تحلیل ابعاد شهری جنگ اخیر؛
الزامات تابآوری، پدافند غیرعامل و حفاظت از زیرساختهای حیاتی
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاددانشگاهی، دومین نشست از سلسله نشستها و گفت و گوهای راهبردی درباره ایران پس از جنگ در این پژوهشگاه برگزار شد. در این نشست سه عضو هیأت علمی گروه پژوهشی برنامهریزی شهری و منطقهای یافتههای تحقیق خود را ارایه نمودند.
در این نشست نقی عسگری، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با اشاره به مفهوم تابآوری شهری اظهار کرد: سادهترین تعریف تابآوری، بازگشت سریع پس از بحران است؛ اینکه شهر بتواند ضربه بخورد اما نشکند، زمین بخورد اما دوباره بلند شود و حتی بهتر از قبل به وضعیت عادی بازگردد.
وی افزود: معمولاً وقتی از تابآوری صحبت میشود، ذهنها بیشتر به سمت زیرساختها میرود، در حالی که ابعاد اجتماعی، روانی و اقتصادی نیز در این موضوع اهمیت جدی دارند. تجربه بحرانهایی مانند سیل و طوفان نشان داده است که مسائل اجتماعی و روانی تا چه اندازه میتوانند در مدیریت بحران تعیینکننده باشند.
پدافند غیرعامل؛ مجموعهای از اقدامات غیرنظامی برای حفاظت از مردم
عسگری با اشاره به پژوهشی که این مجموعه در سال ۱۳۹۹ برای سازمان پدافند غیرعامل انجام داده بود، گفت: پدافند غیرعامل مجموعه اقداماتی است که بدون استفاده از ابزار نظامی، از مردم و زیرساختهای حیاتی محافظت میکند.
وی ادامه داد: مقاومسازی بناهای حیاتی، پراکندگی مراکز حساس، طراحی مسیرها و زیرساختهای جایگزین، حفاظت از اطلاعات و شبکههای ارتباطی از جمله مهمترین اقدامات در حوزه پدافند غیرعامل است.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی خاطرنشان کرد: هدف اصلی پدافند غیرعامل کاهش خسارت و حفظ تداوم خدمات ضروری است و ادبیات این حوزه پس از جنگ جهانی دوم بهصورت جدی در جهان شکل گرفت.
سابقه قانونی پدافند غیرعامل در ایران به دهه ۳۰ بازمیگردد
عسگری با بیان اینکه موضوع پدافند غیرعامل در ایران نیز سابقهای طولانی دارد، اظهار کرد: قانون تشکیل سازمان دفاع غیرنظامی کشور در سال ۱۳۳۷ تصویب و در سال ۱۳۵۱ اصلاح شد. این ساختار زیر نظر استانداریها، فرمانداریها و وزارت کشور فعالیت میکرد، اما پیش از انقلاب اقدامات جدی و مؤثری در این زمینه انجام نشد.
وی افزود: در سال ۱۳۸۲ و بر اساس فرمان مقام معظم رهبری، سازمان پدافند غیرعامل با هدف افزایش بازدارندگی، کاهش آسیبپذیری و تداوم فعالیتهای ضروری شکل گرفت. همچنین سیاستهای کلی پدافند غیرعامل در سال ۱۳۸۹ ابلاغ شد.
عسگری ادامه داد: علاوه بر این، در قوانین مختلف از جمله ماده ۵۸ قانون احکام دائمی برنامههای توسعه کشور مصوب سال ۱۳۹۵، ماده ۵ قانون مدیریت خدمات کشوری و همچنین برنامههای پنجساله توسعه، به موضوع پدافند غیرعامل و وظایف دستگاهها اشاره شده است.
همه دستگاهها موظف به اجرای الزامات پدافند غیرعامل هستند
این عضو هیأت علمی تأکید کرد: براساس قوانین و آییننامههای موجود، همه دستگاهها موظفاند الزامات پدافند غیرعامل را رعایت کنند و ساختمانها و مراکز حساس نیز باید دارای پیوست پدافند غیرعامل باشند. با وجود این حجم از قوانین و مقررات، اقدامات عملی جدی و گستردهای در این حوزه انجام نشده و فعالیتها بیشتر تدریجی و محدود بوده است.
تمرکز امکانات، آسیبپذیری شهرها را افزایش میدهد
وی با اشاره به اهمیت پراکندگی مراکز حساس گفت: در بسیاری از استانها، بهویژه استانهای تازهتأسیس، اغلب امکانات و دستگاهها در مرکز استان متمرکز شدهاند و همین مسئله آسیبپذیری را افزایش میدهد.
عسگری افزود: کاهش تمرکز مراکز حساس، خطر آسیب را کمتر میکند، مدیریت بحران را سادهتر میسازد و موجب تداوم کارکردهای حیاتی در شرایط اضطراری میشود.
وی خاطرنشان کرد: پدافند غیرعامل در نهایت با هدف حفاظت از جان انسانها، زیرساختها و دادههای مهم طراحی شده و میتواند از بروز آسیبهای اولیه در بحرانها جلوگیری کند.
جنگهای جدید، تابآوری اجتماعی را هدف قرار میدهند
عسگری با اشاره به ابعاد مختلف تابآوری شهری اظهار کرد: تابآوری شهری ابعاد اجتماعی، روانی و اقتصادی را بهطور کامل دربرمیگیرد و میتواند از بروز بیثباتی ثانویه و حتی فروپاشی اجتماعی جلوگیری کند؛ موضوعی که در تجربه اخیر کشور بهخوبی قابل لمس بود.
وی افزود: اگر بخواهیم از مباحث صرفاً نظری عبور کنیم، باید تجربه جنگ ۴۰ روزه را مورد توجه قرار دهیم، چراکه نوع این جنگ با جنگهای کلاسیک تفاوت داشت. در جنگ ایران و عراق مرز مشخصی وجود داشت و شهرهای مرزی بیشتر درگیر بودند، اما در این تجربه، از همان روز نخست شهرها در معرض جنگ هوایی قرار گرفتند.
تمرکز جنگهای هوایی بر پنج حلقه اصلی کشورهاست
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ادامه داد: در ادبیات جنگهای هوایی گفته میشود اگر کشوری بخواهد کشور دیگری را وادار به تسلیم کند، معمولاً بر پنج حلقه تمرکز میکند؛ رهبری ملی، محصولات کلیدی، زیرساختها، جمعیت و اراده ملی و در نهایت نیروهای عملیاتی.
عسگری تصریح کرد: در این تجربه نیز اقداماتی در حوزه مدیریت کشور، زیرساختها، نیروگاهها، پالایشگاهها و صنایع مهم صورت گرفت و تلاش شد بر بخشهایی که میتواند جامعه را تحت تأثیر قرار دهد، فشار وارد شود.
تمرکززدایی موزاییکی؛ عامل موفقیت در پدافند غیرعامل
وی با اشاره به عملکرد ایران در حوزه پدافند غیرعامل گفت: اگر بخواهیم تجربه جنگ ۴۰ روزه را ارزیابی کنیم، یکی از مهمترین نقاط قوت، همین ساختار پدافند غیرعامل و تمرکززدایی موزاییکی بود که در بخشهای مختلف انجام شده است.
این عضو هیات علمی افزود: پراکندگی مراکز و زیرساختهای حساس موجب شد امکان وارد کردن آسیب گسترده وجود نداشته باشد. حتی اگر همه این مراکز شناسایی شوند، نهایتاً میتوان بخشی از آنها را برای مدتی محدود از کار انداخت، اما فعالیتها دوباره ادامه پیدا میکند.
