاره به راهکارهای تقویت انسجام اجتماعی بیان کرد: برای تحقق همبستگی، گروه‌های مختلف جامعه باید ضمن حفظ وحدت، با عناصر وحدت‌بخش هم‌نوایی و تطابق داشته باشند.
وی خاطرنشان کرد: همبستگی اجتماعی نوعی جاذبه متقابل و مثبت میان افراد است و هرچه این پیوند قوی‌تر باشد، روابط اجتماعی پایدارتر شده و اعضای جامعه با اتصال به یکدیگر، دستیابی به اهداف جمعی را ممکن‌تر می‌دانند.
 ارسیا در ادامه سخنان خود با تبیین ابعاد اجتماعی انسجام، اظهار کرد: انسجام اجتماعی در جامعه‌ای شکل می‌گیرد که اعضای آن از وجدان جمعی مبتنی بر اعتقادات و عواطف مشترک برخوردار باشند، روابط متقابل میان آن‌ها برقرار باشد و احساس کنند در مسیر تحقق اهداف مشترک حرکت می‌کنند.
نقش مناسک جمعی در تقویت همبستگی
وی افزود: عواطف مشترک، عمدتاً در نتیجه برگزاری مراسم و مناسک جمعی مانند اعیاد و آیین‌های ملی و مذهبی شکل می‌گیرد و همین امر به تقویت و تحکیم انسجام اجتماعی کمک می‌کند. سطح بالای انسجام زمانی محقق می‌شود که کنش‌های افراد ماهیتی اخلاقی و جمع‌گرایانه پیدا کند؛ به‌گونه‌ای که احساس مسئولیت و وفاداری نسبت به دیگران و جامعه به بالاترین سطح خود برسد. در چنین شرایطی، همبستگی اجتماعی در بستر روابط و تعاملات میان افراد معنا پیدا می‌کند.
نهادهای سنتی؛ پایه‌های تاریخی انسجام در ایران
وی با اشاره به ریشه‌های تاریخی انسجام اجتماعی در ایران گفت: در گذشته، انسجام اجتماعی ایرانیان تحت تأثیر سه نهاد اصلی «خانواده»، «مسجد» و «بازار» شکل می‌گرفت و به‌تدریج با گسترش نقش دولت، نهادهای حاکمیتی نیز به این مجموعه افزوده شدند.
این پژوهشگر علوم سیاسی ادامه داد: خانواده به‌عنوان نهادی بنیادین که نیازهای اقتصادی، عاطفی، آموزشی و اجتماعی افراد را تأمین می‌کند، نقش مهمی در ایجاد همبستگی داشته است. همچنین مساجد به‌واسطه کارکرد ارتباطی و اجتماعی خود و بازارها به‌دلیل مرکزیت در تجمع و تعاملات اجتماعی، از ارکان مهم انسجام در جامعه ایرانی به‌شمار می‌آمده‌اند.
ظهور کنشگران جدید در تحولات اجتماعی معاصر
ارسیا با اشاره به تحولات نوین اجتماعی تصریح کرد: در عصر کنونی، تغییر شرایط اجتماعی موجب کاهش نقش برخی نهادهای سنتی و در مقابل، تقویت نقش کنشگران جدیدی همچون نهادهای آموزشی، رسانه‌ها، فضای مجازی، دولت و بازیگران غیردولتی شده است.
وی در تشریح پیامدهای این تحولات گفت: تقویت نقش دولت در همگام‌سازی جامعه با هنجارهای مطلوب، افزایش تعداد نهادهای اجتماعی با ارزش‌ها و الگوهای رفتاری متنوع، گذران بخش قابل‌توجهی از اوقات افراد در فضاهای بیرون از خانه مانند کافه‌ها، دانشگاه‌ها و باشگاه‌ها، گسترش اینترنت به‌عنوان بستری برای جنگ شناختی و هویتی و همچنین پذیرش نقش‌های متکثر و گاه متعارض از جمله نتایج این دگرگونی‌هاست.
شکاف‌های اجتماعی و تضعیف همبستگی
ارسیا با اشاره به پیامدهای این تحولات خاطرنشان کرد: مجموعه این عوامل به‌تدریج بر انسجام اجتماعی در ایران تأثیر گذاشته و در سال‌های اخیر، به‌ویژه در نتیجه تعمیق شکاف‌های بین‌نسلی، اختلافات سیاسی و فشارهای اقتصادی، به تضعیف همبستگی اجتماعی انجامیده است.