عسگری خاطرنشان کرد: این تجربه نشان داد که حتی کشوری با بودجه و امکانات محدود نیز میتواند در برابر قدرتهای بزرگ مقاومت کند و این مسئله تا حد زیادی به ساختار پدافند غیرعامل و کاهش تمرکز وابسته است.
استمرار خدمات عمومی، نتیجه دوراندیشی نسبی در زیرساختها بود
وی ادامه داد: هرچند در حوزه پدافند غیرعامل اقدامات گسترده و کاملی انجام نشده، اما نوعی دوراندیشی در سالهای گذشته وجود داشته که باعث شد زیرساختها آسیبهای جدی نبینند و خدمات تا حد قابل قبولی استمرار داشته باشد.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با اشاره به هماهنگی نهادی در دوران بحران بیان کرد: براساس دادهها، گزارشها و آنچه در رسانهها منتشر شد، در برخی حوزهها هماهنگی قابل قبولی وجود داشت، هرچند نشانههایی از ناهماهنگی نیز مشاهده میشد.
اعتماد اجتماعی، درخشانترین بخش تجربه اخیر بود
عسگری تأکید کرد: شاید درخشانترین بخش این تجربه، عملکرد اجتماعی و روانی شهروندان بود. هیچ گزارشی از هجوم مردم به فروشگاهها یا خالی کردن مغازهها منتشر نشد و این نشان میدهد که همچنان سطحی از اعتماد عمومی به دولت و ساختارهای کشور وجود دارد.
وی افزود: در حوزه اقتصادی و کسبوکارها البته مشکلات و چالشهایی وجود داشت، اما بهنظر میرسد نهادهای عمومی و حتی بخش خصوصی در برخی موارد عملکرد بهتری از بخشی از دستگاههای دولتی داشتند.
عسگری گفت: شهرداریها عملکرد نسبتاً مطلوبی داشتند، اما برخی نهادهای دولتی، بهویژه بانکها، رفتار مناسبی متناسب با شرایط جنگی نداشتند؛ در حالی که اعلام شده بود باید در موضوع اقساط و جرائم بانکی ملاحظاتی صورت گیرد، در عمل برخی جریمهها دوباره اعمال شد و حتی گزارشهایی درباره پیگیری مصادره اموال از سوی بعضی بانکها مطرح شد.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی تصریح کرد: وقتی مردم، نیروهای نظامی و سازمانهای عمومی در شرایط دشوار کشور همراهی و تحمل میکنند، طبیعی است که سازمانها و دستگاههای دولتی نیز باید متناسب با شرایط جنگی رفتار کنند.
تجربه جنگ، توان جذب شوک اولیه را در شهرها افزایش داده است
عسگری با جمعبندی نقاط قوت و ضعف تجربه اخیر کشور در حوزه تابآوری و پدافند غیرعامل اظهار کرد: یکی از مهمترین نقاط قوت، توانایی شهرهای مورد هجوم در جذب شوکهای اولیه بود. جامعه ایران تجربه جنگ هشتساله را پشت سر گذاشته و همچنین در منطقهای قرار دارد که همواره با بحران و جنگ مواجه بوده است؛ همین مسئله باعث شده سطحی از آمادگی اجتماعی در کشور شکل بگیرد.
وی افزود: در بسیاری از کشورها ممکن بود در چنین شرایطی مردم بهصورت گسترده برای خروج از کشور هجوم بیاورند، اما در این تجربه حتی گزارشهایی وجود داشت که برخی افراد از خارج کشور به ایران بازگشته و در کنار خانوادههای خود قرار گرفتهاند.
استمرار خدمات حیاتی از نقاط قوت تجربه اخیر بود
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ادامه داد: استمرار خدمات حیاتی نیز از دیگر نقاط قوت بود که بخشی از آن به همان نگاه و ذهنیتی بازمیگشت که در برخی دستگاهها درباره پراکندگی و توزیع زیرساختها وجود داشت.
وی با اشاره به پایداری اجتماعی مردم در بحران بیان کرد: حضور مردم در صحنه و اعلام آمادگی آنها برای دفاع از کشور، موضوعی بود که در روزهای اخیر بارها مشاهده شد. شاید این مسئله برای جامعه ایران تا حدی عادی بهنظر برسد، اما ریشه آن در تجربه تاریخی جنگ و سالها مواجهه با بحران است.
نبود پناهگاه و سامانه هشدار از مهمترین ضعفها بود
عسگری در تشریح نقاط ضعف و چالشها گفت: یکی از ضعفهای جدی، کمتوجهی دستگاهها به ایجاد زیرساختهای پناهگاهی و فضاهای امن بود. هیچ دستگاه یا سازمانی خود را موظف نکرده بود که پناهگاههای مناسب یا فضاهای قابل استفاده در شرایط اضطراری ایجاد کند.
وی افزود: در مقابل، رژیم اشغالگر برای این موضوع برنامهریزی گستردهای انجام داده بود، بهگونهای که افراد در بسیاری از مناطق میتوانستند در فاصلهای کمتر از ۵۰ متر به پناهگاه دسترسی داشته باشند.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ادامه داد: ضعف در پیشبینی سامانههای هشدار نیز کاملاً مشهود بود؛ بهطوری که حتی اطلاع دقیقی از محدوده حملات احتمالی در مناطق مختلف شهر وجود نداشت و زیرساخت نرمافزاری لازم برای هشدار عمومی فراهم نشده بود.
اطلاعرسانی چندگانه، مدیریت روانی جامعه را دشوار کرد
عسگری با اشاره به ضعف در اطلاعرسانی یکپارچه اظهار کرد: در طول بحران، اخبار و اطلاعات از منابع مختلفی منتشر میشد و همین مسئله مدیریت روانی جامعه را دشوار کرده بود. بهویژه در روزهای ابتدایی، فضای ناامیدی تا حدی در جامعه وجود داشت، هرچند بهتدریج شرایط بهتر شد.
وی افزود: در حوزه اقتصادی نیز آسیبهای جدی به برخی کسبوکارها وارد شد؛ بهخصوص کسبوکارهایی که وابستگی مستقیم به اینترنت و پلتفرمهای مجازی داشتند. بسیاری از پلتفرمها و فروشگاههای اینترنتی همچنان از تبعات این وضعیت خارج نشدهاند.
نهادهای غیرمذهبی در مدیریت بحران کمتر دیده شدند
عسگری با اشاره به راهکارهای پیشنهادی برای افزایش تابآوری کشور گفت: در حوزه زیرساختی، ایران ناگزیر است به سمت غیرمتمرکز کردن شبکه انرژی حرکت کند. این تجربه بار دیگر نشان داد که باید توسعه انرژیهای پاک و منابع انرژی محلی با جدیت بیشتری دنبال شود.
وی ادامه داد: در حوزه مدیریتی نیز لازم است ساختارهای مدیریت بحران یکپارچهتر شوند، زیرا بهنظر میرسید ارتباط مؤثری میان برخی بخشهای نظامی و غیرنظامی وجود ندارد.
این عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با اشاره به ابعاد اجتماعی و روانی بحران تصریح کرد: کشور از ظرفیتهایی مانند مساجد و بسیج برخوردار است، اما این نهادها همه گروههای اجتماعی را پوشش نمیدهند و لازم است برای نهادهای غیرمذهبی و مدنی نیز امکان ایفای نقش و حضور مؤثر در شرایط بحران فراهم شود.
عسگری تأکید کرد: در حوزه اقتصادی، تجربهها و الگوهای موفق جهانی فراوانی وجود دارد، اما بهنظر میرسد یکی از ضعیفترین عملکردها در همین بخش اقتصادی بوده و نیازمند بازنگری جدی است.
روایت رسمی جنگ با واقعیت آسیبهای واردشده به بخش مسکن همخوانی نداشت
در ادامه سیروس دشتی، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، با اشاره به ابعاد تخریبهای ناشی از جنگ اخیر، اظهار کرد: محور اصلی مباحث من شامل دو مقدمه است؛ نخست درباره ماهیت این جنگ و دوم درباره پیامدهای آن در حوزه مسکن. سپس به بررسی آماری خسارتهای واردشده به بخش مسکن در کشور، بهویژه شهر تهران، واکنش مدیریت بحران، پراکندگی فضایی تخریبها، سیاستها و اقدامات اجرایی شهرداری تهران و در نهایت جمعبندی مباحث میپردازم.
جنگ اخیر؛ نمونهای از جنگ نسل پنجم
وی با اشاره به ویژگیهای جنگ اخیر گفت: پدیده شوم جنگ، مخرب حیات اقتصادی و اجتماعی است و برخی کارشناسان معتقدند این جنگ را میتوان از نخستین جنگهای عصر مدرن و الکترونیک دانست. بر اساس طبقهبندیهای موجود، این جنگ در زمره جنگهای نسل پنجم و جنگهای ترکیبی قرار میگیرد و با جنگهای سنتی که کشور ما پیشتر تجربه کرده بود، تفاوتهای جدی داشت.
دشتی ادامه داد: ایران کشوری بلاخیز است و در طول تاریخ نیز همواره در معرض تهاجم بیگانگان قرار داشته و جنگهای متعددی را تجربه کرده است. با این حال، در این جنگ خط مقدم مشخصی وجود نداشت. در جنگ هشتساله، جبههها مشخص و عمدتاً جنگ زمینی بود، اما در این جنگ با ترکیبی از ابعاد سیاسی، اقتصادی، نظامی، سایبری، جنگ اطلاعاتی و رسانهای، تهدیدهای موشکی و پهپادی و همچنین درگیریهای نیابتی مواجه بودیم.
وی افزود: یکی از ویژگیهای مهم این جنگ، وجود عدم قطعیت و ابهام بود؛ بهگونهای که اخبار و اطلاعات درباره اهداف و برنامهها بهطور مداوم تغییر میکرد. در روایتهای رسمی و رسانهای بینالمللی نیز عمدتاً تأکید میشد که اهداف صرفاً نظامی بودهاند، اما آمارهایی که ارائه خواهد شد نشان میدهد این روایت با واقعیت منطبق نبود و اهداف غیرنظامی بسیاری، بهویژه در حوزه مسکن، آسیب دیدند.
مسکن؛ مهمترین اولویت بازسازی پس از جنگ
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با تأکید بر اهمیت بازسازی مسکن پس از جنگ، اظهار کرد: در این جنگ زیرساختهای متعددی آسیب دیدند، اما بحث بر سر اولویت بازسازی است. ممکن است بازسازی برخی زیرساختها مانند ورزشگاهها هزینههای بسیار بیشتری نسبت به مسکن داشته باشد، اما مطالعات نشان میدهد مسکن به دلایل اجتماعی، اهمیت بیشتری نسبت به سایر زیرساختها دارد.
وی خاطرنشان کرد: مسکن نقش اساسی در ثبات و آرامش جامعه دارد و بیش از هر زیرساخت دیگری میتواند مانع گسترش موجهای بیخانمانی و جابهجایی جمعیت شود. آسیب به مسکن، بحران را به سایر مناطق منتقل میکند و از نظر اجتماعی و روانی نیز بیشترین تأثیر را بر جامعه میگذارد.
دشتی با بیان اینکه مسکن صرفاً یک کالای زیربنایی نیست، تصریح کرد: مسکن با امنیت روانی، انسجام خانواده و روابط اجتماعی پیوند مستقیم دارد. همچنین صنعت ساختمان موتور محرک اقتصاد است و گفته میشود بیش از ۸۰ صنعت را با خود همراه میکند.
وی ادامه داد: سهم مسکن در سبد معیشت خانوار در ایران بیش از ۴۰ درصد است و در بسیاری موارد، بیش از ۶۰ درصد دارایی خانوارها را تشکیل میدهد؛ بنابراین آسیب به این بخش، خسارت سنگینی برای مردم محسوب میشود.
جنگ، شوکی مضاعف به رکود بازار مسکن
دشتی در ادامه اظهار کرد: بازار مسکن کشور پیش از وقوع جنگ نیز با رکود مواجه بود و این جنگ میتواند بهعنوان یک شوک ثانویه، رکود مضاعف یا بیثباتی قیمتی را در این بازار ایجاد کند.
جنگ ۴۰ روزه؛ تهران را به کانون اصلی تخریب مسکن تبدیل کرد
دشتی با تأکید بر اهمیت تأمین سرپناه پس از بحرانهای جنگی گفت: پس از عملیات امداد و نجات و آواربرداری، نخستین نیاز مردم تأمین سرپناه ایمن و پایدار و اسکان اضطراری است. به دلیل آنکه بهطور متوسط حدود ۵۰ درصد کاربری شهرها در دنیا به بخش مسکونی اختصاص دارد، هرگونه آسیب به زیرساختهای شهری و غیرنظامی، بهطور مستقیم بخش مسکن را نیز تحت تأثیر قرار میدهد.
وی افزود: جنگ علاوه بر خسارتهای مستقیم، پیامدهای اقتصادی گستردهای نیز برای بخش مسکن و صنعت ساختمان دارد. تحریمها و هزینههای اضافی میتواند فشار زیادی بر صنعت ساختمان وارد کند و منابع مالی و تسهیلات بانکی حوزه مسکن را به سمت بازسازی مناطق آسیبدیده سوق دهد. در شرایط کنونی نیز این احتمال وجود دارد که تسهیلات پروژههایی مانند نهضت ملی مسکن تحت تأثیر روند بازسازی قرار گیرد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ادامه داد: بازار مسکن در دوره جنگ با رکود و کاهش معاملات مواجه میشود. در جریان جنگ ۱۲ روزه حدود ۸.۵ درصد از معاملات مسکن متوقف شد و بازار وارد فاز نوسان و بیثباتی شد. همچنین کاهش قدرت خرید مردم به دلیل بیکاری و نااطمینانی اقتصادی، کاهش تقاضای مؤثر مسکن و افت ساختوساز را به دنبال دارد.
وی خاطرنشان کرد: در چنین شرایطی، الگوی تقاضای منطقهای نیز تغییر میکند و برخی مناطق امنتر، مانند سواحل شمالی کشور، ممکن است با افزایش قیمت مواجه شوند؛ در مقابل، مناطقی که دچار آسیب شدهاند، از رونق اقتصادی فاصله میگیرند. در این میان، افزایش اجارهبها و رهن برای مستأجران یکی از مهمترین تبعات جنگ در حوزه مسکن است.