وی افزود: با این حال، بررسی تاریخ ایران نشان می‌دهد که این جامعه همواره از ظرفیت بالایی برای بازتولید انسجام در شرایط تهدید برخوردار بوده و هرگاه عناصر هویتی همچون میهن در معرض خطر قرار گرفته، جامعه با وجود تکثر، به‌سرعت به سمت وحدت حرکت کرده و واکنش‌های قدرتمندی از خود نشان داده است.
ارسیا تأکید کرد: این ویژگی در برهه‌هایی مانند جنگ تحمیلی دوم به‌وضوح نمایان شد، اما به‌دلیل برخی غفلت‌ها در دوره پس از آن، بهره‌برداری مناسبی از این سرمایه اجتماعی برای تقویت انسجام صورت نگرفت و در نتیجه، در بستر جنگ شناختی هدفمند دشمن و رخدادهایی مانند وقایع دی‌ماه، انسجام اجتماعی با چالش‌های جدی مواجه شد.
خیابان؛ عرصه بازتولید همبستگی ملی
این عضو پژوهشگاه علوم انسانی با اشاره به تحولات اخیر گفت: در چنین شرایطی، خیابان‌ها و میادین اصلی شهرها بار دیگر به عرصه حضور گسترده و معنادار مردم برای تقویت انسجام اجتماعی تبدیل شد و این حضور، آثاری فراتر از مرزهای کشور برجای گذاشت. این مشارکت اجتماعی، علاوه بر تقویت روحیه عمومی، موجب ارتقای توان تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری در سطوح کلان و همچنین تقویت نیروهای مسلح شد.
ارسیا با نقل‌قولی از یکی از فرماندهان نظامی اظهار کرد: سوخت اصلی موشک‌ها، مردم هستند.
ناکامی سناریوهای بی‌ثبات‌سازی
وی با اشاره به برنامه‌ریزی دشمنان برای ایجاد بی‌ثباتی داخلی بیان کرد: دشمن آمریکایی-صهیونیستی بر حضور عناصر معاند داخلی و تحرکات هم‌زمان آن‌ها در برخی مناطق حساب ویژه‌ای باز کرده بود تا از طریق ترکیب فشار خارجی و ناآرامی‌های داخلی به اهداف خود دست یابد، اما حضور یکپارچه مردم از همه اقشار، اقوام و دیدگاه‌ها، این سناریو را ناکام گذاشت.
تداوم انسجام در شرایط بحرانی
ارسیا در ادامه خاطرنشان کرد: با آغاز جنگ در نهم اسفندماه و بروز شرایط خاص در مدیریت کشور، ملت ایران با وجود همه دشواری‌ها، با روحیه‌ای ایثارگرانه و مقاوم، میدان را خالی نکرد و با خلق صحنه‌هایی کم‌نظیر، بار دیگر ظرفیت بالای خود در حفظ انسجام و پایداری ملی را به نمایش گذاشت.
عضو گروه پژوهشی علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، در ادامه تحلیل خود از تحولات اخیر، با اشاره به شرایط آتش‌بس اظهار کرد: در پی حملات مؤثر و جسورانه نیروهای مسلح، دشمن به‌تدریج از دستیابی به اهداف خود مأیوس شد و با توسل به واسطه‌ها و رایزنی با کشورهای ثالث، تلاش کرد آتش‌بس موقتی را عملیاتی کند.
آتش‌بس در شرایط برتری ایران
وی افزود: این آتش‌بس، هرچند متزلزل و فاقد ضمانت قابل اتکا از سوی دشمن است، اما به‌گفته بسیاری از کارشناسان، در شرایطی شکل گرفته که ایران از دست برتر برخوردار بوده و به‌ویژه با مدیریت هوشمندانه تنگه هرمز، اهرم مهمی در معادلات اقتصادی و انرژی جهان در اختیار دارد.