دشتی با بیان اینکه مسکن میتواند لنگرگاه تابآوری شهری باشد، به مقایسه آماری خسارتهای جنگ اخیر با جنگ هشتساله پرداخت و گفت: در دوران دفاع مقدس، ۱۱ استان بهطور مستقیم درگیر جنگ بودند و شش استان بیشترین سطح تخریب را تجربه کردند. در واقع جبهههای جنگ عمدتاً در نواحی غربی و جنوبی کشور متمرکز بود.
آسیبدیدگی ۲۴ استان در جنگ ۴۰ روزه
وی ادامه داد: در جنگ ۴۰ روزه، هرچند تقریباً همه استانها کموبیش هدف حملات قرار گرفتند، اما ۲۴ استان در حوزه مسکن دچار آسیب شدند. این موضوع نشان میدهد دامنه جغرافیایی جنگ بسیار گستردهتر از جنگ هشتساله بوده است.
دشتی اظهار کرد: مجموع واحدهای مسکونی آسیبدیده در جنگ هشتساله حدود ۲۰۰ هزار واحد بود، اما در جنگ ۴۰ روزه، حدود ۱۵۵ هزار و ۳۹۵ واحد مسکونی آسیب دیدند. همچنین در جنگ هشتساله حدود ۱۳ هزار واحد مسکونی بهطور کامل تخریب شد که معادل ۶.۵ درصد کل واحدهای آسیبدیده بود، اما در جنگ ۴۰ روزه تاکنون حدود ۲۹۰۰ واحد تخریب کامل گزارش شده و برخی آمارها حتی از چهار هزار واحد نیز سخن میگویند؛ هرچند این آمارها هنوز نهایی نشدهاند.
سهم ۳۸ درصدی تهران از کل خرابیهای جنگ
این پژوهشگر حوزه مسکن افزود: سهم تهران از خرابیهای جنگ هشتساله تنها حدود پنج درصد بود، زیرا پایتخت معمولاً در جنگها جزو مناطق امن محسوب میشود؛ اما در جنگ ۴۰ روزه، تنها شهر تهران ـ بدون احتساب سایر شهرهای استان تهران ـ حدود ۳۸ درصد از کل واحدهای آسیبدیده را به خود اختصاص داده است. این مسئله نشان میدهد تهران به کانون اصلی تخریبها تبدیل شده بود.
وی ادامه داد: از مجموع ۱۵۵ هزار و ۳۹۵ واحد مسکونی آسیبدیده، تنها بخش اندکی مربوط به مناطق روستایی بود و بخش عمده خسارتها در مناطق شهری رخ داد؛ بنابراین این جنگ را باید جنگی شهری دانست.
دشتی تأکید کرد: میزان خسارتهای جنگ ۴۰ روزه معادل حدود شش سال از خسارتهای جنگ هشتساله بوده است. البته باید توجه داشت که آمارهای موجود از منابع رسمی مانند شهرداری تهران و بنیاد مسکن استخراج شدهاند، اما هنوز نهایی نیستند و در برخی موارد میان آمارهای اعلامی دستگاههای مختلف اختلافاتی وجود دارد. آماری که ارائه میکنم، آخرین دادههایی است که تاکنون در دسترس قرار گرفته است.
آمار رسمی، همه خسارتهای مسکن را نشان نمیدهد
دشتی با اشاره به محدودیتهای آماری در برآورد خسارتهای جنگ گفت: بسیاری از آسیبهای جزئی در این آمارها ثبت نشدهاند. برای مثال، مواردی مانند شکستن شیشهها یا خسارتهای محدود تنها در صورتی در آمار لحاظ شدهاند که نیروهای شهرداری یا بنیاد مسکن بهصورت مستقیم برای ارزیابی مراجعه کرده باشند.
وی افزود: بخش قابل توجهی از واحدهای مسکونی واقع در مجتمعهای نظامی که بیشترین حجم حملات را تجربه کردند نیز در این آمارها لحاظ نشدهاند، زیرا امکان ورود مأموران شهرداری و ارزیابان به این مناطق وجود نداشت. بنابراین میتوان گفت حجم واقعی تخریب و آسیبدیدگی مسکن بسیار بیشتر از آمارهای رسمی منتشر شده است.
تهران در صدر خسارتهای مسکونی کشور
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ادامه داد: شهر تهران با ۴۸ هزار و ۹۹۶ واحد مسکونی آسیبدیده، رتبه نخست کشور را دارد. علاوه بر این، حدود ۱۲ هزار واحد مسکونی دیگر نیز در سایر شهرها و مراکز جمعیتی استان تهران آسیب دیدهاند.
وی اظهار کرد: پس از تهران، استان اصفهان با حدود ۱۵ هزار واحد آسیبدیده در رتبه دوم، ایلام با ۱۳ هزار و ۹۸۱ واحد در رتبه سوم و کرمانشاه نیز در رتبه چهارم قرار دارند. البته از نظر نسبت خسارت به جمعیت و وسعت، ایلام بیشترین سطح آسیبدیدگی در حوزه مسکن را تجربه کرده است.
دشتی با بیان اینکه عوامل متعددی در شدت خسارتها نقش داشتهاند، گفت: کیفیت ساختوساز، فناوری ساختمان و میزان مقاومت مصالح در شهرهای مختلف متفاوت بوده و این مسئله میتواند در میزان تخریب مؤثر باشد. همچنین نوار شرقی و شمالی کشور کمترین میزان آسیب را در حوزه مسکن تجربه کردهاند.
جنگ شهری با الگوی حملات پراکنده
وی با اشاره به تفاوت الگوی تخریب در جنگ اخیر با جنگ هشتساله خاطرنشان کرد: در جنگ هشتساله عمدتاً با جنگ زمینی و تخریب متمرکز شهرها مواجه بودیم و حدود ۹ شهر تقریباً ویران شدند، اما در این جنگ، حملات عمدتاً هوایی و پراکنده بود و تخریبها در سطح شهر تهران و دیگر شهرها توزیع شده بود.
دشتی افزود: برخلاف جنگهای کلاسیک، در بسیاری از مناطق با «بافت تخریبشده» به معنای متعارف مواجه نبودیم، هرچند در برخی نقاط محلههایی بهشدت آسیب دیدند. برای نمونه، در محدوده قلعه حسنخان و باغشازده در حاشیه تهران، به دلیل فرسودگی و غیراصولی بودن ساختوسازها، تقریباً یک محله بهطور کامل ویران شد.
وی ادامه داد: همچنین در منطقه ۱۱ تهران سنگینترین بمبارانها رخ داد و سطح تخریب در آن نسبت به بسیاری از مناطق دیگر بیشتر بود.
۷۸ درصد خسارتها جزئی بوده است
این پژوهشگر حوزه مسکن با اشاره به جزئیات خسارتهای ثبتشده در تهران گفت: از مجموع ۴۸ هزار و ۹۹۶ واحد آسیبدیده، بیشترین سهم مربوط به خسارتهای جزئی بوده و پس از آن آسیبهای متوسط قرار دارند. در مجموع، ۷۸ درصد خسارتها جزئی، ۱۶ درصد متوسط، دو درصد نیازمند مقاومسازی و چهار درصد نیز تخریب کامل یا نیازمند نوسازی بودهاند.
وی توضیح داد: در موارد نیازمند مقاومسازی، اسکلت ساختمان دچار آسیب شده و نیاز به پایدارسازی فوری وجود دارد، اما در تخریبهای کامل، فروپاشی سازه رخ داده است.