ارسیا تصریح کرد: دستاوردهای اجتماعی و نظامی به‌دست‌آمده، در کنار آشکار شدن ماهیت و اهداف غیرانسانی دشمن در اقداماتی همچون حمله به زیرساخت‌ها و مراکز غیرنظامی، نقش مهمی در تقویت انسجام اجتماعی ایفا کرده است.
تداوم حضور مردم؛ خنثی‌سازی سناریوهای بی‌ثبات‌سازی
وی با اشاره به شرایط اجتماعی پس از آتش‌بس گفت: بر خلاف انتظار دشمن مبنی بر کاهش حضور مردم در صحنه، مشاهدات میدانی نشان می‌دهد که حضور اجتماعی نه‌تنها کاهش نیافته، بلکه با انرژی و انگیزه بیشتری تداوم پیدا کرده است.
ارسیا تأکید کرد: جامعه به این درک رسیده که خالی کردن میدان برای لحظه‌ای—می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری به همراه داشته باشد و این مسئله به یک آگاهی عمومی تبدیل شده است.
ضرورت ارتقای کارآمدی دولت در دوران سکوت میدان
این پژوهشگر با تأکید بر مسئولیت نهادهای حاکمیتی در دوره آتش‌بس بیان کرد: تداوم حضور مؤثر دولت در میان مردم و تلاش برای ارائه خدمات پایدار و بدون اختلال، از عوامل مهم در حفظ و تقویت انسجام اجتماعی است.
وی افزود: تجربه دوره جنگ نشان داد که مدیریت مناسب در تأمین کالاها و خدمات و جلوگیری از نوسانات شدید اقتصادی، رضایت نسبی جامعه را به‌همراه داشته و به تقویت همبستگی اجتماعی کمک کرده است.
ارسیا خاطرنشان کرد: با توجه به آثار اقتصادی جنگ، به‌ویژه خسارات وارده، تداوم مدیریت هوشمندانه برای جلوگیری از تشدید رکود و تورم در دوره پساجنگ، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
اعتماد سیاسی؛ ستون سرمایه اجتماعی
وی در ادامه با اشاره به اهمیت اعتماد سیاسی گفت: اعتماد سیاسی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین ابعاد سرمایه اجتماعی، بیانگر میزان حمایت و نگرش مثبت مردم نسبت به نظام سیاسی و نهادهای حاکمیتی است.
ارسیا تأکید کرد: در شرایط کنونی، لازم است دولت و سایر نهادها با آسیب‌شناسی دقیق رخدادهای سال ۱۴۰۴، نسبت به بازتعریف رابطه خود با جامعه اقدام کرده و برنامه‌های عملیاتی در سطوح کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت برای تقویت این اعتماد تدوین کنند.
این پژوهشگر تصریح کرد: در شرایطی که دشمن با بهره‌گیری از جنگ شناختی و ابزارهای مختلف در پی تضعیف اعتماد عمومی و ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت است، بازسازی این رابطه می‌تواند نقشه‌های بی‌ثبات‌ساز را خنثی کند.
هم‌افزایی ارکان قدرت؛ ضامن تداوم پیروزی
وی اظهار کرد: ملت، نیروهای مسلح و حاکمیت سه ضلع اصلی قدرت ملی هستند که هم‌افزایی میان آن‌ها، ضامن تداوم موفقیت و پیروزی است.این سه رکن، همانند اجزای یک سازوکار منسجم، در صورت عملکرد هماهنگ، مسیر دستیابی به اهداف ملی را هموار می‌کنند و تجربه اخیر نیز نشان داده است که تعامل مؤثر میان آن‌ها نقش تعیین‌کننده‌ای در عبور از بحران‌ها دارد.
ارسیا در پایان خاطرنشان کرد: حضور مستمر و آگاهانه مردم در صحنه، در کنار عملکرد مناسب نیروهای مسلح و مدیریت حاکمیت، نشان‌دهنده درک مشترک از ضرورت حفظ انسجام ملی است؛ موضوعی که حتی در دوره آتش‌بس نیز به‌عنوان یک راهبرد اساسی دنبال می‌شود.

 

text to speech icon

کلیدواژه‌ها: اجتماعی انسجام اجتماعی همبستگی اجتماعی تقویت انسجام اجتماعی سرمایه اجتماعی انسجام تقویت انسجام جامعه ارسیا ارسیا تأکید


نظر شما :