دشتی تأکید کرد: این حجم خسارت حاصل ۶۴۹ نقطه بمباران در شهر تهران بوده و میزان تخریب پایتخت تقریباً چهار برابر دومین استان آسیبدیده کشور است. با این حال، تمرکز حملات بر یک منطقه خاص نبود و تقریباً تمامی مناطق شهری تهران آسیب دیدهاند.
تغییر جغرافیای ناامنی در تهران
وی با اشاره به تغییر الگوی فضایی آسیبها در پایتخت گفت: برخلاف ذهنیت رایج که مناطق شمالی تهران را امنتر میدانست، در جنگ اخیر حدود ۵۰ درصد واحدهای مسکونی آسیبدیده در نیمه شمالی شهر تهران قرار داشتند؛ بهویژه مناطق ۲ و ۴ بیشترین آسیب را تجربه کردند.
دشتی افزود: در مقابل، مناطق ۱۰ و ۱۹ جزو مناطقی بودند که کمترین میزان خسارت را داشتند. این مسئله نشان میدهد الگوی ناامنی و تخریب در جنگ اخیر با تصور متعارف از جغرافیای امن و ناامن شهر تفاوت داشته است.
بافتهای فرسوده، آسیبپذیرترین مناطق پایتخت
وی با اشاره به گونهشناسی مناطق آسیبدیده اظهار کرد: یکی از مهمترین گروههای آسیبپذیر، هستههای بحرانی و شکننده شهری شامل مناطق ۱۱ و ۱۹ بودند که به دلیل فرسودگی بافت تاریخی و شدت اثر موجهای ثانویه انفجار، بیشترین نرخ تخریب را تجربه کردند.
بافتهای تاریخی نیازمند مداخله مستقیم حاکمیت هستند
دشتی با اشاره به الگوهای متفاوت تخریب در مناطق مختلف تهران اظهار کرد: در هستههای بحرانی و شکننده شهری، بهویژه مناطق تاریخی، نیاز به مداخله مستقیم، عمیق و تمامقد حاکمیتی و اجرای طرحهای بازآفرینی وجود دارد، زیرا هویت تاریخی شهر در این مناطق قرار گرفته و آسیبپذیری آنها بسیار بالاست.
وی افزود: در مقابل، در مناطقی مانند مناطق ۲ و ۴ تهران که بیشترین حجم آسیب را تجربه کردهاند، حدود ۹۵ درصد خسارتها جزئی بوده است. این مناطق دارای بافت مدرنتر و ساختمانهای جدیدتر هستند و اگرچه تعداد واحدهای آسیبدیده قابل توجه بوده، اما شدت تخریب پایینتر بوده است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ادامه داد: به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، در چنین مناطقی ضرورتی برای ورود مستقیم نهادهای حاکمیتی وجود ندارد و میتوان فرآیند بازسازی را به بخش خصوصی، تسهیلات بانکی و مالکان واگذار کرد.
تراکم شهری و ناپایداری شریانهای حیاتی
وی با اشاره به مشکلات ناشی از تراکم شهری در برخی مناطق تهران گفت: در مناطقی که تراکم ساختمانی بالاست و عرض معابر کم است، آسیب به شریانهای حیاتی میتواند کل محله را فلج کند. انسداد معابر و اختلال در دسترسیها از جمله مشکلات جدی این مناطق است و نیازمند مداخلات ضربتی، مهاربندی و اقدامات پیشگیرانه است.
دشتی افزود: یکی دیگر از الگوهای قابل توجه، پارادوکس بافتهای نوساز در منطقه ۲۲ تهران است. این منطقه از جدیدترین و مدرنترین بافتهای شهری تهران محسوب میشود، اما میزان آسیبهای جزئی در آن بسیار بالا بوده است.
وی خاطرنشان کرد: این مسئله نشان میدهد که نیازمند بازنگری فوری در ضوابط فنی ساختمان هستیم، زیرا در بسیاری از واحدهای آسیبدیده، بدنه ساختمان توان تحمل فشار را نداشته و الحاقات نما و دیوارهای جانبی فروپاشیدهاند.
شکلگیری ساختار ویژه بازسازی در تهران
دشتی در ادامه به تشریح سیاستها و اقدامات اجرایی شهرداری تهران در حوزه بازسازی پرداخت و گفت: بر اساس مصوبه دولت، ستاد ملی بازسازی تشکیل شد و مسئولیت بازسازی هفت کلانشهر کشور به شهرداریها و سایر استانها به بنیاد مسکن انقلاب اسلامی واگذار شد.
وی ادامه داد: در تهران نیز کارگروه اجرایی بازسازی و بازتوانی جنگ تشکیل شد و متعاقب آن، قرارگاههای بازسازی در مناطق مختلف شهر مستقر شدند. در ساختار مدیریت شهری، فرماندهی ویژه بازسازی در شهرداری تهران ایجاد شد که ریاست آن برعهده معاونت هماهنگی امور مناطق است و سازمان پیشگیری و مدیریت بحران نیز در آن نقش محوری دارد.
این پژوهشگر حوزه مسکن افزود: در سطح محلی نیز کارگروههای اجرایی بازسازی در مناطق مختلف مستقر شدهاند و تمامی گزارشهای روزانه به سازمان پیشگیری و مدیریت بحران و سپس معاونت هماهنگی امور مناطق ارسال میشود.
تدوین دستورالعملهای گسترده برای مدیریت بحران
وی با اشاره به اقدامات ساختاری شهرداری تهران اظهار کرد: شهرداری تهران بهصورت داوطلبانه وارد عرصه بازسازی شد که در تجارب بینالمللی کمتر نمونه مشابهی برای آن وجود دارد. همچنین دستورالعملها، شیوهنامهها و کاربرگهای مفصلی برای نحوه ارزیابی، مستندسازی و مدیریت عملیات بازسازی تدوین شده است.
دشتی افزود: نیروهای انسانی در سطح استانها و شهر تهران برای آماربرداری، مستندسازی و ارزیابی خسارتها آموزش دیدهاند و اطلاعرسانی عمومی نیز در این زمینه انجام شده است.
اسکان ۵۰۰۰ خانوار آسیبدیده در هتلها
وی اقدامات اجرایی را در سه سطح فنی و مهندسی، خدماتی و حمایتی دستهبندی کرد و گفت: در بخش فنی و مهندسی، ارزیابی خسارتها در دو مرحله انجام میشود؛ ابتدا نمایندگان مرکز تحقیقات ساختمان ارزیابی اولیه را انجام میدهند و سپس کارشناسان رسمی دادگستری بر اساس فهرستبها، میزان خسارت مالی را تعیین میکنند.
دشتی ادامه داد: در سطح اجرا، تعمیرات جزئی توسط مالکان و بخش خصوصی، پایدارسازی فوری توسط گروههای جهادی و عملیات مقاومسازی و بازسازی توسط پیمانکاران و بانکها انجام میشود.
وی افزود: در حوزه خدماتی نیز مراکز پاسخگویی و اطلاعرسانی فعال شدهاند و فضاهایی برای انبار موقت وسایل و لوازم آسیبدیدگان در نظر گرفته شده است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی تصریح کرد: در بخش حمایتی، حدود ۵۰۰۰ خانوار در هتلها و مراکز اقامتی اسکان داده شدهاند. همچنین برای تأمین مسکن موقت، ۲۰۰ میلیون تومان ودیعه و ماهانه ۴۰ میلیون تومان کمکهزینه اجاره در نظر گرفته شده است. علاوه بر این، واحدهای حمایت روانی و مشاورههای اجتماعی و روانشناختی نیز توسط شهرداری تهران راهاندازی شدهاند.
بیش از ۱۰ هزار واحد در معرض تهدید ثانویه
وی در جمعبندی سخنان خود اظهار کرد: مناطق ۱۱، ۱۲ و ۱۹ از مهمترین هستههای بحرانی تهران هستند. در منطقه ۱۹ حدود ۴۹۷ واحد آسیب دیده و ۱۹۷ واحد نیازمند تخریب و نوسازی کامل است. همچنین منطقه ۹ به دلیل مجاورت با فرودگاه و منطقه ۱۲ به دلیل بافت تاریخی و رفتار ترد سازهها، نیازمند بازآفرینی و مداخله جدی هستند. در مناطق جنوبی تهران از جمله مناطق ۷، ۱۰ و ۱۷ نیز به دلیل تراکم بالا و ناپایداری شهری، مداخلات فوری و پیشگیرانه ضروری است.
وی در ادامه هشدار داد: مهمترین تهدید ثانویه موجود، بیش از ۱۰ هزار و ۳۹۳ واحدی است که در صورت وقوع بحران یا موج ثانویه، در معرض تخریب جدی قرار دارند و این مسئله نیازمند مداخله فوری مدیریت شهری و حاکمیت است.
تهران با وجود گستردگی خسارتها، چهره یک شهر جنگزده را پیدا نکرد
دشتی با اشاره به ارزیابی نقاط قوت و ضعف روند بازسازی اظهار کرد: بر اساس ماتریس طراحیشده برای استراتژی مداخله در بازسازی، مجموعهای از نقاط قوت، ضعف، انتقادات و پیشنهادات قابل طرح است.
وی افزود: شهرداری تهران بهصورت داوطلبانه وارد عرصه بازسازی شد و این مسئله از نقاط قوت مدیریت بحران در جنگ اخیر محسوب میشود. با وجود آنکه تهران بیشترین حجم آسیبدیدگی مسکن را در کشور تجربه کرد، اما پایتخت چهره یک شهر جنگزده را به خود نگرفت.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ادامه داد: برنامهریزی، سازماندهی و مدیریت اجرایی شهرداری تهران، بهویژه در حوزه هماهنگی و بسیج ظرفیتهای مردمی، نقش مهمی در کنترل شرایط داشت. مشارکت نهادها، اصناف و نیروهای داوطلب در جریان بمبارانها قابل توجه بود؛ بهگونهای که صدها تعمیرکار، شیشهبر و نیروهای خدماتی بهصورت داوطلبانه در عملیات بازسازی و ترمیم حضور پیدا کردند و این اقدامات با هماهنگی مدیریت شهری انجام شد.
وی خاطرنشان کرد: اسکان اضطراری آسیبدیدگان نیز در مدتزمان کوتاه و بهصورت مطلوب انجام شد. همچنین نیروهای شهرداری همزمان با عملیات امداد و نجات، در کوتاهترین زمان ممکن برای آواربرداری وارد عمل میشدند.
مداخله مستقیم دولت در بازسازی محل بحث است
دشتی با اشاره به برخی انتقادات مطرحشده درباره روند بازسازی گفت: بر اساس تجارب جهانی، مداخله مستقیم دولت در فرآیند بازسازی معمولاً توصیه نمیشود و مشارکتهای مردمی و بخش خصوصی نقش محوری دارند. حتی در کشورهایی مانند سوریه و برخی کشورهای حوزه بالکان که با تخریبهای گسترده مواجه بودند، تجربه بازسازی عمدتاً بر پایه مشارکت عمومی شکل گرفته است.
وی ادامه داد: البته طبق قانون محاسبات عمومی کشور، بازسازی از وظایف دولت محسوب میشود و همین موضوع محل بحث و اختلافنظر کارشناسان است.
این پژوهشگر حوزه مسکن افزود: یکی دیگر از نگرانیها، تأمین منابع مالی بازسازی است. برخی کارشناسان معتقدند شهرداری برای تأمین این هزینههای سنگین ممکن است به سمت تراکمفروشی یا افزایش بارگذاری شهری حرکت کند که این مسئله میتواند به نوعی بهرهکشی مجدد از شهر منجر شود.
خطر افزایش تراکم و بارگذاری شهری
وی اظهار کرد: نگرانی دیگری که وجود دارد، تداوم روند تراکمفروشی و تبدیل آن به یک رویه دائمی است. بهعنوان مثال، اگر برای برخی واحدهای آسیبدیده مجوز اضافهبنا یا تراکم تشویقی صادر شود، این احتمال وجود دارد که در آینده سایر مناطق و محلهها نیز خواهان دریافت چنین امتیازاتی شوند و این مسئله به افزایش بارگذاری شهری منجر شود.
دشتی تأکید کرد: بازسازی صرفاً به معنای ساخت مجدد کالبد شهر نیست، بلکه ابعاد اجتماعی، روانی و انسانی آن اهمیت بیشتری دارد. در بسیاری از موارد، فروپاشی روانی خانوادهها و آسیبهای اجتماعی ناشی از جنگ، اولویتی بالاتر از بازسازی کالبدی دارند و باید در سیاستگذاریها مورد توجه جدی قرار گیرند.
توسعه شهری در مجاورت مراکز نظامی، آسیبپذیری شهرها را افزایش داده است
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی، با اشاره به تفاوت ماهیت جنگ اخیر با جنگهای گذشته اظهار کرد: جنگ اخیر، جنگی متفاوت بود و حملات عمدتاً بهصورت هوایی و موشکی انجام شد؛ به همین دلیل بیشترین آسیب متوجه ساختارهای کارکردی شهرها شد.
وی افزود: در این شرایط، لازم است بازنگری جدی در حوزه برنامهریزی کالبدی و شهری، از جمله طرحهای جامع شهری، طرحهای تفصیلی و برنامههای نوسازی بافتهای فرسوده انجام شود. همچنین این جنگ، فرصتهایی را نیز در حوزه هوشمندسازی، گردشگری جنگ و تقویت سرمایه اجتماعی ایجاد کرده است که باید مورد توجه قرار گیرد.
سه کانون اصلی خطر در شهرها
قاسمی سیانی با اشاره به الزامات دفاعی و پدافند غیرعامل مصوب سال ۱۳۸۶ گفت: در شهرها سه دسته کانون خطرزا وجود دارد. نخست مراکز خطرزای شهری مانند پمپبنزینها، مراکز فشار و برخی تأسیسات خدماتی؛ دوم مراکز خطرزای غیرشهری که در محدوده شهرها قرار گرفتهاند، مانند پادگانها، انبارهای مهمات، مخازن سوخت و پالایشگاهها؛ و سوم مراکز کلیدی و راهبردی مانند پلها، زیرساختها، مراکز رسانهای و ساختمانهای سیاسی و امنیتی که در شرایط جنگی به اهداف اصلی حملات تبدیل میشوند.
وی ادامه داد: برای استقرار این مراکز، ۱۲ شاخص جهانی و الزامات پدافند غیرعامل تعریف شده که شامل فاصله از مراکز جمعیتی، حریم ایمنی، دسترسی مناسب برای امداد و نجات و رعایت استانداردهای امنیتی است، اما در بسیاری از موارد این الزامات رعایت نشده و همین مسئله موجب افزایش خسارتها شده است.
تجمیع پمپبنزین و جایگاه CNG یک خطای جدی است
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی اظهار کرد: برخی تهدیدها نهتنها کاهش نیافته، بلکه تشدید هم شدهاند. برای مثال، تجمیع جایگاههای CNG با پمپبنزینها اقدامی اشتباه است، زیرا در صورت حمله به یک جایگاه سوخت، احتمال گسترش آتشسوزی و دوچندان شدن بحران افزایش پیدا میکند.
وی تأکید کرد: این مراکز باید از یکدیگر تفکیک و به فضاهای باز و کمتراکم منتقل شوند تا در زمان بحران، کمترین آسیب را به شهروندان وارد کنند.
توسعه شهرها به سمت مراکز خطرزا
قاسمی سیانی با انتقاد از روند توسعه شهری در برخی مناطق گفت: در برنامهریزی شهری تأکید شده که توسعه شهرهای مرزی نباید به سمت مرزها باشد و باید به سمت داخل کشور هدایت شود، اما در عمل بسیاری از شهرها به سمت مراکز خطرزا توسعه یافتهاند.
وی افزود: امروز در اطراف برخی مراکز نظامی، از جمله محدودههای نظامی شرق تهران و اطراف پایگاههای نیروی هوایی، حجم زیادی از ساختوسازهای مسکونی شکل گرفته و همین مسئله موجب شده در زمان حملات، شهروندان عادی نیز آسیب ببینند.
این پژوهشگر حوزه شهری ادامه داد: مراکز پرخطر مانند پالایشگاهها و مخازن سوخت، از جمله تأسیسات شهران و پالایشگاه شهرری، باید از محدودههای شهری خارج شوند، زیرا آسیب به این مراکز میتواند کل شهر را با بحران مواجه کند.
نبود فضاهای اسکان موقت در تهران
وی با اشاره به ضعف زیرساختهای شهری برای مدیریت بحران گفت: در تهران و بسیاری از شهرهای کشور، مکانهای مشخصی برای استقرار موقت جمعیت در شرایط جنگی پیشبینی نشده است. شرایط جنگ با بحرانهایی مانند زلزله و سیل متفاوت است و نیاز به فضاهای باز، قابل حمل و مجهز به امکانات بهداشتی و خدماتی دارد.
قاسمی سیانی افزود: یکی از مباحثی که در جنگ اخیر مطرح شد، استفاده از مترو بهعنوان پناهگاه بود، در حالی که متروهای تهران اساساً برای اسکان بلندمدت طراحی نشدهاند و امکانات لازم برای تغذیه، بهداشت و ذخیرهسازی در آنها وجود ندارد.
متروهای تهران قابلیت پناهگاهی ندارند
وی با مقایسه زیرساختهای مترو در ایران و برخی کشورها اظهار کرد: در کشورهایی مانند کره شمالی، ایستگاههای مترو برای اسکان طولانیمدت جمعیت طراحی شدهاند و حتی در برابر حملات سنگین مقاومت بالایی دارند، اما در تهران چنین زیرساختی وجود ندارد.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی خاطرنشان کرد: در طراحی پناهگاهها و فضاهای ایمن، صرفاً داشتن یک ورودی کافی نیست و باید چندین مسیر دسترسی و خروج اضطراری پیشبینی شود، زیرا در شرایط بحران، ازدحام جمعیت میتواند خود به یک تهدید جدی تبدیل شود.
متروهای تهران برای اسکان اضطراری طراحی نشدهاند
قاسمی سیانی در ادامه سخنان خود با تأکید بر ضعف زیرساختهای پناهگاهی در تهران گفت: در شرایط فعلی نمیتوان از متروهای تهران بهعنوان پناهگاه شهری استفاده کرد، زیرا این فضاها برای اسکان اضطراری و طولانیمدت طراحی نشدهاند و امکانات لازم را ندارند.
وی افزود: یکی از موضوعات مهم در حوزه برنامهریزی شهری، نحوه نوسازی مسکن و بافتهای فرسوده پس از جنگ است. در این زمینه، مسئله انتخاب پیمانکاران اهمیت بسیار زیادی دارد تا دوباره ساختوسازهای غیرکیفی و بسازوبفروشی در این بافتها تکرار نشود.
نبود سازوکار مشخص برای انتخاب پیمانکاران بازسازی
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی اظهار کرد: در بافتهای فرسوده معمولاً سه شیوه برای انتخاب پیمانکار وجود دارد؛ گاهی مالکان بهصورت مستقیم پیمانکار انتخاب میکنند، گاهی بنگاههای املاک سازندگان را معرفی میکنند و در مهمترین حالت، دفاتر تسهیلگری و دفاتر نوسازی محله وارد عمل میشوند.
وی ادامه داد: این دفاتر دارای بانک اطلاعاتی سازندگان هستند و پیمانکاران بر اساس شاخصهایی مانند خوشنامی، سابقه فعالیت، داشتن مدارک فنی و تجربه ساختوساز در تهران ارزیابی میشوند.
قاسمی سیانی افزود: با این حال، در روند بازسازی واحدهای جنگزده، هنوز سازوکار مشخص و شفافی برای انتخاب پیمانکاران تعریف نشده است. در برخی مناطق، تنها یک فراخوان عمومی اعلام شده و هر فردی که توانایی ساخت داشته باشد میتواند وارد پروژه شود؛ در حالی که این روند میتواند مخاطرات جدی برای کیفیت ساختوساز ایجاد کند.
ضرورت استفاده از سازندگان دارای سابقه در بافتهای فرسوده
وی با اشاره به تجربه سازندگان فعال در نوسازی بافتهای فرسوده گفت: پیشنهاد من این است که از همان سازندگانی استفاده شود که پیشتر در بافتهای فرسوده فعالیت کردهاند و تجربه و صلاحیت لازم را دارند؛ حتی اگر در گذشته سود اقتصادی بالایی هم کسب نکرده باشند.
این پژوهشگر حوزه شهری ادامه داد: کانون انبوهسازان و شرکتهایی که در پروژههای نوسازی شهری فعال بودهاند، به دلیل آشنایی با ضوابط و بهرهمندی از تسهیلات و مشوقهای قانونی، میتوانند نقش مؤثرتری در بازسازی مناطق آسیبدیده ایفا کنند.
وی تأکید کرد: حداقل باید همان استانداردها و شروط فنی که برای ساختوساز در بافتهای فرسوده وجود دارد، در پروژههای بازسازی جنگی نیز رعایت شود. صرف اینکه فردی خود را سازنده معرفی کند یا نمونهای از ساختوساز قبلی ارائه دهد، نباید ملاک ورود به پروژههای حساس بازسازی باشد.
نبود سامانههای هوشمند مدیریت بحران
قاسمی سیانی با اشاره به ضعف زیرساختهای هوشمندسازی شهری در مدیریت بحران اظهار کرد: در شهرهای کشور، سامانههای هوشمند هشدار و مدیریت بحران بهصورت جدی وجود ندارند. در دوران جنگ هشتساله، اطلاعرسانیها هرچند ساده، اما تا حدی قابل پیشبینی بود، اما امروز با وجود فناوریهای جدید، همچنان سامانههای مؤثر هشدار عمومی در اختیار نداریم.
وی افزود: میتوان سنسورهای هشدار شهری، نرمافزارهای تلفن همراه و سامانههای محلهمحور طراحی کرد تا شهروندان در زمان بحران بتوانند نزدیکترین مکان امن، فضای باز یا پناهگاه را شناسایی کنند.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ادامه داد: این نرمافزارها باید مسیرهای دسترسی، امکانات موجود و ظرفیت فضاهای امن را نیز مشخص کنند و آموزشهای لازم برای مواجهه با بحران به شهروندان ارائه شود.
ضرورت ایجاد سامانههای جایگزین ارتباطی
وی با اشاره به اختلالات احتمالی اینترنت و شبکههای ارتباطی در شرایط جنگی گفت: در زمان بحران ممکن است شبکه اینترنت یا ارتباطات عمومی دچار اختلال شود؛ بنابراین باید سامانههای جایگزین ارتباطی و زیرساختهای داخلی پیشبینی شود تا مدیریت بحران با مشکل مواجه نشود.
قاسمی سیانی افزود: حتی بسیاری از ادارات، مدارس و نهادهای دولتی نیز فاقد سامانههای تخلیه اضطراری، مسیرهای فرار و برنامهریزی مشخص برای شرایط جنگی هستند و این مسئله باید در چارچوب هوشمندسازی و مدیریت بحران شهری مورد توجه قرار گیرد.
پناهگاههای شهری نیازمند بازنگری جدی هستند
وی در ادامه با اشاره به ضرورت توسعه پناهگاههای شهری اظهار کرد: پناهگاهها و سیستمهای دسترسی به آنها باید بر اساس استانداردهای مشخص طراحی شوند و صرف ایجاد یک فضای زیرزمینی یا محدود، پاسخگوی شرایط جنگی نخواهد بود. این موارد در آییننامههای پدافند غیرعامل پیشبینی شده، اما در بسیاری از شهرها بهدرستی اجرا نشدهاند.
الزامات پدافند غیرعامل در طرحهای شهری رعایت نشده است
قاسمی سیانی با اشاره به اهمیت الزامات پدافند غیرعامل اظهار کرد: در آییننامههای مربوط به پدافند غیرعامل، تمامی جزئیات از جمله عرض معابر، سطح دسترسیها، فاصله تا بیمارستانها، مراکز آتشنشانی و پناهگاهها بهصورت دقیق مشخص شده است.
وی افزود: در این ضوابط حتی تعیین شده که بیمارستانها در چه نقاطی نباید احداث شوند و اگر در بافتهای فرسوده قرار گرفتند، چگونه باید حریم اطراف آنها بازگشایی شود تا امکان دسترسی آمبولانس یا حتی بالگرد فراهم باشد. اما در حال حاضر این استانداردها در بسیاری از موارد رعایت نشده است.
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی ادامه داد: در بسیاری از بیمارستانهای واقع در بافتهای فرسوده، از جمله برخی مراکز درمانی شهری، حداقل عرض معابر و شعاع خدماترسانی ۲۴ متری و پنج کیلومتری که باید برای دسترسی اضطراری پیشبینی شود، وجود ندارد.
وی تأکید کرد: این موارد باید بهطور جدی در طرحهای توسعه و عمران شهری، بهویژه در جانمایی مراکز امدادی، درمانی و خدماتی لحاظ شود تا در زمان بحران امکان پاسخگویی سریع وجود داشته باشد.
گردشگری جنگ؛ فرصتی برای دیپلماسی فرهنگی
قاسمی سیانی در ادامه با اشاره به فرصتهای ایجادشده پس از جنگ گفت: یکی از ظرفیتهای مهم، توسعه گردشگری جنگ است که میتواند بهعنوان بخشی از دیپلماسی فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.
وی افزود: در جریان جنگ اخیر، حدود ۱۴۹ اثر تاریخی در ۲۰ استان کشور آسیب دیدهاند که شامل ۱۵ اثر ثبت جهانی، هفت بافت تاریخی و ۵۴ موزه است. این موضوع نشان میدهد که خسارتها تنها محدود به زیرساختهای مسکونی نبوده و حوزه میراث فرهنگی را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
این پژوهشگر حوزه شهری ادامه داد: پس از جنگ جهانی دوم، ادبیات گردشگری جنگ در بسیاری از کشورها شکل گرفت. در ایران نیز پس از جنگ هشتساله، گردشگری راهیان نور در مناطق شلمچه، اروندکنار و فکه توسعه یافت و سالها مورد استقبال قرار گرفته است.
وی خاطرنشان کرد: در کشورهای دیگر نیز نمونههایی از این نوع گردشگری وجود دارد؛ از جمله دیوار برلین در آلمان که بخشی از آن بهعنوان جاذبه گردشگری حفظ شده و همچنین تونلهای جنگی ویتنام که امروز به یکی از مقاصد گردشگری تبدیل شدهاند.
ظرفیت برندسازی و حفظ حریم آثار تاریخی
قاسمی سیانی اظهار کرد: در حال حاضر نیز برخی طرحها با عنوان مسیرهای گردشگری مانند راه خورشید، راه تاوان و راه نیایش در حال شکلگیری است که در راستای معرفی آثار و پیامدهای جنگ و تقویت دیپلماسی فرهنگی تعریف شدهاند.
وی افزود: این رویکرد میتواند به برندسازی ملی کمک کند و در کنار آن، باید حریم آثار ثبت ملی و تاریخی بهطور جدی تعیین و حفاظت شود تا از آسیبهای احتمالی جلوگیری شود. همچنین مراکز پرخطر مانند تأسیسات نظامی، پمپبنزینها و سایر کانونهای خطرزا نباید در مجاورت این آثار قرار گیرند.
مشارکت مردمی؛ مهمترین ظرفیت بازسازی شهری
عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی با تأکید بر نقش مردم در بازسازی گفت: یکی از مهمترین ظرفیتهای موجود، مشارکت اجتماعی و مردمی در فرآیند بازسازی است. در حال حاضر نیز کمپینها و پویشهای متعددی از جمله پویش «خانهات آباد»، «کنار مردم» و «هر ایرانی یک مشاور» در حوزه بازسازی شکل گرفته است.
وی ادامه داد: بر اساس برخی برآوردها، تنها از طریق همین پویشها حدود ۱۵۰۰ خانوار در مرحله اولیه بازسازی مورد حمایت خیرین قرار گرفتهاند. این تجربه نشان میدهد که ظرفیتهای مردمی نقش مهمی در بازسازی سریعتر مناطق آسیبدیده دارند.
قاسمی سیانی با اشاره به تجارب بینالمللی اظهار کرد: در برخی کشورها مانند هند، پس از وقوع بلایای طبیعی، مدلهای مشارکتی گستردهای برای بازسازی شهری اجرا شده که در آن زنان، جوانان و گروههای محلی نقش فعال داشتهاند و هویت محلات نیز حفظ شده است.
تجربه محله سیروس و اهمیت بازسازی مشارکتی
وی افزود: در تهران نیز تجربه بازسازی مشارکتی در محله سیروس طی ۳۰ روز نشان داد که با مشارکت مردم و گروههای محلی میتوان فرآیند نوسازی بافتهای فرسوده را تسریع کرد.
این پژوهشگر حوزه شهری در پایان تأکید کرد: استفاده از ظرفیت پویشهای مردمی و مشارکت اجتماعی، چه در بازسازی مسکن و چه در بازسازی شهری، باید بهعنوان یک راهبرد جدی مورد توجه قرار گیرد و از این تجربهها برای مدیریت بهتر بحرانها در آینده استفاده شود


نظر شما :